قالب وبلاگ

هفته نامه صدای گلپایگان

سوره شناسي
گفت و شنود با سوره فلق!
حسين مرادي
شما، بدون انس با من، چگونه به سر مي بريد و بي آن كه مرا در قلب خود جاي دهيد و برفكر و ذكر خود حاكم كنيد، چگونه در اين دنياي سراسر شرّ، روزگار مي گذرانيد و در جهاني كه از شر يكايك پديده هاي آن بايد به رب الفلق پناه بريد، بدون من و تعليمات من و قل، قل هاي من، چگونه زندگي مي كنيد؟ اين سؤال است كه مي ترسم هرگز پاسخش را نيابم!
لطفاً خودتان را معرفي كنيد.
اگر منظورتان از معرفي، ذكر نام و نشان است، بايد بگويم كه مردم مرا سوره فلق مي نامند، اما معصومين (ع) معمولاً  از من با آيه آغازينم قل اعوذ برب الفلق ياد مي كنند،
خودتان كدام يك را بيشتر مي پسنديد؟
خوب، معلوم است! هر چه رسول اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) بپسندند.
قدري بيشتر از خودتان بگوييد.
نمي دانم منظور شما از كلمه خودتان چيست!
يعني تعداد آيات و كلمات و حروف و زمان نزول و از قبيل مسائل...
(با لبخند) راستش اين چيزها را شما بهتر از ما مي دانيد و اين ما هستيم كه بايد از شما سؤال كنيم! اما خوب، معروف است كه پنج آيه و 23 كلمه و 74 حرف دارم و در ترتيب نزول، بيستمين سوره، بعد از سوره فيل مي باشم.
به مكي يا مدني بودنتان اشاره اي نكرديد!
هر كس در هر وقت و در هر جا مرا قرائت كند، همان وقت و همان جا بر او نازل مي شوم؛ اگر در تهران باشد، خوب من هم تهراني خواهم بود و اگر در مكه باشد، من هم مكي خواهم شد و...
برخي مرا مدني و برخي ديگر مكي مي دانند.
نظر خودتان چيست؟
چه اهميتي دارد؟
خوب به هر حال دانستن آن خيلي مفيد است!
وقتي شما مي بينيد رسول اكرم(ص) كوچك ترين دغدغه اي در راستاي ثبت و ضبط مكي يا مدني بودن ما نداشته است، چه لزومي دارد فكر و ذكر خود را صرف اين مسائل كنيد و سرانجام هم به يك نتيجه قطعي دست نيابيد؟ مگر آن حضرت اسوه حسنه شما نيست؟!
چرا، اما خوب...!
هر كس در هر وقت و در هر جا مرا قرائت كند، همان وقت و همان جا بر او نازل مي شوم؛ اگر در تهران باشد، خوب من هم تهراني خواهم بود و اگر در مكه باشد، من هم مكي خواهم شد و...
هر كس در هر وقت و در هر جا مرا قرائت كند، همان وقت و همان جا بر او نازل مي شوم؛ اگر در تهران باشد، خوب من هم تهراني خواهم بود و اگر در مكه باشد، من هم مكي خواهم شد و...
بگذريم! لطفاً از دوستتان بگوييد.
تمام سوره هاي قرآن دوستان من هستند و با همه آنها رفت و آمد و ارتباط تنگاتنگ دارم، تا حدي كه مرا در چهره يكايك آنها مي توانيد تماشا كنيد. هر چند مردم، اغلب، ما را جدا از هم مي دانند و مي شناسند.
با كدام يك از آنها دوستي و ارتباط بيشتري داريد؟
با سوره ناس، علاوه بر دوستي، رابطه همسايگي و خويشاوندي نيز دارم، ارتباط من با ايشان، تا حدي است كه مردم ما را به عنوان معوذتين مي شناسند و اغلب ما را پشت سر هم قرائت مي كنند. از نظر قد و قواره و شكل و قيافه نيز شباهت هاي بسياري با هم داريم و همان گونه كه سوره هاي قرآن، اغلب دو به دو با هم زوج اند، ما نيز زوج هم مي باشيم. همچنين از اهداف و وظايف مشتركي برخوردار هستيم:
ناس و فلق دوستان همدگرند
هميشه بعد ناس، نوبت فلق آيد.
توصيه هاي مركز بهداشت شهرستان به بانوان گرامي:
 خانم گرامي
آيا تصميم به باردار شدن داريد؟
آيا روش پيشگيري شما غيرمطمئن است؟
آيا به بيماري خاصي مبتلا هستيد و يا دارو مصرف مي نمائيد و قصد باردار شدن داريد؟
در صورتيكه پاسخ هر يك از سؤالات فوق بلي است نياز به خدمات مراقبتي قبل از بارداري داريد.
اين خدمات كه مشاوره قبل از بارداري ناميده مي شود در كليه واحدهاي بهداشتي، مطب متخصصين زنان، پزشكان عمومي و ماماها ارائه مي گردد. زمان مناسب براي گرفتن اين خدمات يك تا دو ماه قبل از باردار شدن مي باشد. براي داشتن اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي 2 - 3224001 مركز بهداشت شهرستان واحد بهداشت خانواده تماس حاصل نمائيد.
دكتر عليرضا سلطاني
رئيس مركز بهداشت شهرستان گلپايگان

هوالعادل                  گزارشگر: مرضيه شهابي
اندر خم و پيچ دادگاه خانواده
(به خدا 2/5 سال با شوهرم زندگي كردم و از ديدن خانواده ام محروم بودم و نگذاشتم از راز زندگيم باخبر شوند)
زمانيكه با نام خبرنگار خود را به وي معرفي كردم ابتدا از سخن گفتن اِبا كرد و گفت چون ما در روستا زندگي مي كنيم نمي خواهم بيشتر از اين آبروي پدرم برود.
مگر شما چه كرده ايد كه باعث رفتن آبروي پدرتان شده؟
من كه هيچ. به خدا 2/5 سال با شوهرم زندگي كردم و از ديدن خانواده ام نيز محروم بودم و حق ديدن آنها را نداشتم و نگذاشتم از راز زندگيم باخبر شوند تازه بعد از 2 سال كه براي عروسي خواهرم به دِه آمديم و راز زندگيم را براي خانواده ام فاش كردم آنها ديگر نگذاشتند با شوهرم به خانه اش برگردم.
الان براي چه دادگاه آمديد؟ درخواست طلاق داده ام
به چه علت و لطفاً رازتان را نيز براي خوانندگان ما بگوئيد؟
سال 81 كه به خواستگاري من آمد با اسم امام زمان آمد و گفت من مي خواهم زندگيم را با نام امام زمان شروع كنم و شغلش نيز آزاد بود و معامله گر بود
او قبل از ازدواج با من يك غده در كمرش بوده و عمل كرده و مدتي نيز شيمي درماني مي شده و ما از همه ي اين چيزها بي خبر بوديم و من بعد از ازدواج متوجه شدم
او هنوز بيمار است قادر به بچه دار شدن نيست
توقع شما از وي چيست؟ چرا به من دروغ گفت و الان از دادگاه فقط طلاق مي خواهم كه كمتر مجبور باشم هر بار يك نفر از اعضاي خانواده ام به دادگاه بيايم جهيزيه ام را كه به من ندادند و چون دختر نيز هستم مهريه ام اگر بپردازد نيم آن به من تعلق مي گيرد و هر چند كه شوهرم مي گويد من تو را طلاق نمي دهم و تو بايد به خاطر خدا و حس انسان دوستي تا آخر عمرم با من زندگي كني و براي من مثل يك دوست و همدم باشي و به خاطر همين مسئله هم در دادگاه خودم را كتك زد و هم پدرم را .
فقط از خدا كمك مي خواهم.
 
