شماره 30

ادامه گفتگو با سوره فلق                     قسمت دوم

آيا با دسته يا گروه خاصي نيز ارتباط و همكاري داريد؟                      
من به اتفاق سوره ناس و نيز سوره هاي اخلاص و كافرون كه همگي سرآغاز مشتركي داريم، مجموعه چهار قل را تشكيل مي دهيم. البته سوره جن نيز، با قل آغاز مي شود، اما متأسفانه بيشتر مردم اين سوره را به عنوان عضوي از مجموعه ما نمي دانند.
مجموعه شما چه اهدافي را دنبال مي كند؟
ما از آسمان به زمين آمده ايم تا به انسان بگوييم: بگو!
چه بگويد؟
گفتني ترين گفتني ها را؛ در اين دنيا كه پر از گفتني هاي گوناگون است ما آمده ايم، اساسي ترين و ضروري ترين و حياتي ترين گفتني ها را بر زبان جسم و جان شما جاري و حاكم كنيم.
در اين زمينه چه قدر موفق بوده ايد؟
بسيار كم و ناچيز؛ مردم حتي نداي قل، قل ما را نمي شنوند چه رسد به اين كه در مقام اجابت برآيند. انگار نه انگار كه ما از آنان چيزي مي خواهيم. سال ها و قرن هاست كه قل مي گوييم و قل، قل مي كنيم، اما پاسخي نمي شنويم. خود شما در طول عمرتان چندبار مرا قرائت كرده ايد؟
شايد... بيش از هزار بار.
آيا در اين مدت __- حتي يك بار هم كه شده _- احساس كرده ايد كه كسي خطاب به شما قل مي گويد و از شما گفتن چيزي را مي طلبد؟
راستش... خير!
اين در حالي است كه اگر كودكي و يا حتي ديوانه اي، تنها يك بار به شما بگويد: بگو، بي درنگ آنچه را كه او مي خواهد مي گوييد و اگر هم پاسخش ندهيد، دست كم متوجه درخواست او مي شويد. اما خداوند هستي، عمري است كه از زبان من چيزي از شما مي خواهد و شما هيچ توجهي نداريد و اصولاً خودتان را مخاطب او نمي دانيد و نمي بينيد. گاه احساس مي كنم شما به هنگام قرائت، مرا به تمسخر و استهزا گرفته ايد و به دورغ نسبت به من ابراز دوستي و محبت مي كنيد. چگونه مي شود، كسي بارها از دوستش چيزي بخواهد و او نسبت به خواسته اش كاملاً بي توجه باشد.
راستش من شخصاً، تاكنون متوجه اين نكته نبودم و اين، بار نخست است كه نداي شما در گوشم صدا مي كند.
(با چشماني اشك آلود) خوب، الحمدلله، پس از سال ها قل، قل كردن، بالاخره صداي ما به تو رسيد. من از سال ها پيش، در انتظار چنين لحظه اي بودم. جاي بسي خوشحالي است. حال كه صدايم را مي شنوي، بگذار خودم را بيشتر برايت معرفي كنم.
سراپا گوشم.
من معلم زبان تو هستم. آمده ام اساسي ترين دستور زبان و منطق را به تو بياموزم و حياتي ترين جمله هستي را ورد جان و زبانت سازم. آمده ام مشق صبح و شام و شب و روزت را تقديم نمايم. آمده ام بگويم تا بگويي، گفتني ترين گفتني ها را. من معلم خصوصي و تمام وقت تو هستم. آن قدر قل مي گويم تا سراسر هستي ات، گويا به گفته هايم گردد، آن گاه ديگر رسالت من تمام است.
چرا اين همه قل مي گوييد، مگر در عالم چه خبر است؟
چرا نگويم، حال آن كه تمامي اجزاي هستي و همه مخلوقات خداوند، دشمن تو هستند؟!
دشمن من؟!
آري دشمن تو؛ هر آن چه مخلوق خداوند است، مي تواند دشمن و مايه شرّ تو باشد؛ از پدر و مادر، زن و فرزند، اقوام و آشنايان و دوستان گرفته تا كوه و درخت و در و دشت و جنگل و آسمان و ستارگان و خلاصه يكايك آفريده هاي خداوند، همه و همه _- از آن جهت كه مخلوق اند- كمي توانند دشمن تو باشند و اين منم كه بايد تو را از چنگال يكايك آنها و حتي از شرّ خودت و در يك كلام، از شرّ ما خلق رهايت سازم و در پناه درآورم. اين است كه همواره قل، قل مي كنم و هيچ آرام و قرار ندارم. شما گمان مي كنيد كه فقط مار و عقرب، دشمنان شما هستند، در حالي كه هر چيزي - حتي خود قرآن - مي تواند دشمن فوق العاده خطرناكي براي شما باشد.
من از يك مسئله، همواره متعجب بوده ام و هيچ گاه نتوانسته ام پاسخي براي آن بيابم.
كدام مسئله؟
اين كه شما، بدون انس با من، چگونه به سر مي بريد و بي آن كه مرا در قلب خود جاي دهيد و بر فكر و ذكر خود حاكم كنيد، چگونه در اين دنياي سراسر شرّ، روزگار مي گذرانيد و در جهاني كه از شر يكايك پديده هاي آن بايد به رب الفلق پناه بريد، بدون من و تعليمات من و قل، قل هاي من، چگونه زندگي مي كنيد؟ اين سؤالي است كه مي ترسم هرگز پاسخش را نيابم!
از كجا معلوم كه ما زنده ايم و زندگي مي كنيم؟! اگر ما را مرده انگاريد، پاسختان را مي يابيد!
نمي دانم، شايد هم اشتباه از من است و آن اندازه هم كه فكر مي كنم در زندگي انسان ها، اهميت و موضوعيت ندارم و تعاليم و قل، قل هايم را بي جهت اساسي و حياتي مي دانم، اما خوب... (ديدگانش اشك بار شد) روزگاري، دوستان و هم صحبت هايي در ميان شما داشتم؛ يكي از آنان مي گفت: حاضرم يك پايم را بدهم، اما تو را از دست ندهم. گفتم چرا؟ پاسخ داد: با يك پا نيز، مي توان زندگي كرد، اما بي تو نمي دانم زندگي چه شكلي پيدا مي كند~! ديگري مي گفت: من با وجود تو هيچ ترس و غمي در جهان ندارم و خود را بي نيازترين فرد روي زمين مي دانم.
آن ديگري مي گفت: من تو را با صد عصاي موسي عوض نمي كنم. گفتم چرا؟ گفت: عصاي موسي تنها سنگ و دريا را مي شكافت اما تو ...
حال مي فهمم، مفهوم اين روايت از رسول اكرم(ص) را كه فرمود: هر كس سوره هاي قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را بخواند، گويي تمامي كتاب هاي آسماني را كه خداوند (از آدم تا خاتم) بر پيامبران خود نازل كرده است، خوانده است او نيز فرمود: سوره فلق برترين سوره قرآن است. نه، اشتباه از شما نيست، كار ما خيلي خراب است. اين ما هستيم كه فرسنگ ها از مرحله پرتيم و تا حد ممكن شما را دست كم گرفته ايم؛ در زندگي كمترين حسابي روي شما باز نكرده ايم و كوچك ترين نقش و رسالتي در ساختن فرد و اجتماع، براي شما قائل نشده ايم. شما همان گونه هستيد كه مي فرماييد. ما هستيم كه شما را مهجور و بيكاره نموده ايم و از اين مقام و منزلت عالي، معزول و خانه نشينتان ساخته ايم.
من فقط در ميان شما بيكاره ام. اگر گوش جان باز كنيد. قل، قل اجزاي عالم را خواهيد شنيد. من در سراسر جهان حاكم و جاري هستم. تمامي اجزاي هستي به قرائت من مشغول اند. حتي يك دانه بي آن كه مرا بخواند و در پناه رب الفلق درآيد، هرگز نمي تواند پوسته هاي خود را بشكافد و از ظلمات خاك، سر بيرون آورد. مسئله فلق(شكافتن) يك قانون سراسري و در همه جا حاكم است. تمامي شكاف ها و شكافتن ها و شكفتن ها و شكفتن ها و عموم خلاصي ها و رهايي ها و گشايش ها و همه فجرها و فرج ها، فتح ها و فرح ها و در يك كلام، تمامي فلق هايي كه در يكايك اجزاي هستي مي بيني، همه و همه در پناه رب الفلق حاصل مي شوند. همه هستي قل اعوذ برب الفلق مي خوانند و من خطاب به ذرات عالم قل مي گويم و تمامي آنها مي پذيرند و اجابت مي كنند و در پناه رب الفلق در مي آيند و از اين رو، هر لحظه مي شكافند و مي شكفند. در اين ميان، تنها شما هستيد كه ندايم را نمي شنويد و پاسخم نمي گوييد. لذا همواره، در انواع تاريكي ها و شب ها و ابهام ها و وحشت ها، حيران و سرگردانيد و هيچ فلقي نمي يابيد و شر تمامي پديده ها ي هستي شما را فرو مي بلعد و هيچ فرجي نمي بينيد! اين است كه هميشه تعجب مي كنم، شما بدون انس و پيوند با من چگونه به سر مي بريد و بي ياري من، شب ها و تاريكي هاي گوناگون را چگونه به صبح و روشنايي مي رسانيد؟ قفل هاي محكم و غول پيكر فرد و اجتماعتان را، بي آن كه در پناه رب الفلق درآييد، چگونه در هم مي شكنيد؟ گره هاي بي شمار و درهم پيچيده روحي و رواني، سياسي و اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تان را كه سال هاي سال با دَم هاي پي در پي نفاثات جني و انسي، چون فولاد، به هم جوش خورده اند، بدون قل هاي من، چگونه مي گشاييد و توانمندي ها و استعداد هاي نهفته و بسته خود و فرزندانتان را چگونه شكوفا مي سازيد؟ بدون من با غاسق ها و نفاثات بي شمار و گوناگون كه پيدا و پنهان هستي شما را در برگرفته اند، پيكار مي كنيد و بسته هاي خود و پيرامون خود را چگونه باز مي كنيد و در يك كلام، از شر ماخلق چگونه مي گريزيد و به كجا پناه مي بريد و...؟!