  
  پيوستن به سازمان تجارت جهاني
اصول و شرايط اوليه پذيرش
آثار منفي و مثبت، فرصت يا تهديد
تهيه و تنظيم:
محمدرضا توكل
كارشناس صنايع
پيوستن به سازمان تجارت جهاني:
اصول و شرايط اوليه پذيرش - آثار منفي و مثبت - فرصت يا تهديد
شرايط:
1- آزاد سازي تجارت خارجي شامل: آزادي واردات كليه محصولات - لغو محدوديت بر وادرات - حذف حقوقي گمركي بر واردات كليه محصولات - آزادي صادرات كليه توليدات داخلي
2- آزاد سازي نرخ كالاهاي - حذف كليه سوبسيدهاي غيرمستقيم
3- آزاد سازي نرخ ارز
4- لغو انحصارات دولتي و خصوصي
5- آزاد سازي نرخ بهره
6- جدا سازي اقتصاد و تأمين اجتماعي
7- آزاد سازي كليه بخشهاي خدماتي
9- مذاكرات و چانه زني طولاني
پس از اينكه در سال 1375 سازمان تجارت جهاني در كشور معرب اعلام موجوديت كرد در همان سال 130 كشور به عضويت اين سازمان درآمدند 30 كشور تقاضاي عضويت دارند و 12 كشور نه عضو شدند نه تقاضا براي عضويت دارند ايران جزء 12 كشور بود ليكن در سال 1376 ايران در جلسه سنگاپور رسماً تقاضاي عضويت داد كه در سال 1384 پس از حدود 9 سال و 23 بار رد تقاضا و مخالفت آمريكا درخواست پذيرفته شد يكي از اهداف سازمان تجارت جهاني حذف حقوق گمركي است هيچ كشوري نمي تواند بر واردات كالاها تعرفه وضع كند مگر تعداد محدودي كالا با تعرفه كم پس از چانه زني و توافق و استثنا در مورد بعضي از كالاها همچنين  اين امر در خصوص صادرات كالا نيز صادق است و كشور عضو نمي تواند براي صادرات برخي از كالا محدوديت وضع نمايد به عبارت ساده تر كشورهاي عضو بايد كليه محدوديت ها در صادرات و واردات در سه بخش صنعت، كشاورزي و خدمات را لغو نمايد وتز خودكفائي را كنار بگذارد و ادغام در اقتصاد جهاني را پذيرا باشد به معناي ديگر با حذف مرزهاي ملي، امكان مبادله آزاد كالا بين كشورها سهل و آسان مي شود.
در اين بازار فقط توليدكنندگاني در صحنه اقتصاد باقي مي مانند كه پايين ترين هزينه توليد را داشته باشد و ارزانترين توليدكننده در دنيا مشخص مي شود و تنها كشورها كه داراي مزيت نسبي هستند مي توانند كالاي با كيفيت بالاتر و قيمت پايين تر توليد نمايد قادر به ادامه توليد هستند.
به عنوان مثال در ميهن اسلامي استان خوزستان در زمينه نيشكر و كرمان در توليد پسته و زيره در مقايسه با ساير استانها مي توانند با كيفيت بالاتر و قيمت ارزانتر اين محصولات را توليد كنند با همين استدلال در دنيا استراليا در توليد گندم - ويتنام در توليد كائوچو - آمريكا در توليد برنج - كره در توليد تلويزيون نسبت به كشورهاي ديگر داراي مزيت نسبي هستند با پذيرش اصل مزيت نسبي و حذف تعرفه ها فقط توليدكنندگان در دنيا باقي مي مانند كه در شرايط مساوي ارزانتر از همه توليد مي كنند و توليدكننده اي كه حتي يك دلار كالايش گرانتر باشد از صحنه اقتصاد حذف مي شود براي مثال قيمت اتومبيل و پارچه در ايران گرانتر از بازار جهاني است در صورتيكه ايران به عضويت اين سازمان درآيد ما نمي توانيم بر واردات اتومبيل و پارچه تعرفه وضع كنيم (هم اكنون تعرفه ورود اتومبيل 100درصد) و يا محدوديتي بر واردات آن اعمال كنيم بنابراين اين كارخانجات يا تعطيل مي شود و يا بايد هزينه تمام شده خود را آنقدر پايين آورد كه بتواند با توليد مشابه خارجي رقابت كنند به عبارت ديگر عضويت در سازمان تجارت جهاني به معني حذف صنايع ناكارآمد است.
كارخانه هاي داراي پرسنل مازاد، سوء مديريت و ماشين آلات فرسوده كه هزينه ها توليد را افزايش مي دهد نمي تواند در اين وادي رقابت كنند و خود به خود از چرخه اقتصاد حذف مي شوند پيش بيني مي شود حدود 20% از صنايع كشور در اين بازار بدون بحران باشند.
منافع مصرف كننده:
عضويت در سازمان تجارت جهاني به معناي ايجاد شرايط ايده آل براي مصرف كننده است كه پس از انتخاب كالا بهترين و ارزانترين كالا را در سطح جهان مي خرد.
منافع توليدكننده:
هر توليدكننده از يك طرف مصرف كننده نيز است. هر كارخانه دهها نياز خويش را از بازار مي خرد و طبيعي است كه با عضويت كشور در سازمان تجارت جهاني آن كارخانه نيازمندي هاي خودش را از ارزانترين توليدكننده تهيه مي نمايد.
حذف سوبسيد:
در صورت عضويت در سازمان تجارت جهاني هيچ كشوري حق ندارد با پرداخت سوبسيد از كارخانه يا توليدكننده اي حمايت نمايد بر اساس مقررات اين سازمان بايد كشورهايي كه به صورت آشكار يا نهان به اقتصاد سوبسيد تزريق مي كنند آن را حذف كنند در غير اين صورت رقابت معني ندارد به عبارت ديگر در شرايط مساوي و بدون حمايت بايستي ديد چه كشور يا كارخانه اي مي تواند ارزانتر توليد كند در صورت حمايت از طريق سوبسيد هزينه تمام شده آن كارخانه پايين تر و اين كاهش سبب ارزانتر شدن محصول مي گردد و آن واحد مي تواند رقيب خود را در جهان ورشكست كند كه اين موضوع با اصل مساوي بدون شرايط رقابت منافات دارد اگر بخواهيم مصاديق عيني اين بحث را در اقتصاد ايران مشخص كنيم ضروري است سوبسيد انرژي و نان و دارو قطع شود و قيمت اين كالاها را بازار تعيين كند. حذف سوبسيد غير مستقيم در عمل سبب مي شود تا ارزانترين توليدكننده با بالاترين بهره وري در صحنه اقتصاد كشور ظاهر شود.
آزاد سازي ارز:
يكي ديگر از انواع حمايت دولت ها از توليدكنندگان نظام چند نرخي ارز داخلي است در واقع دولت نمي تواند ارز سوبسيد دار در اختيار كارخانه اي قرار دهد تا با اين كار كالاي ارزانتري توليد شود شرط عضويت در سازمان تجارت جهاني تك نرخي شدن ارز است و اين نرخ را بازار تعيين مي كند.
آزاد سازي نرخ بهره:
وجود سيستم چند نرخي بهره تير وسيله است براي تزريق سوبسيد به بخش توليد سازمان چند نرخي بودن بهره را نمي پذيرد و آزاد سازي آن را توصيه مي كنند. بهره در كشورهاي عضو بايد يك نرخ داشته باشد و نرخ آن را بازار تعيين مي كند.
لغو انحصار دولتي و خصوصي:
با آزاد سازي تجارت خارجي و لغو محدوديت بر صادرات و واردات و لغو كليه انحصارات دولتي و خصوصي توليدكننده داخلي در صورتي قادر به فروش كالا و خدمات خواهد بود كه بتواند با توليدكننده خارجي رقابت كنند به عبارت ديگر با عضويت در سازمان تجارت جهاني قيمت بازار داخلي با قيمت بازار خارجي يكي مي شود و تنها هزينه حمل و نقل است كه تفاوت ايجاد مي كند. قيمت يك اتومبيل ژاپن در ايران برابر است با قيمت آن اتومبيل در ژاپن + هزينه حمل به ايران، با يكي شدن قيمت هاي بازار در داخل و خارج كشور فقط توليدكنندگان مي مانند كه هزينه تمام شده كالاها و خدمات آنها قابل رقابت با كالا و خدمات خارجي باشد و رقابت به معناي حذف انحصار از حيات اقتصاد كشور مي باشد و كشورهاي عضو مؤظفند با قوانين ضد انحصار موجوديت انحصارات دولتي و خصوصي را محو سازند.
آگهي مزايده
در اجراي پرونده كلاسه 81/276 اجراي احكام مدني صادره از شعبه دوم دادگاه عمومي سابق موضوع تقاضاي فروش يك دستگاه موتورسيكلت با مشخصات هوندا 125 سي جي به رنگ قرمز و فاقد پلاك به مالكيت آقاي داود قرباني و در حق خانم زهرا ياوري كه طبق نظريه كارشناسي به مبلغ يك ميليون و ششصد هزار ريال ارزيابي گرديده كه مبلغ مزايده از قيمت مذكور شروع و تاريخ مزايده براي روز پنجشنبه 84/10/1 از ساعت 9 صبح الي 12 ظهر و محل مزايده دفتر اجراي احكام مدني دادگستري گلپايگان تعيين مزايده به كسي تعلق خواهد گرفت كه بالاترين قيمت را پيشنهاد و خريداران جهت كسب اطلاع بيشتر مي توانند پنج روز قبل از مزايده به دايره اجراي احكام مدني مراجعه و در خريد آن شركت نمايند ضمناً برنده مزايده مي بايست ده درصد بهاي را في المجلس به صندوق دادگاه توديع و بقيه را ظرف مهلت مقرر پرداخت نمايند در صورت عدم پرداخت سپرده به نفع دولت ضبط و مزايده تجديد خواهد شد.
اجراي احكام مدني دادگستري شهرستان گلپايگان  
    