من گمان مي كردم شما و بسياري ديگر از سوره ها، تنها پيامبر(ص) را مورد خطاب قرار داده ايد و مخاطب شما، تنها، شخص آن حضرت است. اما اكنون احساس مي كنم، جز من، گويي مخاطب ديگري در اين دنيا نداريد!
متأسفانه اكثر مردم همين گونه مي پندارند، حتي بسياري از علما در ترجمه ها و يا تفاسير خود، عبارت »اي پيامبر« را به ابتداي من و بسياري ديگر از آيات و سوره ها، از پيش خود مي افزايند (اي پيامبر، بگو پناه مي برم...)! راستش بزرگ ترين مشكل ما در ارتباط با شما همين است كه هر كاري مي كنيم، نمي توانيم به شما بباورانيم كه به هنگام قرائت، خداوند، خود مستقيماً دارد با شما سخن مي گويد! خداي رحمان، آن هستي مطلق، در كمال لطف و عنايت خطاب به شما مي گويد: بگو! اما شما در كمال بي توجهي از كنار آن مي گذريد؛ با اين تصور كه با شما نيست، با پيامبر است! خلاصه اگر اين مشكل حل شود راه ورود شما به گلستان قرآن هموار مي گردد.
(با لبخند) خوب شما كه سوره فلق هستيد، چرا اين مشكل را نيز، در حق ما نمي گشاييد؟!
(با اندكي مكث)- خوب... من فقط سوره فلق هستم، رب الفلق كه نيستم؛ مشكل گشا و فلق زا تنها اوست.
بهتر است از اين بحث خارج شويم و به سؤالات ديگر بپردازيم؛ آيا از ما، يعني امت پيامبر(ص) راضي هستيد؟
اگر شما از ما راضي باشيد و آثار وجود ما را در سراسر زندگي خود، احساس كنيد، يقين بدانيد ما هم از شما راضي هستيم.
بر اين اساس من فكر مي كنم شما از ما راضي نيستيد؛ زيرا در صحنه هاي مختلف زندگي ما حضور و ظهوري نداريد؟!
متأسفانه همين گونه است كه مي فرماييد.
آيا مجله گلستان قرآن و صفحه سوره شناسي را مطالعه مي كنيد؟
ما از تمامي فعاليت هاي قرآني آگاهي كامل داريم.
كدام يك را بيشتر مي پسنديد؟
پيشتر، عرض كردم؛ هر كدام كه ما را در زندگي شما بيشتر حاضر و ناظر كند.
جلسات و مسابقات قرائت و حفظ قرآن را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
در رابطه با قرائت قرآن بايد بگويم كه متأسفانه و يا خوشبختانه من يكي، در اين گونه جلسات و برنامه ها چندان جايگاهي ندارم و قاريان قرآن عنايت زيادي به من نشان نمي دهند.
اگر مي شود، منظورتان را روشن تر بيان فرماييد.
خوب، ساختار لفظي من به گونه اي است كه صحنه هنرنمايي مناسبي براي آنان به حساب نمي آيم. به ويژه، پاياني هاي من (فلق، خلق، وقب...)، از بس - به قول آن قاري محترم - بدقلق مي باشند، مجال تحريرها و مانورهاي زيبا و مردم پسند را براي آنان بسيار تنگ مي كنند. شما كه خود قاري قرآن هستيد، تاكنون چندبار مرا در جلسات مختلف قرائت كرده ايد؟
راستش هيچ، و يا بسيار اندك!
(با لبخند) البته، ناگفته نماند كه كودكان، عنايت بيشتري به من و سوره هاي هم قد و قواره من دارند و اصولاً ما به عنوان سوره هاي »كوچك« و مخصوص كودكان به حساب مي آييم! حتماً مشاهده كرده ايد كه در جلسات و هئيت هاي قرائت قرآن، بزرگ ترها معمولاً سوره هاي - به اصطلاح - بزرگ را مي خوانند و كودكان اغلب به سوره هاي - به اصطلاح - كوچك مي پردازند!!
متأسفم...، اگر اجازه دهيد، بيش از اين شما را نرنجانم و بر دردهايتان نيفزايم. از اين كه ما را پذيرفتيد و با كمال آرامش و تأني به سؤالات پاسخ گفتيد با تمام وجود سپاسگزارم. در پايان اگر پيام و فرمايش خاصي داريد، بفرماييد.
من نيز از شما تشكر مي كنم كه مرا لايق گفت و گو ديديد و با سؤالات خود ابر وجودم را به بارش درآورديد. مردم خيلي كم با ما سخن مي گويند و اصولاً شأن ما را اجلّ از گفت و گو مي پندارند. ما نيز، بنا بر اخلاق خاصي كه داريم، بي آن كه كسي با ما سخني بگويد و يا چيزي بپرسد، هرگز لب نمي گشاييم و سخني نمي گوييم. از اين رو، اغلب ساكت و آرام هستيم، حتي گاه يادمان مي رود كه ما نيز زبان و دهان داريم و اقيانوسي از گفتني هاييم، تا جايي كه احساس مي كنيم لب هايمان به هم چسبيده اند. در حالي كه روزان و شبان هر وقت كه بخواهيد، آماده گفت وگو و همنشيني هستيم و هرگز خداحافظي نمي كنيم و اساساً خداحافظي براي ما معنايي ندارد، همواره - به قول شما - پشت گوشي هستيم، حتي نصفه هاي شب و اصولاً كار ما همين است و رسالتمان جز اين نيست. سلام مرا به همگان برسانيد. به اميد ديدار.