بنام خدا
شناخت و ويژگيهاي شخصيتي انسانها         قسمت سوم 

در شماره هاي قبل در مورد شناخت و معرفت از خود و ديگران و موجودات و خداوند مطالبي آورده شد و اينك ادامه - من عرف نفسه، فقد عرف ربه
بعضي از ما از اطلاعات مذهبي فقط يك مفاتيح الجنان و حليه المتقين خوانده ايم آنگاه در مواقع لازم درباره مذهب و احكام و عبادات و مسائل پيچيده ديني نظري مي دهيم، تأييد مي كنيم رد مي كنيم و...
گاهي پاي گيرنده تلويزيون نشسته ايم و مثلاً يك مسابقه فوتبال را تماشا مي كنيم در مواقع مقتضي خود يا ديگري بازيكني را مورد خطاب قرار مي دهيم و با حالت تهاجمي به او دستور مي دهيم، راهنمايي مي كنيم و هنگامي كه بازي او مطابق ميل و سليقه ي ما نيست به او ناسزا مي گوييم اي بي شعور - بي لياقت - خائن و... گاهي از معلومات و كتب و... فقط همان فارسي و تاريخ و... دوران مدرسه را خوانده ايم و در واقع مناسب درباره حكومت - نظامِ اقتصاد - ارتش - جنگ نظري دهيم و بايد و نبايدها را قاطعانه به ديگران تفهيم مي كنيم. گاهي پدر و مادر در مورد فرزندان كوچك و بزرگ، متخصّص علوم تربيتي - روانشناسي - قضايي و... مي شويم به آنها دستورات كارشناسانه مي دهيم بايد و نبايدها را تحميل مي كنيم و هنگامي كه همه چيز را خراب كرديم  به زمين و زمان و جامعه و رژيم بد و بيراه مي گوييم.
 اينها تماماً بخاطر عدم شناخت از خودمان و ميزان تواناييها و لياقتها و تخصّص و امكانات گوناگون خودمان است. و اين يك ضايعه بزرگ بين ما است كه خودمان كارشناس همه مسائل خود و زندگي خود و ديگران مي شويم و گره كوچك و حل شدني را تبديل به معظل لاينحل و زندگي سوز كرده و عمر خود و متعلقين را سياه مي كنيم - موقعيت ديگران - گذشته ي ديگران - ژن - تربيت - محيط -و... ديگران براي ما قابل فهم نيست امروز حتّي گل و گياه داشتن - كسب و كار ساده نياز به علوم روانشناختي دارند و مسائل بزرگي مانند فرزند داري - همسرداري - خريد و فروش - دوستي - وصلت و ... نياز فوق العاده به علم مربوطه دارند و كردار و گفتار و رفتار و معاملات ديمي، آينده روشن و موفقي ندارند.
دو جوان در خيابان و مجالس يكديگر را مي بينند با يك نظر دل از دست مي دهند و احساسات جواني را عشق مي نامند و متوجه نيستند كه در دوره ي بحران هويت قرار دارند و نياز غريزي تكريم و نيز غرائز جنسي اوليه و سطحي و بر اثر محروميت ها و محدوديت هاي گذشته، چشم و عقل و فكر آنها را عاجز از درك و فهم صحيح مي كند تا جاييكه مخالفت خانواده را حمل بر بي توجّهي مي نمايند و بدون شناخت و آگاهي از شخصيت اصلي يكديگر و تفاوت هاي مادي - معنوي - فرهنگيِ خانواده هاي يكديگر، قول و قرار مي گذارند و ازدواج مي كنند و هنگامي كه عشق كاذب آنها بعد از يك سال كمرنگ و سپس بي رنگ شد تازه متوجه مي شوند كه بدرد يكديگر نمي خورند و يا با وضع دلخراشي از هم جدا مي شوند يا يك عمر مي سوزند و مي سازند و عمري كه مي شد به زيبايي بگذرد با طلاق عاطفي به مصيبت تبديل شده است كه 50% طلاق ها و ناسازگاريها را همين عده بوجود مي آورند آيا اين بلا و بلاهاي ديگر (غير از آشنايي با شناخت)، چگونه به خوبيها و زيبابيها تبديل تبديل مي شود؟ يك رزمنده براي حركت به طرف هدف و كسب موفقيّت، مسيري كه در پيش دارد بايد بشناسد زيرا ممكن است مسير مين گذاري باشد ما هم در مسير زندگي با ميادين مين مواجه هستيم هرگاه بدون شناخت و مطالعه و تفكر، تصميمي را عملي كنيم بايد آماده انفجار كارهاي ناشيانه و ديمي خود باشيم با اين تفاوت كه گاهي انفجارها تاوان كوچك و قابل جبران دارند و گاهي بزرگ و غيرقابل جبران. همه چيز را نمي توان تجربه كرد كه گاه براي ما بسيار گران تمام خواهد شد.
اكنون سؤال اين است چگونه به هنر و توانِ شناخت مي توان دست يافت كه انشاءالله در شماره بعد مطالعه خواهيد فرمود.
موضوعي كه در مورد ويژگيهاي شخصيتي انسانها انتخاب شده:
سرشت كژ                                       Constitution - Perversee
عده اي از مردم داراي سرشت كژ و طبيعت جنون زاي هستند كه علم الاخلاق آنها را ديوانگان خُلقي يا كورهاي اخلاقي ميدانند اين افراد از نظر طبي غير متعادل و از نظر روحي كژ نهادان فطري هستند. كژ نهاد فردي است كه شعور اخلاقي ندارد و ممكن است اين نقيصه توارثي باشد. بعضي شرخويان يا بد خويان داراي شعور عالي و هوش ممتاز هستند، فقط از جهت شعور اخلاقي ضعيف و ناتوانند. قوانين را رعايت نمي كنند و مرتكب اعمالي مي شوند كه وحشتناك است چون قوه تعديل غرائض در آنها ضعيف است. اين افراد هرزه و كژ نهاد به چند دسته تقسيم مي شوند:
1- آناني كه ظاهراً در كودكي روحيه سالم داشته اند ولي به علت معاشرت با بدان منحرف شده اند.
2- كژ نهاداني كه باالفطره منحرف بوده اند و والدين آنان معمولاً دزد - جاني - ولگرد و مفسد بوده اند.
3- عده مخصوصي هم مي بينيم كه ظاهراً از خانواده شريف بوده و دقت تربيت هم در آنها به عمل آمده اما اين افراد در برابر تمايلات نفساني تاب مقاومت ندارند و فاسد مي شوند.
علائم و صفات كژ نهاد
1- بيقراري - طفل كژخو بيش از حد بازيگوش و بيقرار است و سرپيچي از  امر پدر و مادر و معلم برايش عادي است رفتارش خشونت آميز فرار از مدرسه و خانه در آنها ديده مي شود در بزرگي غريز جنسي به شكل تند در او بيدار مي شود و به هر گونه عملي ضد اجتماعي دست مي زنند.
2- انجام اعمال ناگهاني بدون تفكر و تصميم قبلي مثل خيانت - عياشي - افراط در خلافهاي گوناگون
3- بي حسي اخلاقي - عاطفه و ترحم در آنان خيلي ناچيز و اعمال جنسي قوي آنها را به انحراف مي كشد
4- حساسيت به الكل و مرفين و داروهاي روان گردان
5- نشانه قيافه آنها به نقل از قيافه شناسان به اين ترتيب است:
پيشاني كوتاه - جمجمه كوچك - گونه هاي برجسته - لبهاي كلفت - ضخامت آرواره ي پايين
از نظر تظاهر اين علائم هم دو دسته اند:
1- افراد شرور و جابر كه از كودكي شرور هستند.
2- افراد مزوّر و آب زيركاه - كه ظاهراً كم جرأت و خجول ولي در باطن بدجنس و مزوّر هستند.
با تشكر و تقدير حسين ربيعي بازنشسته آموزش و پرورش

  ساخت مقر پلیس راه در محدوده ورزنه   

فرماندار در ادامه سخنان خود در جلسه كلنگ زني آغاز عمليات ساخت اتوبان گلپايگان - موته اظهار داشت: از همتي كه تاكنون در اين خصوص از سوي مسئولين راه و ترابري انجام گرفته تشكر و قدرداني مي كنيم و ضمن تشكر از اقدامات و پيگيريهاي مهندس ياوري، انتظار داريم همچنان كه قبلاً جلسات مشتركي با مسئولين وزارت راه وسازمان مديريت و برنامه ريزي داشتيم اين جلسات پيگيري بشود كه انشاءالله اعتبار ساخت اين اتوبان در بودجه سال 85 منظور بشود و آقاي مهندس ياوري هم اين پيگيريها را در سازمان مديريت و برنامه ريزي ادامه بدهند كه زمانش الآن است كه حتماً در بودجه سال 85 منظور بشود و اگر اين كار انجام بگيرد ظرف يكسال و يا حداكثر 2 سال كل اين مسير انشاءالله دو بانده خواهد شد. وي در ادامه گفت: خوشبختانه در طول دو، سه گذشته و خصوصاً سال گذشته و امسال يكي از دستگاههائي كه در استان اصفهان توجه خوب به اين شهرستان داشت اداره كل راه و ترابري استان بود و در سطح استان هم فعاليت چشمگيري با مديريت جناب آقاي مهندس حسن نيا به عنوان مدير كل نمونه استان داشته كه اين نظر استاندار وقت و همچنين كليه فرمانداران استان بوده است و اميدواريم با اقداماتي كه طي سال گذشته و امسال در استان و در شهرستان صورت گرفته و در حال انجام است كه پروژه هاي حساسي نيز هست به اتمام برسد از جمله پروژه گلپايگان به وانشان كه صورت جلسه شد و شهرداري هم به سهم خودش در اين كار همكاري داشته و زيرسازي آن را به انجام رسانده است و اميدوارم عمليات آسفالت كه قرار بود تا عيد فطر انجام بشود كه متأسفانه پيمانكار مربوطه مقداري توقف در كار آسفالت نموده و اين در حالي است كه بودجه كافي هم در اين خصوص بود و در صورتي كه آسفالت آماده مي بود ما هم طبق قولي كه داده بوديم عيد فطر آسفالت اتوبان گلپايگان، وانشان و جنوبي دانشكده فني مهندسي و گلشهر تمام شده بود كه از حالا به بعد با آقاي احمدي است كه بزودي تا هوا سرد نشده آسفالت آنها به اتمام برساند.
مسعود فرقاني در قسمتي ديگر از سخنان خود گفت: در محدوده حوزه استحفاطي گلپايگان به سمت خمين كه قرار شده است شهرداري زيرسازي آن را انجام دهد و اداره راه نيز آسفالت آن را به اتمام برساند و ادامه آن را با پتروشيمي در حال مذاكره هستيم كه تا شركت پتروشيمي را آقاي مهندس حسنيا، دو بانده شدنش را به نتيجه برسانند وي درخصوص محور جاده دُر به خوندآب گفت: ساخت اين جاده يكي از آرزوهاي مردم شهرستان بود و هميشه مطرح مي كردند با تلاش مشترك همه و با نظر مساعدي كه آقاي مهندس حسنيا و همكارانشان داشتند آن 6 كيلومتر باقيمانده حوزه استحفاظي شهرستان هم زيرسازي آن تمام شده كه بزودي آسفالت خواهد شد.
و ادامه آنرا هم كه 18 كيلومتر مي باشد و مربوطه به شهرستان نجف آباد است اميدواريم با همكاري مشترك و پيگيري بتوانيم با گرفتن يك اعتبار ديگر آنرا دنبال نمائيم كه اگر اين جاده هم درست بشود و تا سال آينده به نتيجه برسد بخش قابل توجهي از ترافيك محور گلپايگان - گوگد به موته هم كم خواهد شد و شايد نيمي از مسافرتها به سمت اصفهان با تكميل شده اين جاده از آن صورت گيرد.
فرماندار شهرستان در بخش ديگري از سخنان خود گفت: البته امروز قرار بود كه همزمان با اين پروژه بحث احداث پليس راه را هم كلنگ بزنيم كه همه كار آن انجام شده و 150 ميليون هم اعتبار از سازمان پايانه هاي كشور براي اين منظور گرفته شده و همين طور موافقت نامه استقرار پليس راه در اين محور از سازمان پايانه ها و نيروي انتظامي كشور براي احداث اين پليس راه گرفته شد كه تنها موافقت نامه اي است كه در استان اصفهان در سال 84 با احداث آن موافقت شده است و اين هم بدليل پيگيريهاي زيادي بوده كه در تهران و در استان به اتفاق آقاي مهندس ياوري داشتيم و فقط موافقت نهائي محيط زيست را مي خواهد كه ما به اتفاق آقاي مهندس ياوري 2 جلسه با معاونين اين سازمان داشتيم و چون رقم اعتباري نيز بالا بود سازمان پايانه هاي كشور هنوز پيمانكار را انتخاب نكرده است و قرار است مدير كل سازمان پايانه هاي استان كه معاون آقاي حسنيا هستند و به تازگي به اين سمت انتخاب شده اند درخواست كردند كه امروز اين كلنگ زني را نداشته باشيم اميدواريم ظرف 10 الي 20 روز آينده عمليات احداث پليس راه در محدوده نزديك ورزنه شروع كنيم و اميدواريم كه با همكاري دانشگاه علوم پزشكي كه آقاي دكتر رستمي دنبال مي كنند مجوز مركز درماني ورزنه گرفته شود و يك پايگاه امدادي هم هلال احمر در ورزنه در ساختمان كه يك خبر محترم در آن مكان ساخته است و پايگاه امداد جاده اي در آنجا مستقر بشود و با دو بانده شدن اين جاده، ديگر كمتر شاهد تصادف در اين جاده باشيم. 

اطلاعیه سازمان پایانه ها

در راستاي جايگزيني سواري كرايه بين شهري به جاي سواري هاي شخصي مسافربر و در صورت تمايل مالكين ميني بوس هاي فرسوده به اطلاع مي رساند افرادي كه داراي دفترچه كار رانندگي و رسيد كارت هوشمند از سازمان حمل و نقل و پايانه ها باشند در حال حاضر با ارائه مدارك لازم مي توانند با مراجعه به دفتر نمايندگي اداره كل مستقر در اداره راه و ترابري جهت خريد سواري كرايه برون شهري سمند به صورت نقدي اقدام نمايند.
نمايندگي شهرستان گلپايگان
محمد فيضي         
 »كشفيات و دستگيريهاي پليس شهرستان«
دستگيري دو نفر سارق اتومبيل كه قصد سرقت به عنف خودروي پرايد را داشتند: چندي پيش دو نفر در شهر اصفهان يك دستگاه خودروي پرايد را به قصد گلپايگان دربست كرايه نمودند در نزديكي هاي گلپايگان يكي از مسافرين به راننده عنوان مي نمايد كه: اگر خسته هستي من رانندگي مي كنم، راننده ساده لوح كه خسته بود موافقت مي نمايد و درصندلي سرنشين جلو قرار گرفته و استراحت مي نمايد. راننده در خواب بود كه ناگهان مواجه با مشت و كتك توسط فرد نشسته در عقب مواجه و سراسيمه و آشفته از خواب مي پرد، راننده به مسافر عقب مي گويد چرا اين كار را مي كني؟ ابراز مي نمايد كه من در خواب بودم و چيزي به خاطر نمي آيد، فرد كمك راننده نيز مي گويد راست مي گويد او در خواب بود كه خواب مي ديد درگير شده است، وجود مالك ماشين با فرد عقب درگير شده اتومبيل متوقف و وي متواري مي گردد مالك اتومبيل سريعاً با پليس تماس گرفته عوامل 110 سريعاً به محل اعزام و فرد كمك راننده را دستگير مي نمائيد طي بازجويي هاي اوليه وي منكر آشنايي وي با فرد متواري شده گرديد. طي صبر، بردباري و درايت و بازجويي هاي فني پليس، متهم لب به اعتراف گشود كه ما قصد سرقت پرايد را داشتيم و... پس از اين سريعاً پليس به جستجو جهت دستگيري فرد دوم مي نمايد كه وي را در اصفهان شناسايي و دستگير مي نمايد. در اين رابطه پرونده تشكيل و جهت مسير مراحل قضايي تحويل مقامات قضايي گرديد.
دستگيري يكي از عاملين پخش و فروش مشروبات الكلي در گلشهر: يك عمليات موفق، پليس شهرستان موفق به شناسايي و دستگيري يكي از عاملين پخش و فروش مشروبات الكلي در گلشهر گرديد كه در اين عمليات تعداد 16 بطري مشروبات الكلي (وُتكا) كشف و ضبط گرديد در اين مورد پرونده تشكيل و تحويل مقامات قضايي گرديد.
دستگيري سارق منزل در حين سرقت: چندي پيش سه نفر سارق به قصد سرقت وارد خانه وي واقع در خيابان بهداشت گرديدند طي اطلاع پليس، سريعاً عوامل پليس 110 به محل اعزام و طي يك اقدام ماهرانه و سريع موفق به دستگيري 2 نفر از سارقين مزبور گرديدند در اين رابطه پرونده اي تشكيل و در دست بررسي مي باشد.
(فرماندهي انتظامي شهرستان گلپايگان - اجتماعي و ارشاد)          
سلطنت رضاشاه (1305-1320) قسمت چهارم
توسعه اقتصادي با بهبود ارتباطات آغاز شد. رضاشاه با تثبيت قدرت خود در سال 1304، بي درنگ  پروژه ي راه آهن سراسري را كه ديري مورد بحث بود، آغاز كرد. در سال 1308 بندر شاه در كنار درياي خزر به ساري در مركز مازندران، و بندر شاهپور در كنار خليج فارس به دزفول در شمال خوزستان وصل شده بود. در سال 1310 نخستين قطار خط بندر شاه از طريق تهران تا بندر شاهپور را طي كرد. در 1320 تهران، هم به سمنان بر سر راه مشهد و هم به زنجان در مسير تبريز پيوست. اين خط آهن كه از 1600 كيلومتر صعب العبورترين اراضي در جهان مي گذشت، به دست مهندسان آلماني، انگليسي، آمريكايي، اسكاندنياويايي، ايتاليايي، بلژيكي، سويس و چكواكيايي ساخته شد. تكنسينهاي خارجي در ساختن راههاي جديد نيز كمك كردند. در 1304 كشور بيش از 3200 كيلومتر بزرگراه نداشت كه بيشتر آن نيز خراب بود. در 1320 وزارتخانه تازه تأسيس راه بيش از 20000كيلومتر بزرگراه را در وضع نسبتاً خوبي نگهداري مي كرد، اگر چه اين راهها اساساً براي مقاصد نظامي احداث شده بودند، زير بناي توسعه ي اقتصادي، به ويژه صنعتي، را تشكيل مي دادند.
توسعه صنعتي طي دهه 1930 (1310) كه »ركود بزرگ« قيمت كالاهاي سرمايه داري را بشدت كاهش داد، به طور جدي شروع شد. دولت با ايجاد حصارهاي بلند تعرفه اي، اِعمال انحصارات دولتي، احداث كارخانه هاي جديد توسط وزارت صنايع، و تأمين وام با بهره ي كم براي صاحبان آينده ي كارخانجات از طريق بانك ملي، وسيله كردن كشور را فراهم ساخت.   
افتتاح پنج پروژه آموزش و پرورش     ادامه از شماره قبل