دوست داشتم باز هم از او بپرسم، از يكايك آيات و كلمات و تركيبات او؛ از آهنگ و موسيقي منحصر به فرد او؛ از تركيب جالب و رمزآلود حروف و برخي از عبارات عجيب و غريبش؛ از نقش و جايگاه حرف »ق« و دليل تكرار آن در آياتش؛ از اين كه وقتي قرائت مي شود، چه احساسي دارد و آن گاه كه نازل مي شود و زميني مي گردد، چه حالي مي يابد؛ از لحظه اي كه خداوند او را براي نخستين بار تلفظ مي كرد و آن گاه كه به قلب نازنين رسول گرامي وارد مي شد و در آن زيباترين منزل آرام و قرار مي گرفت و ده ها سؤال ديگر در ارتباط با برخوردهاي گوناگون مردم با او، گفت و گوها و عشق بازي هاي او با دوستان خود، خاطرات شورانگيز و احياناً تأسف بار او، ظلم و جورهايي كه در حق او رفته و مي رود، چيزهايي كه مي پسندد و آنچه را كه نمي پسندد و خوش نمي دارد و...
آنچه آمد، صرفاً به منظور فتح باب اين قبيل گفت و گوها با سوره هاي قرآن بود و ارزش ديگري نداشت. از اين كه در اين شماره، مطلبي از شما خوانندگان گرامي درج نشد، پوزش مي طلبيم. اميدواريم در شماره هاي آينده مجال سخن را براي ما كاملاً تنگ كنيد.

مراسم کلنگ زنی اتوبان گلپایگان-موته

چندي پيش مراسم كلنگ زني فاز اول و شروع بكار ساخت اتوبان گلپايگان موته با حضور مدير كل راه و ترابري استان اصفهان، فرماندار ، نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي و تني چند از مسئولين و مديران ادارات شهرستان در ابتداي ورودي اين جاده در گوگد به زمين زده شد ، قبل از اين مراسم  جلسه اي با حضور اين مسئولين در محل سالن اجتماعات شهرداري گوگد برگزار شد كه در اين جلسه ابتدا فرماندار و در ادامه مديركل راه و ترابري و در پايان نماينده شهرستان براي حاضرين سخنراني نمودند در دو شماره "ذشته و شماره قبل قسمتهايي از اين سخنرانيها چاپ و منتشر گرديد در اين شماره ادامه سخنان نماينده شهرستان آقاي مهندس ياوري از نظرتان مي گذرد :
 آقاي حسيني (استاندار قبلي )اين اواخر به خصوص خيلي محبت نسبت به گلپايگان و خوانسار داشتند من تشكر مي كنم انشاءالله هر جا هست موفق باشد معذالك آن مجموعه ي استان اصفهان حق اين شهرهاي اطراف را خوب نمي دهند و حالا جالب است بدانيد الآن آقاي بختياري كه استاندار شده است خوشبختانه اصفهاني نيست ، عذر مي خواهم آقاي فرقاني من اين را مي گويم ببينيد فردا روز اين را من نمي توانم بگويم و گلايه كنم كه يك اصفهاني آمده است استاندار شد و حق گلپايگان و خوانسار را خورد يا كم داد ما با اين استاندار جديد 6،5 ساعت با او حرف زديم خيلي چيزها را طي كرديم و اميدواريم كه ايشان موفق باشند و آينده استان مان و شهرستانهامون رو به بهبود باشند و البته اين حق هم هست كه من اينجا بگويم كه كل استان اصفهان حقش تضعيع شده است الان نه آقاي حسيني اينجا هست و نه آقاي بختياري، استان اصفهان سال گذشته تحقق بودجه هايش در حد 28درصد بوده است در حالي كه ما استانهائي داشتيم كه 110درصد هم بوده است يعني اگر پانصد ميليون تومان بودجه كه براي استان اصفهان مشخص كرده بوديم صد ميليون تومانش تحقق پيدا كرده است باقي اش را ندادند كه حالا اينها پيچيده است مسائل است كه ما مي دهيم انشاءالله اين تبعيض را از اصفهان برداريم كه اصفهان نشود بنده چون خدمتگذار و نماينده شما هستم و اين چيزهائي را كه آقاي فرقاني گفت را مجبورم يعني هايش را دوباره تكرار كنم لااقل شما بدانيد كه شما خودتان را مديون من كه نماينده شما هستم نكنيد ما اكيداً پيگير قضايا هستيم من مجدداً از آقاي فرقاني، ما دو تا فرماندار داريم آن فرماندارمان هم مرد زحمت كشي است ولي وجداناً آقاي فرقاني خيلي كفه اش سنگين تر است مثلاً يك روز كه بلند مي شود مي آيد تهران وجداناً هم خودش را عاجز مي كند هم من را و هم آنهائي را كه ما مي رويم پهلويشان ده بار، يازده بار جلسه و صميمانه رو مي زنيم خواهش مي كنيم كوچكي مي كنيم بلكه انشاءالله يك كاري براي مردم انجام بشود در مورد راه هم خيلي تلاش كرديم فقط من نامه هائي كه آقاي مهندس حسن نيا، به امضاءبنده آقاي فرقاني و آقاي حسيني استاندار سابق اصفهان در رابطه با اتوبان گلپايگان - بزرگراه اصفهان شده است بيش از 200 برگ مي شود كه من همه اش را دادم نمي شود اينها را همه بدهم در روزنامه بنويسند آقاي رحمتي وزير راه و ترابري قبل از رأي آوردنش در زمان آقاي خاتمي من قول گرفتم و گفتم قسم بچه هايت را بخور كه اين راه را درست كني چون روزي يكي و نصفي آدم در آن كشته شده و همين چند روز پيش ايشان كه آمده بودند كه اعتبارنامه شان را گرفتند قول دادند اتفاقاً نوشتن اطلاعات آن حادثه اي كه 5 نفر در آن مرده بودند را اطلاعات اصفهان در پوشه محرمانه اي كه در اختيار ما قرار داده بود من آنرا بردم و دادم خدمت آقاي رحمتي، گفتم نگاه كنيد اين را انداختند پشت گوش دوباره 5 نفر مردند و يعني پنج تا خانواده بي سرپرست شدند يعني حالا فساد زياد شد يعني بيچارگي زياد شد يعني زن بيوه ها زياد شدند يعني چي مي خواهي جواب بدهيد فرداي آخرت؟ گفت: به جان بچه ام ، ياوري اين را مي گذاريم در بودجه دست از سرم بردار، يعني 98 درصد انشاءا... اعتبار اتوبان گلپايگان به دو راهي بزرگراه اصفهان را اميدواريم كه در سال 85 داشته باشيم ما يك پيگيريهائي اين مدت كرديم با راهنمائيهاي آقاي حسن نيا پيگيرهاي آقاي فرقاني و بعضي از دوستان خوانساري كه جا دارد از آنها هم تشكر كنيم دو تا ، صد ميليون تومان براي اين دو شهر گرفتيم براي نقاط حادثه خيز كه جا دارد من اينجا از آقاي حسن نيا تشكر كنم را شروع مي كنيم به ياري پرودگار به آخر هم مي رسانيم خوانسار را هم با همين صد ميليون تومانشان يك كارهاي ديگري مي كنند كنارگذر شرقي خوانسار، شما مي دانيد وقتي وصل بشود وقتي يك آمبولانس يك مريض درونش بود تا اينجا مي مرد خوانسار بن بست بود كه دارد خارج مي شود راه د‌<ُر به خونداب را آقاي حسن نيا انشاءالله امسال اين قسمت گلپايگان را تمام مي كنند براي سال ديگر آن قسمت نجف آباد را برايش بودجه گذاشته اند يعني به ياري پروردگار سال ديگر اين وقتها تانكرها و اتوبوس ها ماشين هاي سواري راحت از جاده دُر و خونداب به اصفهان رفت و آمد مي كنند. جاده دُر و خونداب در زمستان يخ نمي زند ولي جاده رحمت آباد تا 25 درجه زير صفر هم مي رود و يخ مي زند ولي جاده دُر- خونداب مسطح و خوب است و مورد ديگر كه من در حال پيگيري آن هستم كمربندي غربي گلپايگان هست يعني در باطن جاده از خمين شروع مي شود و از پشت ركابدار و سروباطان(ابلولان و پشت پارك جنگلي) به جاده خوانسار مي خورد از آنجا از مسير جاده سپهبد بختيار به جاده رباط سرخ متصل شود و همه روستاها و گوگد وگلشهر همه به يك جاده مشترك پيدا مي كنند و منطقه توسعه پيدا مي كند آن جاده اتوبان وانشان هم كشيده مي شود به قودجان و تيدجان و پشت دانشگاه خوانسار درمي آيد و متصل به جاده داران مي گردد. وي با اشاره به اينكه يكي از آرزوهاي مردم شهرهاي گلپايگان، خوانسار و دگر شهرهاي اطراف اين بود كه يك زماني اين جاده ها اتوبان بشود و همچنين با يادآوري حادثه تصادف سال گذشته در جاده گلپايگان - حومه كه بر اثر آن چند تن از هموطنان كشته شدند گفت: اميدواريم خدا به حق خون به زمين ريخته شده آن عزيزان و دردسر و محروميتي كه براي خانواده آنان ايجاد شد به ما كمك كند زودتر اين كار را بكنيم و خانواده هايشان فكر نكنند كه ما يكساعت از فكر اين مسئله بيرون رفتيم مهندس ياوري در ادامه گفت: جاده هاي روستائي هم اميدواريم كه هر چه زودتر ترميم بشوند و مثل چندتائي كه تاكنون مرمت شدند مثل »شيدآباد و وارنيان« كه وضعيت بدي داشتند كه از زمان آقاي محمودي قرار بود ترميم بشود و تا حالا طول كشيد وي در ادامه گفت: يك تشكر ديگري كه من از آقاي حسن نيا دارم انتصاب آقاي اختري براي مديريت راه و ترابري گلپايگان و خوانسار است. كه جوان با خانواده با شخصيت و معادل خانواده اش و شخصيتش و تحصيلاتش ما از ايشان انتظار داريم انشاءالله اين خورده كاريها كه مردم را خوشحال مي كند را بدون اينكه حتي ما بگوئيم خودش انشاءالله پيگيري كند و انجام بدهد از جمله اين راه هائي كه آقاي