مسعود فرقاني فرماندار شهرستان در جلسه افتتاح 5 پروژه آموزش و پرورش شهرستان و همچنين تقدير از خيرين مدرسه ساز طي سخناني اظهار داشت: وظيفه داشتم به عنوان نماينده دولت و رئيس شوراي آموزش و پرورش شهرستان و به نمايندگي از طرف اين شورا از حضور كليه خواهران و برادران كه در اين جلسه حضور پيدا كرده اند و بويژه از خيرين عزيزي كه در جلسه حضور دارند تشكر و قدرداني بنمائيم. وي در ادامه گفت: بايد يك تشكر ويژه از مردي داشته باشم كه در اين مدت 3 سال و اندي كه من در اين شهرستان خدمت كرده ام، عليرغم اينكه سلامتي خودش را در راه خدمت و كارش گذاشته است و از تنها مسئولي كه مي خواستم كمتر كاركند و اكثر هم به اين توصيه هاي پزشكان توجه نداشت و به لحاظ دلسوزي كه به مردم شهرستان و فرزندان آنان داشت كار كرد و كار مي كند كه جاي تقدير و تشكر دارد و اين شخص كسي نيست جز آقاي حاج عباس خرمي مديريت محترم آموزش و پرورش شهرستان.
وي در ادامه سخنان خود گفت: از همه عزيزاني كه در احداث پروژه هاي متعدد در سطح شهرستان و استان زحمت كشيدند، خيريني كه خصوصاً در اين هفت، هشت سال اخير با برنامه ريزي هاي خوبي كه در سطح كشور بويژه در استان اصفهان با مديريت خوب جناب آقاي مدنيان و آقاي مهندس سجاد و همه مسئولين آموزش و پرورش و كليه كساني كه به نوعي تشريك مساعي كردند رشد قابل توجهي در بخش مدرسه سازي داشتيم كه بسيار جنبه حياتي دارد و در شهرستان گلپايگان هم الحمدالله شاهد اين هستيم كه كارهاي بسيار ارزشمندي از جمله 26 پروژه اي كه اشاره شد بدست خيرين كه تعدادي از آنها هم اكنون در اين جلسه حضور دارند و تعدادي از آنها هم در اين جلسه حضور ندارند. فرماندار شهرستان در ادامه چنين گفت: الحمدالله در طول سال هاي اخير توجه خوبي به مجموعه آموزش و فرهنگيان شهر ولي همان طور كه اشاره كردند هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله بسيار زيادي داريم كه توجه جدي كليه دست اندركاران كشور و نظام را مي طلبد،
مجلس محترم، دولت محترم، هم چنانكه سال هاي گذشته توجه خوبي شد. كه اميدواريم در دولت جديد هم به مانند دولت قبلي به اين وضعيت معيشتي فرهنگيان توجه گردد.
فرماندار در ادامه سخنان خود در رابطه با خدمات آقاي خرمي مديريت آموزش و پرورش شهرستان اظهار داشت: آقاي خرمي طي 29 سال خدمت در آموزش و پرورش، 9 سال مدير آموزش و پرورش هستند حدود 9 سال معاون آموزش و پرورش به خوبي ادا كردند و همان طور كه اشاره شد سلامتي خود را روي اين كار گذاشته است. و نظر به وضعيت جسماني كه هم اكنون پيدا كرده اند و عمل جراحي قلب انجام داده اند و بدين لحاظ عليرغم ميل باطني ايشان از آقاي مدنيان مدير كل محترم سازمان آموزش و پرورش درخواست مي كنم از تجربيات ارزنده ايشان در عرصه هاي ديگر استفاده بشود و به مديريت ايشان در آموزش و پرورش كه به خوبي هم آن را اداره كرده اند، خاتمه بدهند.
لازم به ذكر است در پايان اين جلسه به همت اداره آموزش و پرورش شهرستان از چند تن از مديران و مسئولين كه در سمتهاي مختلف پستي خود خدمات ارزنده اي در جهت رشد و شكوفائي و پيشرفت شهرستان گلپايگان برداشته اند با اهداء لوح يادبود تقدير و تشكر به عمل آمد. چند تن از اين فرهيختگان كه در اين جلسه از آنان تقدير به عمل آمد به شرح ذيل مي باشد: 1- مهندس مسعود فرقاني فرماندار شهرستان، سيد رسول مدنيان رئيس سازمان آموزش و پرورش استان، مهندس سجاد مدير كل نوسازي و تجهيزات مدارس استان، مهندس رادنيا مديرعامل بانك صنعت و معدن، مهندس سيف الله ابراهيمي، مهندس ياوري نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي، دكتر احمد صافي پيشكسوت آموزش و پرورش، حاج علي اكبر جعفري، دكتر عليرضا كاظمي شهردار گلپايگان، مهندس كيان ارثي مديريت برق شهرستان، حاج محمود مولائي مديريت آموزش و پرورش منطقه يك ري، حاج عباس خرمي مديريت آموزش و پرورش شهرستان و همچنين چند تن از مديران ديگر...
همان طور كه در شماره قبل نشريه اشاره گرديد مراسم افتتاح از 5 پروژه آموزشي، رفاهي و ورزشي آموزش و پرورش شهرستان كه به همت چند تن از خيرين نيكوكار شهرستان ساخته و آماده گرديده بود با حضور تني چند از مسئولين و مديران كشوري، استاني و شهرستان افتتاح گرديد همچنين در اين مراسم از خيرين و نيكوكاران عزيزي كه با اهداء اين اماكن به آموزش و پرورش شهرستان خدمات ارزشمندي در جهت رشد و شكوفائي علم در شهرستان برداشتند، تقدير و تشكر به عمل آمد در شماره قبل هزينه هاي صرف گرديده براي ساخت اين 5 واحد كه در حدود يك ميليارد تومان با زمين هاي آن بود و همچنين نام خيرين كه در اين پروژه ها نسبت به ساخت و يا اهداء زمين اقدام نموده بودند از زبان مديريت آموزش و پرورش شهرستان ذكر گرديد. در اين شماره سخنراني فرماندار و نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي كه در اين جلسه ايراد گرديد از نظرتان مي گذرد.       

زباله و پايداري محيط زيست طبيعي و فرهنگي، اجتماعي روستا
(مطالعه موردي: روستاهاي شهرستان گلپايگان)
خلاصه:
اكوسيستم روستاها تا قبل از حاكم شدن شيوه مصرفي جديد به صورت پايدار تابعي از كار، توليد و مصرف صورت گرفته در خود روستا و يا حداكثر نواحي اطراف آن بوده است و پس از تحولات صنعتي، اجتماعي و اقتصادي صده هاي گذشته، زمينه ناپايداري در جنبه هاي اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي آن به صورت فراگير تقويت شد كه در صورت بي توجهي، روستاها به سرعت رو به ناپايداري و نابودي محيط زيست طبيعي و فرهنگي، اجتماعي خواهند رفت.
مقاله حاضر به روش توصيفي - تحليلي و با استفاده از مشاهدات ميداني پرسشنامه و محاسبه به بررسي موضوع زباله و پايداري محيط زيست روستا و به صورت موردي روستاهاي شهرستان گلپايگان را قبل و بعد از طرح جمع آوري زباله هاي روستاها مطالعه كرده است.
مي توان گفت كه هم نحوه نگهداري و هم نحوه دفع زباله از منازل اغلب روستاييان شهرستان تا قبل از »طرح جامع جمع آوري زباله هاي روستاهاي گلپايگان« به صورت كاملاً غير بهداشتي و غير اصولي و بدون برنامه مدون صحيحي صورت مي گرفته است و هم اكنون بعد از گذشت يكسال از انجام اين طرح؛ چگونگي برخورد روستاييان با دفع زباله از منزلشان بسيار تغيير كرد و به صورت بهداشتي اين كار صورت مي گيرد و مهمتر از همه اينكه نه تنها محيط زيست طبيعي اطراف روستاها از تلنبار روزانه حدوداً 5 تن زباله آزاد شده است بلكه برطبق نظريه كاركرد گرايي (چگونگي كيفيت و وضعيت محيط طبيعي برچگونگي و نوع ديگر رفتارهاي افراد اثرگذار است) رفتارها و عملكردها و شور و اميد به زندگي در روستا و در كل توسعه پايدار مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روستاهايمان نيز بهبود يافته و موجب بهبودي بيشتر مي باشد 
تحولات اجتماعي، اقتصادي روستاها و محيط زيست روستايي:
شكل گيري و موجوديت سكونتگاههاي روستايي و ادامه حيات آنها به محيط طبيعي و شرايط اكولوژيكي حاكم بستگي دارد، شرايطي كه همواره با نقش و عملكرد انسان به صورت سيستماتيك، حركت و فعاليت در روستاها را شكل داده و فضاي زندگي را تداوم مي بخشد.
از اوايل قرن حاضر با ورود و گسترش موج سرمايه داري و مدرنيسم در كشور و اصلاحات اجتماعي و اقتصادي و به دنبال آن اصلاحات اراضي در روستاها، ضمن تغيير در روابط شهر و روستا به تدريج نظام اجتماعي - اقتصادي و خودبسندگي توليدي روستا دگرگون شد و جنبه اصلي اين اصلاحات كه جنبه سياسي و اجتماعي بود، باعث گسترش و تسلط روحيه مصرف گرايي در اكثريت جوامع روستايي شد.
از دهه 30 و 40 به بعد ابعاد اين موج گسترش يافته و در عصر ارتباطات و اطلاعات گسترده، هيچ گونه حد و مرزي در شيوه و فرهنگ مصرف مردم وجود ندارد و الگوي مصرف جهاني در حال استيلا يافتن بر تمامي سكونتگاههاي شهري و روستايي است.
روستاييان شهرستان گلپايگان به دليل اينكه اغلب آنها، يكي يا تعداد بيشتري از فرزندانشان به شهرهاي بزرگ به خصوص تهران و اصفهان رفته و زندگي مي كنند در ارتباط با ايشان، آنها نوع فرهنگ مصرف گرايي شهري را به خانواده هاي روستايي خود منتقل كرده و از اينرو گويا از لحاظ الگوي مصرف و توليد زباله آنچنان تفاوتي با شهرنشينان ندارند؛ البته اين ارتباط و انتقال فرهنگ ها تقريباً ايشان را براي طرح هاي جمع آوري اصولي زباله و مشاركت هاي مردمي تا حدودي آماده كرده بود.
از سوي ديگر به نظر مي رسد كه مقدار توليد زباله روستايي و تنوع مواد تشكيل دهنده آن و رفتار روستاييان در دفع زباله به درآمد، سن و بعد خانوار بستگي دارد. اگر جامعه روستايي را به دو قشر سالخورده و داراي آداب سنتي و گروه جوانان و ميانسالان فعال و متعدد تقسيم كنيم؛ در بين افراد سالمند به دليل عدم وسع مالي مناسب، روحيه قناعت پيشگي، اعتقادات و آداب اجتماعي و كوچك بودن بعد خانوار، زباله توليدي آنها ميزان و تنوع كمي دارد؛ اما در بين قشر دوم به علت بعد خانوار نسبتاً بزرگتر، وضع مالي بهتر، تأثيرپذيري از الگو و رفتارهاي مصرفي ديگران و ...، مصرف و به تبع آن زباله توليدي تنوع و ميزان بيشتري دارد.
با اين وجود در اكثر روستاها و قشرهاي مختلف آن (اعم از جوانان و سالمندان) عمل تفكيك زباله عمدتاً به دليل فروش مواد قابل بازيافت و يا جلوگيري از اسراف و هدر رفتن، در محل توليد (منزل) صورت مي گيرد. كه البته هم اكنون اين امر نسبت به گذشته كم رنگتر شده و اين به دليل نزديك شدن هر چه بيشتر فرهنگ روستاييان به فرهنگ شهرنشينان است ولي اگر برنامه هاي تفكيك به شكل سازمان يافته، از مردم روستاها خواسته شود؛ حتماً ايشان همكاري و مشاركت كرده و از اينچنين طرحهاي استقبال مي كنند.
مواد تفكيكي زباله هاي روستايي بيشتر شامل: فلزات، پلاستيك، كاغذ به مقدار كم و نان خشك و مواد مورد مصرف دام و طيور به صورت كامل مي باشد. اما كيسه هاي پلاستيك، پارچه، شيشه و ... كمتر تفكيك شده و اكثراً در گذشته در محيط روستاها و حواشي آنها پراكنده شد كه چشم اندازهاي بسيار بدي را براي محيط زيست طبيعي روستاها بوجود مي آورد؛ كه هم اكنون با جمع آوري زباله كليه روستاها، بحمدالله اين معزل مهم روستاهاي شهرستان برطرف شده است.
وضعيت زباله ها و محيط زيست روستاهاي شهرستان گلپايگان قبل و بعد از انجام طرح جامع مديريت پسماندهاي روستاها.
1- قبل از انجام طرح: الف- نحوه نگهداري و جمع آوري زباله: در اكثر منازل روستاييان غير بهداشتي و به صورت نگهداري در پيت حلبي و سطلهاي پلاستيكي بدون درب، كارتن، گوني و ريختن در فضايي از منزل مانند گوشه باغچه صورت مي گرفت در كل نگهداري در منزل غير
اصولي و غير بهداشتي بود.
ب- در مورد چگونه دفع زباله ها از منزل: به علت نبود سيستم جمع آوري زباله از طرف ارگان يا سازماني، اكثر روستاييان زباله خود را پس از تلمبار شدن و زياد شدن حجم آن اكثراً به صورت هفتگي و يا با فاصله زماني بيشتر از منازلشان دفع مي كردند؛ همچنين مكانهاي عمده تخليه زباله روستاييان شامل فضاهاي مخروبه و باز بين بافت مسكوني روستا، جوي هاي آب، چاله ها و چاهها و قنوات خشك و نيمه خشك اطراف روستا، كنار جاده ها و مسيلها و رودخانه هاي داخل يا اطراف روستا بود كه چشم اندازهاي طبيعي و زيست محيطي برخي روستاها را بسيار زشت و زننده كرده و تهديدي جدي براي محيط طبيعي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي روستا و همچنين تهديدي جدي براي سلامت خود روستاييان بود.
2- وضعيت زباله و محيط زيست طبيعي روستاهاي شهرستان بعد از انجام طرح:
الف- نحوه نگهداري و جمع آوري زباله ها در منزل: نحوه نگهداري زباله توسط روستاييان در منزل نسبت به قبل از انجام طرح كمي بهداشتي تر و اصولي تر شده است ولي مي توان گفت كه در اين قسمت به اهداف طرح به صورت درست و كامل عمل نشده است علت اين امر شايد يكي، عدم دخالت مسئولان و مجريان جمع آوري زباله در نحوه جمع آوري و نگهداري بهداشتي زباله ها در منازل باشد،