فرماندار گفتند. فرض كنيد جاده روستا را ، حالا آسفالت هم كه مي شود اگر عمودي به جاده اصلي وصل بشود تصادف مي شود موتوري ها زير ماشين مي روند، مردم بيخودي از دست نيروي انتظامي و دهداري مثلاً شاكي مي شوند در حالي كه اينها گناهي ندارند و اين بي احتياطي بوده كه در طراحي جاده شده است و باز آن بي احتياطي را آن فرد راننده كرده است و اينها را بايد توجه كنيم وي در ادامه گفت: بيمارستان الان در يك وضعيت نسبتاً آبرومندي است و اورژانسش نزديك به صحن بيمارستان نيست كه آقاي دكتر رستمي دارند پيگيري مي كنند مجوز چهار آمبولانس از وزارتخانه گرفته شده كه تاكنون دوتاي آن يكي به گلپايگان و يكي به خوانسار تحويل شده و دوتاي باقيمانده را پيگيري مي كنم كه بگيريم خوشبختانه در حال ترخيص هستند ما در همه جهات در حال پيگيري هستيم نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي در ادامه گفت: يكي از آرزوهاي مردم اصلاح وضعيت آب منطقه بود. مي دانيد كه يك سد كوچك در آنچه به وسيله آب منطقه اي اصفهان زده اند و بدليل اينكه آبي كه مي بايست به سد گلپايگان بيايد، نمي آمد و من پيگير آن بودم و در نشريه صداي گلپايگان هم جهت اطلاع مردم چاپ گرديد كه مردم بدانند ما نسبت به اين موضوعات حساس هستيم و همچنين سد كوچري را گفتيم كه ساختنش را جلو بياندازند با وزير جديد نيرو بشدت برخورد كردم من بدون اينكه بتواند مقاومت بكند و اگر لازم باشد استيضاح هم مي كنيم و اخيراً هم كه ايشان خدمت آيات عظام و از جمله حضرت آيت الله صافي رسيده بودند كه اين آب سرشاخه هاي دز را و كوچري را و انتقال آب به قم و اينها را به جلو بياندازند و ايشان حتماً آنجا هم تنبه شده است و توجه مي كند. وي ادامه داد: شهر گلپايگان خيلي كثيف است يكي از كارهائي كه شهر داريهاي و شوراها بايد بكنند پولسازي است ما مي دانيم كه وضعيت مردمان از نظر مالي زياد خوب نيست ولي اگر هي بگوئيم مردم فقيرند و گناه دارند و پول از آنها نگيريم و خرجشان نكنيم يك كاري را كه امسال به ده هزار تومان مي شود بكنيم 5 سال ديگر با پانصدهزار تومان هم نمي شود بكنيم پس هر چه زودتر اين پولها را بدهند بهتر است مي دانيد كه حضرت علي چه تعريفي از ثروت كرده است امام علي (ع) فرمود ثروت آن مقدارش خوب است كه از آدم جدا مي شود اي پولدارهاي گلپايگان اي بزرگان اي كساني كه پولدارهاي گلپايگان را مي شناسيد بگوئيد يك خورده دست در جيبشان كنند به خاطر رضاي خدا، من پريروز دعوت شدم خوانسار كه يك سالن ورزشي افتتاح كنيم يك خوانساري 1/5 ميليارد تومان براي ساخت يك دبيرستان دخترانه شبانه روزي و يك سالن ساخته است كه همه از ايشان تشكر كردند فرماندار خوانسار گفت من دستتان را مي بوسم شهردار گفت دستتان را مي بوسم امام جمعه همين را گفت، من گفتم ما امروز آمديم از يك كساني تشكر كنيم كه احتياج به تشكر ندارند اينها بالاتر از اين حرفها هستند اگر حاج حسين معيني يك كمكي به بيمارستان مي كند و يا يك خيري مشابه ايشان، اينها كه احتياج به تشكر من ندارند اينها معامله با خدا دارند مي كنند گفتم من امروز مي خواهم از زنهاي شما تشكر كنم چقدر اينها زنهايشان خانمهاي محترمي هستند خوش به حال شما مردها با اين زنهايتان و خوش به حال شما زنها با اين شوهرهايتان او برادر من و آن هم خواهر من است زن مي خواهد كه اجازه دهد كه شوهرش يك ميليارد و نيم تومان بگذارد براي ساخت مدرسه خيلي زنها هستند كه اگر شوهرانشان سوپر ميلياردرهم باشند از طلا و جواهر سير نمي شوند، و از مسافرت دبي و اروپا و جاهاي ديگر، وجود مي خواهد كه آدم پولش را در راه مردم بدهد اي گلپايگانيها اين فرهنگستان را تقويت كنيد. پل آجري را شهرداري مي خواهد درست كند، شهردار و شورا و فرماندار هم خودشان را گِل گرفتند البته باز هم من تشكر مي كنم هم از شورا و هم شهرداري بخصوص آقاي فرماندار، خود من هم يك خورده تلاش كردم از اين و رو آن رو كه مقدار برايشان پول بگيرم. گفتيم بابا شروع كنيد وقتي شروع شد بالاخره آقاي مهندس شمس دوباره مي آيد و كمك مي كند