گزارش هیات فوتبال گوگد
هئيت فوتبال شهر گوگد طي گزارشي كه يك نسخه از آن به اين هفته نامه ارسال گرديده است ضمن عر ض تبريك هفته بسيج به محضر رهبر معظم انقلاب ، اعلام نموده است : در روز جمعه 1384/9/4 رأس ساعت 2 بعدازظهر مسابقه فينال فوتبال ليگ دسته دوم باشگاه هاي شهر گوگد را بين تيم هاي ستاره آبي و وحدت برگزار شد
اين مسابقه با حضور ميهمانان و خانواده هاي معزز شهدا، جانبازان، بسيجيان و شهردار آقاي مجتبي حاج نوروزي، اعضاي شوراي شهر گوگد و همچنين آقاي مهدي اسدي رياست اداره تربيت بدني شهر گوگد، سرهنگ اعظمي فرماندهي پايگاه مقاومت بسيج شهيد بهشتي، سرگرد سياوشي سروان ياوري رئيس پاسگاه انتظامي شماره 14 شهر گوگد و همكاران گرامي، فرماندهي گردان 430 عاشورا حوزه روستايي شهيد بهشتي آقاي محمد محرابي، آقاي مهندس دلگرم رياست جهاد كشاورزي، آقاي محمود روشن معاونت كميته حضرت امام (ره)، آقاي اسعدي رياست بانك كشاورزي شعبه گلشهر، آقاي حميد مخلصي رياست هئيت كاراته شهر گوگد، آقاي حميد منتظري مسئول هئيت واليبال شهر گوگد، آقاي محمد عنايتي مربي كاراته، آقاي يوسف محرابي، آقاي مرتضي منتظري و آقاي اكبر خاموشي از پيشكسوتان فوتبال شهر گوگد، آقاي سيد حميد ميرمهدي، برادر پاسدار آقاي علي اكبر اكرمي مسئول ستاد امر به معروف و نهي از منكر شهرستان گلپايگان و همكاران گرامي، مديريت شركت فناوري ذوب گلپايگان آقاي عباس مهدوي، و با حضور عزيزاني كه هميشه موجبات دلگرمي جوانان و نوجوانان ورزشكار شهر گوگد و روستاهاي مجاور هستند برگزار شد. همچنين از زحمات كادر هئيت فوتبال شهر گوگد، آقايان محسن مسلمي رياست كميته داوران، محمدرضا مسلمي دبير هئيت فوتبال، مهدي منتظري سرپرست مسابقات، سيدمحمد ميرمهدي رياست كميته انضباطي، علي باقري فرد سرپرست زمين و موسوي كارمند اداره تربيت بدني شهر گوگد و قدرداني و داوران عزيزي كه در طول برگزاري مسابقات نونهالان، نوجوانان، جوانان، مسابقات ليگ دسته يكم، دسته دوم و جام بسيج يادواره شهدا ما را ياري كرده و مي نمايند، آقايان: عباس سيف الهي، علي اكبر اكرمي، محمدرضا اسعدي، فاضل خاموشي، امير منتظري، اسماعيل اسعدي، حسين اسعدي، اسماعيل افخمي، عليمراد بهاري، حسن منصوري، اسماعيل مكرمي و از تمامي سرپرستان محترم تيم ها، مربيان عزيز و زحمتكش و خصوصاً بازيكنان كليه تيم هاي شركت كننده در تمامي مسابقات تشكر و قدرداني مي گردد.
گزارش هئيت فوتبال شهر گوگد در شش ماهه دوم سال 1384
مسابقات ليگ دسته دوم باشگاه هاي شهر گوگد با حضور 9 تيم كه عبارتند بودند از حسينيه اعضم- پيمان- پيشكسوتان شهر گوگد- ستاره آبي- فجر- طوفان زرنجان- ياقوت سبز- شهيد بخشنده كلوچان و پيمان در دو گروه برگزار گرديد كه در پايان چهار تيم به مرحله پاياني راه پيدا كردند و تيم ستاره آبي در مقابل پيمان و تيم حسينيه اعظم در مقابل وحدت به ميدان رفتند كه در پايان تيم ستاره آبي به مقام قهرماني اين دوره از مسابقات رسيد و تيم وحدت نائب قهرمان و تيم حسينيه اعظم به مقام سومي نائل آمدند همچنين دو تيم ستاره آبي و وحدت به دسته يكم راه پيدا كردند. و تيم فوتبال پيمان به عنوان خوش اخلاق ترين تيم اين دوره معرفي و كاپ اخلاق دريافت نمود همچنين در مراسم اهداء  جوايز اين دوره كه با حضور مسئولين شهر و ميهمانان عزيز برگزار گرديد جايزه بهترين و خوش اخلاق ترين بازيكنان نيز به ترتيب به آقايان روح ا... منصوري از تيم پيمان و مهدي مولايي از تيم حسينيه اعظم و علي ساجدي از تيم ستاره آبي تعلق گرفت. جايزه آقاي گل اين مسابقات نيز به آقاي رسول مهاجري اهدا شد. ضمناً آقايان عباس سيف الهي، امير منتظري، اسماعيل اسعدي و علي اكبر اكرمي به عنوان بهترين داوران سال 1384 معرفي شدند و طي مراسمي جوايزي به آنها اهدا شد. در پايان مراسم هئيت فوتبال شهر گوگد، تربيت بدني شهرستان گلپايگان و همچنين مرحوم شادروان حاج محمد حاج نوروزي، از خيرين شهر گوگد، فوتباليست هاي خوب شهر گوگد شهيد حميدرضا مولائي، شهيد مصطفي اكرمي، شهيد جلال آقاميري، شهيد محسن رضايي و جوان ناكام شادروان حسن محرابي را به عنوان چهره هاي ماندگار گرامي داشتند. مسابقات بسيج يادواره شهداي شهر گوگد و روستاهاي مجاور نيز با حمايت پايگاه مقاومت بسيج شهيد بهشتي گوگد، سرهنگ اعظمي و تربيت بدني حوزه آقاي محسن مسلمي و با همكاري هئيت فوتبال شهر گوگد با حضور 6 تيم به صورت دوره اي از تاريخ 1384/9/7 و مصادف با روز شهادت امام جعفر صادق(ع) آغاز گرديد. تيم هاي حاضر در اين دوره عبارتند از 1- پايگاه شهيد محمد منتظري نيوان نار، 2- پايگاه شهيد صدوقي، 3- مركز امر به معروف و نهي از منكر، 4- بسيج دانش آموزي، 5- پايگاه بسيج نيوان سوق، 6- پايگاه بسيج هاشمي نژاد وداغ.
ضمناً در مراسمي كه به مناسبت هفته بسيج و با حضور آقاي مهندس منتقمي مدير كل تربيت بدني استان اصفهان، آقاي مهندس فرقاني فرماندار شهرستان، آقاي مهندس منصور ياوري نماينده شهرستان، بخشدار محترم ، آقاي نصرت ا... حميدي رياست اداره تربيت بدني شهرستان ، رياست اداره تربيت بدني شهر گوگد آقاي  مهدي اسدي، آقاي مهندس دلگرم و آقاي مجتبي حاج نوروزي شهردار و اعضاي شوراي اسلامي شهر گوگد و جمعي از پيشكسوتان و ورزشكاران در روز يكشنبه مورخ 1384/9/6 برگزار گرديد طي سخنراني اين عزيزان مدير كل تربيت بدني استان اصفهان مبلغ دو ميليارد ريال اعتبار را جهت تكميل سالن دوهزار نفري شهر گوگد اختصاص دادند و نيز قول دادند كه با مساعدت فرمانداري و نماينده شهرستان و ديگر مسئولين اين شهر هر چه سريعتر اين پروژه را به اتمام برسانند.
در ايجا لازم است از طرف مردم شهيدپرور شهر گوگد و اداره تربيت بدني، هئيت فوتبال و جامعه ورزشكاران اين شهر از اين عزيزان تقدير و تشكر نموده و براي ايشان آرزوي سلامت و توفيق روز افزون از درگاه ايزد منان خواستاريم.
مسئول هئيت فوتبال شهر گوگد  محمدرضا منتظري

اعتراف زن به قتل همسر : با تزریق سم به وسیله سرنگ

عصر روز چهارشنبه نهم آذرماه قبرستان شهر گلپايگان شاهد خاكسپاري مرد جواني حدود 38 ساله است كه نه براثر تصادف و بيماري بلكه اين جسم كه اسكلتي بيش از آن به جاي نمانده بود وضعيتي متفاوت با ديگر خفتگان در اين قبرستان داشت! براي بسياري از شهروندان علت فوت نامعلوم بود و عده اي ديگر هم كم و بيش از چند و چون ماجراي اين فوت و يا بهتر بگوئيم قتل در جريان بودند. عصر روز پنج شنبه مراسم ختمي در يكي از مساجد شهر گلپايگان برگزار شد و بستگان و آشنايان و همسايگان و همه و همه آمدند و عرض تسليت گفتند و رفتند. و آنچه رسم و سنت بود را به جا آوردند ما نيز بنا به رسالت اطلاع رساني خود براي اطلاع و در جريان قرار دادن آحاد جامعه از اين حادثه و قتل بر آن شديم گفتگوئي با خانواده اين مقتول يعني مرحوم احمد عباسي داشته باشيم با هماهنگي يكي از دوستان كه از بستگان خانواده مرحوم عباسي بود با هماهنگي قبلي در روز جمعه آذرماه به درب منزل آنها كه در يكي از كوچه هاي شهر گلپايگان واقع است مي رويم در ابتداي ورودمان مورد استقبال مادر و برادران و بستگان و دوستان مرحوم قرار مي گيريم با كسب اجازه وارد اتاق مي شويم و پس از عرض تسليت مجدد به خانواده از برادر بزرگ خانواده كه خود را محسن عباسي معرفي مي كند درخواست مي كنيم در خصوص اين حادثه برايمان صحبت كند او سخن را اينگونه آغاز مي كند: دي ماه سال (83) گذشته بود كه ما  از حدود 8 ماه قبل هرچه سراغ برادرمان را ازهمسر او مي گرفتيم حرف درستي به ما نمي زد گاهي مي گفت به تركيه رفته است و شماره تلفن هاي دروغ به ما مي داد كه وقتي ما با آنها تماس مي گرفتيم متوجه مي شديم اصلاً چنين شماره هائي وجود ندارد. به همين لحاظ ما به او مشكوك شديم و يكسري اطلاعات در خصوص اينكه ايشان رفت و آمدهاي مشكوكي با افرادي داشت به ما مي رسيد و به همين لحاظ بود كه ما با مراقبت هائي كه كرديم به مسائلي پي برديم بار ديگر سراغ برادرمان را از او گرفتيم اين بار گفت براي من از تركيه پول فرستاده است طي تحقيقي كه كرديم متوجه شديم اصلاً چنين پولي از بانك گرفته نشده ، ما همچنان به جستجوي برادرمان در زندان هاي داخلي و خارج از كشور گشتيم و وقتي در آخر الامر متوجه شديم كه اين زن چيزي نمي خواهد به ما بگويد و ظاهراً هم دختر بزرگ او چيز هائي مي دانست امّا حرفي نمي زد! و به دليل اينكه ما هر چه تلاش كرديم تا سرنخي از برادرمان از طريق همسرش بدست بياوريم موفق نشديم و با ضد و نقيض گوئي هاي اين زن و همينطور از مطالبي كه به دستمان مي رسيد و تماس هائي كه با او گرفته مي شد كه با كنترل نمودن تلفن منزل ما  به آن پي برديم. به هر شكل و طريقي بود بعد از تحمل 8 ماه از ناپديد شدن برادرمان، به اتفاق مادر رفتيم از دست اين زن (زن برادرمان) شاكي شديم وي در ادامه گفت: با اطلاعاتي كه ما در اين مدت بدست آورده بوديم متوجه شده بوديم احمد (مقتول) يك وام 5 ميليون توماني از يكي از بانكها گرفته بود كه با آن يك مغازه كرايه كند و اينطور كه همكارانش مي گفتند اجناسي كه احمد براي غرفه نمايشگاه تهيه كرده بود را به قيمت 6 ميليون تومان به آنها فروخته بود و از قرار معلوم يك مقدار اجناس (دست دوم) را هم به خانه آورده بود كه بعداً مشخص شد اين اجناس و موتور را زنش به فردي به نام اميرهوشنگ - ن (كه نامبرده به علت روابط نامشروع وارتباط كه با اين زن داشت و خود آنها هم به آن اعتراف نموده بودند و به همين دليل هم به زندان افتاده بود ) داده بود و حدود 2 ميليون و يكصد و سي هزار تومان هم در حساب بانكي داشت كه مقداري از اين پول را هم همين فرد (امير) و زن برادرمان با جعل امضاء از بانك مي گرفتند. كه پرينت هاي آن را من از بانك گرفتم و مدارك آن در پرونده موجود است كه ما فكر مي كنيم برادرمان را براي پولي كه مقدار آن حدود 13 ميليون بود از بين برده اند دسته چك برادرمان هم در منزل اميرهوشنگ - ن  بود كه به وسيله همسرش (به علت اختلاف و در حال طلاق گرفتن بود.) به ما داده شد كه از تعداد برگه هاي چك معلوم بود كه آنها با اين دسته چك كار مي كرده اند و هنوز هم چند برگ چك معلوم نيست كجا و در دست چه كسي است كه پيدا نشده است .  وي در ادامه گفت: طي اين 19 ماه ، ما نوزده هزار جريان برايمان پيش آمد تا به اين مراحل رسيديم  و ما هنوز به هيچ ردي از برادرمان نرسيديم و زن برادرمان هم هيچ اعترافي و صحبتي نكرده بود
 پيدا شدن جنازه: چند روز قبل كه ما از همه جا اميدمان قطع شده بود و در آخر الامركه ما هيچ راهي نداشتيم و با انكارهاي اين زن هم به جائي نمي رسيديم و او هم دو وكيل گرفته بود كه با به انحراف كشاندن دادگاه و اداره آگاهي قصد آزاد شدن از زندان را داشت و در حالي كه كارشناسان قبلاً طي بازديدي كه از كف منزل برادرمان داشتند چيزي پيدا نكرده بودند  كه ما مجدداً از دادگاه حكم گرفتيم كه منزل را مجدداً مورد بررسي قرار بدهيم كه با چند تن از نيروهاي اداره آگاهي بررسي كه كرديم متوجه شديم در انتهاي (حال) اين خانه 16 موزائيك از جلوي حمام تا پاي ديوار با وجودي كه موزائيك دست دوم بكار برده بودند و فقط به دليل تفاوتي كه در بند بند موزائيك ها وجود داشت ما به مأموران گفتيم كه اين محل مشكوك است و هر چه هست در اين 16 موزائيك است و اين ها به اندازه قد يك انسان مي باشد كه مأموران آگاهي براي دست به سر كردن ما، ما را از آنجا بيرون بردند و فكر ما را منحرف كردند و قصد آنان از اين كار اين بود كه وقتي اين محل را خاكبرداري مي كنند ما در آنجا نباشيم و فرداي آنروز بدون اطلاع به ما زن را هم از زندان به منزل برده بودند و با حضور قاضي و فيلمبردار و آمبولانس و غيره ... جسد برادرمان را در زير همان 16 موزائيك پيدا كرده بودند و جسد در حالي كه روي آن آهك ريخته بودند تا زودتر از بين برود و احياناً بوي آن به خارج درج نكند در اين محل پيدا شد . همسايه ها با تماس به ما اطلاع دادند كه جنازه برادرم را در منزل پيدا كرده اند. وي ادامه داد: به علت اينكه من يك مقداري ناراحتي قلبي دارم تلفن را خودم برنمي داشتم كه اتفاقاً آنروز گوشي را من برداشتم كه پس از شنيدن اين مطلب دچار ناراحتي شديد قلبي شدم و به اين خاطر دو شب نيز در بيمارستان بستري شدم و به همين لحاظ يك وقفه اي در كار پيش آمد كه پس از مرخص شدن از بيمارستان، آخرين جلسه دادگاه برگزار شد و اين زن در دادگاه در خصوص اين واقعه اينگونه اظهار كرده بود كه: شبي كه قصد اقدام به اين كار مي كند با گذاشتن دو فرزندش در منزل خواهرش ( كه ما فكر مي كنيم اين اتفاقات با راهنمائي همين خواهر او انجام گرفته است و به همين لحاظ ما از دست آنها شاكي شديم و 2 تن از دختران خواهر زن برادرمان هم 2 شب بازداشت بودند و يكي از تراول چكهاي برادرمان پيش يكي از اين خواهران بود و همينطور پول هاي برادرمان را هم كه به نزول دست شخصي داده بودند به وسيله همين خواهر زن برادرمان انجام گرفته)  احمد (مقتول) از گلپايگان به تهران و به منزل آمد و به علت اينكه دندان درد شديد داشت به او گفتم براي رهائي از درد دندان اجازه بدهد به او يك مسكن قوي تزريق نمايم ( طي اظهاري كه فرزند كوچك برادرم كرده بود كه براي خريد سم با مادرم به هر داروخانه اي كه مي رفتيم به ما نمي دادند و آنطور كه ما بعد فهميديم سم توسط آقاي امير هوشنگ - ن  و از داروخانه اي تهيه و از دو - سه ماه قبل پيش اين زن بوده ) و اين زن سم مذبور را جاي مسكن به برادرمان تزريق مي كند كه پس از تزريق برادرمان گفته بوده كه حالم دارد بد مي شود واز زنش مي خواهد او را به بيمارستان ببرد و در همين موقع با آجري كه آماده كرده بود چند ضربه به سر وي مي كوبد كه احمد از حال رفت و بعد با كابل برق نيز او را خفه كردم و بعد از آن با همان كابل كه بر گردن وي بسته بودم آنرا به پاي مبل بستم تا در صورت بهوش آمدن! به من صدمه اي نزند! در صورتي كه من فكر مي كنم احمد (مقتول) پس از تزريق سم فوت شده بود و نياز به خفه نمودن و ضربه با آجر نداشته و وي در اظهاراتش ادامه داده كه تا ظهر فرداي آنروز اين محل را كندم و جنازه را در آن گذاشتم  و طبق اظهاري هم   كه (ديروز) كرده گفته يك كارگر آوردم و موزائيك ها را كار گذاشتم كه اينهم به نظر ما درست نيستبه هين دليل كه موزائيك ها خيلي استادانه بازسازي و كار گذاشته شده بود كه فكر مي كنيم كار يك معمار بوده است.
وي ادامه داد: جنازه را تا عمق 30 سانتي كف خانه قرار داده بودند و با آهكي كه بر روي آن ريخته بودند قسمتي از لباس و صورت احمد (مقتول) سالم مانده بود و بقيه بر اثر آهك از بين رفته و فقط اسكلتي بر جاي مانده بود آقاي محسن عباسي در ادامه سخنان خود گفت: برادران من با مشقت و سختي بي پدري بزرگ شده اند و مادر ما براي بزرگ كردن آنها خيلي زجر كشيده تا آنها را داماد كرد. و من از حدود 7 يا 8 ماه پيش تقريباً برايم مسجل شده بود كه برادرم از بين رفته است و به غير از برادرم و همسرم كه مي دانستيم كسي ديگر در اين خصوص نمي دانست و طي اين مدت هر روز مجبور بودم يك دروغي به مادرم بگويم و هربار كه تماس مي گرفت يك جور او را ساكت مي كرديم وي با بيان اينكه طي اين مدت فردي را در محله زندگي برادرم گذاشته بودم تا از وضعيت رفت و آمد و كنترل منزل برادرم اطلاعات بدست بياورد به ابن نتيجه رسيده بودم كه برادرم از بين رفته است و فقط به دليل نبود مدرك كافي نمي توانستيم به قاضي پرونده ثابت كنيم كه قتلي اتفاق افتاده است و با گذشت زمان كه تراول چكها و موتور برادرم كه در منزل اين شخص (امير) همدست اين زن پيدا شد و پولهائي كه از حساب او برداشت شده بود به اين موضوع قتل پي برديم.
برادر ما داراي 2 فرزند دختر يكي 14 ساله و ديگري 8 ساله بود و فكر مي كنيم دختر بزرگ او از موضوع مرگ پدرش اطلاع داشته و حتي شبهاي جمعه براي او خرما خير مي كرده است ولي هيچ حرفي به ما نمي زد و اگر اين دختر زودتر اين مسائل را به ما گفته بود دوندگي ما خيلي كمتر بود زماني كه من به دنبال موتور برادرم و سند آن مي گشتم و اگر اين مسائلي را كه مي دانست قبلاً گفته بود خيلي دوندگيهايم و مشكلاتم كم مي شد و اين بچه هيچ همكاري با ما نكرد و به نظر من خاله اش و بچه هاي خاله اش مغزش را شستشو داده بودند.
آيا بچه ها و حتي دختربزرگ داداشتان از مرگ و محل دفن خبر داشتند؟ از محل دفن خير اما مادرش به او گفته بود بابائي ديگر در كار نيست و در يك مورد كه بچه به ملاقات مادرش رفته بود به او گفته تو كه هيچي تا حالا نگفته اي محكم بايست ما هم هيچ نمي گوئيم! پس بنابراين اين بچه چيزهائي را اطلاع داشته به هر حال ما توقعي از بچه نداريم هر چه باشد بچه است و هم خون ما ولي روي هم رفته اگر با ما همكاري مي كرد شايد ما زودتر به نتيجه مي رسيديم كمتر زجر مي كشيديم و كمتر عذاب مي كشيديم آقاي محسن عباسي در ادامه صحبتهاي خود در خصوص خانواده زن برادرش كه در وضعيتي جنون آميز اقدام به قتل شوهر نموده است گفت|: پدر اين زن خيلي انسان درستي است فردي آبرودار است كه مورد احترام مردم است اما متأسفانه دخترش او را خورد كرد و سربزير جامعه يك روز بعد از اين حادثه به منزل ما آمد و نمي دانست چه بگويد با گريه و زاري اظهار مي داشت اگر در اين قضيه من را هم بخواهيد به دار مجازات برسانيد حق داريد چون من هم گناهكارم و... ولي در خصوص اينكه از كجا مي دانستيد جنازه در كف منزل دفن شده است گفت: زماني كه گفتند كارشناسان منزل را به طور كامل مورد بازرسي قرار داده و چيزي كه دال بر مدفون شدن جنازه در آن بيابند پيدا نكرده اند ما هم از فكر اينكه جنازه ممكن است در خانه دفن شده باشد خارج شديم اما با جستجويي كه كرده بوديم و تقريباً مطمئن شده بوديم برادرمان (مقتول )شب آخري كه در منزل بوده ديگر كسي متوجه رفتن او نشده و با وضعيتي كه اين ساختمان دارد كه در سه طبقه است و رفت و آمد زيادي در آن هست بيشتر حدسمان اين بود كه ممكن است جنازه جايي در همين منزل دفن شده باشد برادر ما حدود يكصد و ده كيلو وزن داشت و خارج نمودن اين جنازه به وسيله يك نفر و يا دو نفر ممكن نبود وي همچنين ادامه داد ما با كنترلي كه از تلفن منزل مي كرديم متوجه ساختگي بودن تماس احمد كه زنش ادعا مي كرد از خارج كشور مي كند شديم آقاي عباسي در ادامه اظهار داشت: الآن حدود 10 ماه است كه با شكايتي كه ما كرديم اين زن در زندان است و تا پيدا نشدن جنازه وي هيچ اعترافي در اين خصوص نكرده بود و بازداشت او به خاطر روابط نامشروع با آقاي امير... بود كه هر دو در اين مورد اعتراف نموده بودند وي در خصوص اينكه آيا در زمان قتل اين زن همدستي داشته يا خير گفت: تا دو روز قبل كه من اطلاع از پرونده دارم چنين چيزي را اعتراف ننموده من بعيد مي دانم او به تنهايي اين قتل را مرتكب شده باشد و وي تا اكنون اداعا نموده كه به تنهايي قتل را مرتكب شده است. اين زن در يك اعتراف ديگر اداعا نموده كه احمد(مقتول) را در خواب به قتل رساندم و پس از وارد نمودن چند ضربه آجر به سر او و تزريق آمپول هوا او را به قتل رساندم كه بيشتر اين اظهارات ضد و نقيض است و آنچه بيشتر مي توان به آن اتكا كرد به همان شكل بوده كه اول اعتراف نموده كه به علت دندان دردي كه احمد(مقتول) در شب قتل داشته وي با تزريق سم به بدن او قتل را مرتكب شده است.  
 