چنانكه اخيراً دوباره يك چيزي داده اند و انشاء الله تمام مي شود چهار تا خير هم كه ببينند شما داريد پل را درست مي كنيد دست در جيبشان ميكند ما بايد اين شهر را يك خورده وضعش را اصلاح كنيم و همينجا من مي خواستم از مردم كه يك مقدار گذشت داشته باشند جاده اي كه دارند درستش مي كنند به جاي كمك هر روز بلند نشويد برويد دادگستري و چوب لاي چرخ اداره راه و ترابري بگذاريد اين جاده درست بشود اگر چهار نفر نميرند خيلي صواب دارد اينجا جا دارد اينجا جا دارد من از شهرداري و شوراي محترم گوگد تشكر كنم ما براي آن پيچ سرميدان نزديك بيمارستان آيت الله العظمي گلپايگاني را درست كنيم 20 ميليون تومان هزينه كرديم تا اين پيچ را درستش كرديم كه پيچ خطرناكي و بدي بود و همچنين در رابطه با جاده گلپايگان - گوگد جنب پارك كه امروز صورت جلسه شد تشكر مي كنم وي در ادامه از راه اندازي مهمانسراي شهرستان تشكر و قدرداني نمود و در ادامه گفت: اگر ما كمربندي غربي مان به همت آقاي حسن نيا بتوانيم كلنگ آن را بزنيم و با كمك شهرداري ارتباطات مركز شهر را با اين كمربندي برقرار بكنيم گلپايگان يواش، يواش يك سرو شكلي پيدا مي كند شهردار محترم و رئيس شوراي گلپايگان در دادن مجوز ساخت و سازها دقت كنند شهر ما خيلي عقب افتاده است و بدفرم است شما را به خدا يك خورده دقت كنيد وي در ادامه خطاب به شورا و شهردار گلشهر گفت: بالاخره اين چهار روستا، شهر شده است اين طويله و انبارها و خانه هاي قديمي كه در معبر اصلي پيداست را تخريب كنيد اين مكانها محل معتادها و محل هزارجور جرم و اسكان جانور، زشت و زننده است و كلاس كار را پايين مي آورد كه هم در سطح گلپايگان و گوگد و بخصوص در گلشهر زياد به چشم مي خورد. مهندس ياوري در ادامه خطاب به شورا و شهرداري گلپايگان گفت: درآمد شهرداري گلپايگان و خوانسار متأسفانه برابر است جمعيت گلپايگان 3 برابر خوانسار است و اين ننگ است براي گلپايگان اين ننگ را بايد پاكش كنيم   

شناخت و ويژگيهاي انسانها             قسمت چهارم
در شماره هاي قبل در مورد لزوم واهميت شناخت (معرفت) در رابطه با خود و خدا و ديگران و موجودات و اشياء مسائلي مطرح شد و اينك ادامه.
سعي شده در نوشتن مطالب از كلمات قلمبه و سلمبه و نامأنوس حتي الامكان صرفنظر شود و متن روان و ساده نگارش شود
- انسان داراي سه شخصيت وجودي است (شخصيت اصلي - شخصيت فعلي- شخصيت ايده آل) براي خودشناسي بايد اين سه شخصيت يا سه نوع »خود« را شناخت
شخصيت يا خود اصلي آنست كه هر كس بايد آن باشد، خود يا شخصيت اصلي ما انساني است كه بايد باشيم مبّرا -مهذّب -خيرخواه -حقگو - وصاحب همه صفات خوب و شخصيت فعلي ما همين است كه فعلاً هستيم، آميخته اي از صفات خوب و بد، مسلمان هستيم ولي نامسلماني مي كنيم تعهّد مي دهيم ولي خلاف آن هم عمل مي كنيم، خود را انسان مي دانيم ولي به آساني انسانيت خود را فراموش مي كنيم و منافع خويش را بر هر چيز مقدم مي داريم. و شخصيت ايده آل آنست كه مي خواهيم باشيم يا ادعا مي كنيم مثلاً وقتي صحبت از دروغ و راست مي آيد مي گوييم كه هرگز دروغ نگفته و نخواهيم گفت. وقتي صحبت از تقيّد و امانت و مردانگي مي شود مي گوييم كسي به پاي ما نمي رسد، در واقع مي خواهيم باشيم ولي در عمل نيستيم
اكنون چگونه خود را بشناسيم؟ چون لازمه خداشناسي و ديگرشناسي ابتدا خودشناسي است.
اين تركيبات را زياد ديده و خوانده و شنيده ايم- خداشناسي- علي (ع) شناسي- حافظ شناسي - گياه شناسي- جانور شناسي- روان شناسي- خاك شناسي و... و در هر يك از اين علوم، بشر به اوج آنها نزديك شده ولي متأسفانه در خودشناسي- انسان شناسي- كه پيش نياز علوم ديگر است كمتر كسي است كه كارشناسي ارشد داشته باشد. گاهي ديده مي شود آقا و خانم x در علوم نظري و عملي و انساني صاحب مقام دكتراي ارشد است اما در زندگي شخصي و رفتار شخصي عقايد شخصي آنقدر ضعيف و ناشي است كه مثلاً از تاريكي مي ترسد! از سوسك وحشت دارد! يا گرفتار افكار خرافي و رمالي و شانس و... است يا قدرت تغيير و انعطاف پذيري در او وجود ندارد.