(همايش يك روزه آبزي پروري جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان)
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان به منظور ايجاد اشتغال، استفاده از آب و خاك و توسعه فرهنگ آبزي پروري همايش يكروزه اي با حضور جمعي از كشاورزان منطقه، مدير كل شيلات سازمان جهاد كشاورزس استان اصفهان و معاون مديريت آموزش و ترويج، تكثير و پرورش آبزيان وزارت جهاد كشاورزي و جمعي از مسئولين ذيربط در محل مديريت جهاد كشاورزي اين شهرستان برگزار گرديد. در اين جلسه پس از تلاوت آياتي چند از كلام ا... مجيد مهندس دلگرم مدير جهاد كشاورزي اين شهرستان ضمن عرض خيرمقدم اشاره اي به افزايش جمعيت نمودند و با لزوم فرهنگ توسعه آبزي پروري گفتند در اين شهرستان در حال حاضر ده واحد پرورش ماهي با ظرفيت 190 تن توليد فعاليت دارند و اميدواريم با توجه به پتانسيل هاي خوبي كه در منطقه وجود دارد بتوانيم اين رقم را با اشتغال بيشتر افزايش دهيم.
مهندس ناشر الاحكام مدير شيلات استان با اشاره به بحث مصرف سرانه، اشتغال و توليد كه به عنوان اهداف عمئده شيلات استان ميباشد گفت مصرف سرانه در كشور و در استان 6 كيلوگرم ميباشد در صورتيكه ميانگين مصرف جهان 16 كيلوگرم است و اين در حالي است كه در بعضي از كشورها مصرف سرانه 40 تا 120 كيلوگرم ميباشد. ايشان به برگزاري جشنواره اي در شهر اصفهان در آبانماه اشاره كرد و گفت شيلات استان اصفهان تلاش مي كند مصرف سرانه ماهي را در استان به 10 كيلوگرم افزايش دهد. همچنين در برگزاري نمايشگاه، ايجاد كلاس طبخ ماهي در اصفهان و شهرهاي استان در فرهنگ سازي مصرف سرانه ماهي به عنوان غذاي سلامتي تلاش مي كند.
معاون مديريت آموزش و ترويج و تكثير و پرورش آبزيان كشور نيز گفت: پوشش خدمات بيمه اي براي كليه سطوح آبزي پروري در آينده اي نزديك به نتيجه مي رسد. مرتضي افراسيابي افزود: استفاده از فارغ التحصيلان، ايجاد تشكلهاي آبزي پروري به منظور پيگيري مشكلات و چالشهاي پيش روي آبزي پروري در كشور و فراهم نمودن دانش و فن آوري مورد نياز آبزي پروري و بومي نمودن آن و تلاش در جهت افزايش مصرف سرانه آبزيان از جمله فعاليتهاي مديريت آموزش و ترويج و تكثير آبزيان در كشور است. در پايان جلسه به 4 نفر از توليدكنندگان برتر لوح تقدير اهدا گرديد و سپس در ايستگاه تحقيقات كشاورزي و دامپروري گلپايگان با حضور فرماندار محترم و جمعي از مسئولين ذيربط از استخر دو منظوره آن صيد نمايشي صورت پذيرفت.

 

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1384 ] [ 20:5 ] [ صدای گلپایگان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب

  • پی دی با
  • مکس دی ال