آقا يا خانم تحصيل كرده اقدام به خودكشي كرده، خبرنگار از او سؤال كرده چرا دست به انتحار زديد؟
 جواب ميدهد چون همسرم به من گفت دوستت ندارم!!
اين عدم هويّت و بي لياقتي آيا ناشي از عدم خودشناسي و ديگرشناسي نيست؟
چگونه خود را بشناسيم؟ بهترين راه و روش خودشناسي، توجه داشتن به واكنش هاي افراد در برابر رفتارهاي ماست. خود را در آيينه مردم ديدن و در واقع ديگران قاضي شخصيت و ارزش و خوبي ما هستند. ديگران چقدر روي ما حساب باز مي كنند؟ بهتر است گاهي از خود سؤال كنيم چقدر مي ارزيم؟ قيمت شخصيت ما و ارزش ما منهاي حساب بانكي ما چقدر است؟ چقد رديگران را دوست داريم؟ ديگرا چقدر ما را دوست دارند؟
چگونه خود را بشناسيم؟ يا چگونه بر توانايي شناخت خوب و بد -زشت و زيبا- خير و شر خود بيفزاييم در اين قسمت از قرآن كمك بگيريم. اگر بتوانيم خود نگهدارنده در برابر خطاها و گناهان كوچك و بزرگ باشيم خداوند نيرو و تواني به ما مي بخشد كه مي توانيم خوب و بد و خير و شر را از هم تميز دهيم و دچار اين همه گرفتاريهاي خود ساخته نشويم. طبق آمار و با توجه به اوضاع فعلي جهان 95% مردم دچار حداقل چند بيماري روحي منجر شده به بيماري جسمي هستند. . بشر امروز نيازمند ايمان و اتصال به خالق لايزال است. زندگي ما آميخته با اشتباهات و لغزشهاي گوناگون است اما اشتباه عمدي و آگاهانه و اصرار برآن ما را از هويت اصلي و خود اصلي ما دور مي كند و خطاهاي جزيي مورد عفو پروردگار قرار مي گيرد.
چگونه خود را بشناسيم؟ علوم روانشناختي و شخصيت شناسي با ظهور دانشمندان بزرگي چون فرويد- پياژه- ژاك روسو- گزل- اريكسون- دكتر شريعتمداري- بحد كافي بشر را به شناخت از خود نزديك كرده هر چند اساس و ويژگيهاي شخصيت انسان را قرآن و بزرگان آسماني آموخته اند. بنابراين مطالعه و كسب معارف در اين زمينه سومين مكتب خودشناسي براي ما انسانها است اگر بخواهيم و بپنداريم و بدانيم اگر خود نياموزيم طبيعت باپُتك (پُتك) و سُقُلمه بر سر ما خواهد كوبيد بلكه بيدار شويم. موضوعي كه از ويژگيهاي شخصيتي انسانها براي اين شماره انتخاب در مورد كودكان و شناخت اين دسته است
- چگونه بايد بچه ها را به اطاعت واداشت-
چيزي كه از كودكان توقع داريم بايد متناسب با نيازها - امكانات و رشد آنان باشد ترديد نيست كه گاهي بچه ها بايد مجبور كرد كه فلان كار را براي رسيدن به فلان هدف انجام دهند. مشكل اساسي در چگونه امر و نهي كردن بچه هاست. اگر پدر و مادري ندانند كه چه مواردي بايد از بچه ها اطاعت بخواهند موجب بروز خطر مي شود
آيا بچه ها بايد هميشه دستورات ما را اجرا كنند يا حق نظر هم دارند؟
اگر استبداد در اينجا حاكم شد آينده بچه ها را خود به خطر مي اندازيم.
 وقتي مي گوييم بچه ها بايد اطاعت كنند موقعي است كه به فرمان و دستور خود بطور مستدل ايمان داريم كه در اين مرحله هم تازه بايد اين مشكل مطرح شود كه آيا خود اشتباه نمي كنيم؟
بچه ها از مزاحمتهايي كه گاه حتي به نفع آنان است از جانب ما تحمل نمي كنند مثلاً وقتي مشغول كاري يا بازي و سرگرمي هستند و به او دستور ميدهيم كه بايد غذايش را بخورد، اين احتمال وجود دارد كه از دستورها اطاعت نكنند.
بايد از قبل كم كم او را آماده كرد تا او خودش را آماده كند.
پدر و مادر هو خوش ندارند اگر سرگرم مطالعه يا خياطي و آشپزي هستند كسي مزاحم آنها شود گاهي كه فرزند با پدر يا مادر خود براي خريد به مغازه اي مي روند كه اسباب بازي يا مشكلات هم در آن مغازه است كودك وسيله اي را انتخاب مي كند يا بهانه چيزي را مي گيرد ولي به هر دليل آن چيز را براي كودك نمي خرند و كودك گريه و جيغ و لگدزدن را شروع مي كند و پدر و مادر در مواجهه با اين وضع انواع حرفها را مي زنند و سپس خشونت و خط و نشان و با اعصاب كوفته و خريد نيمه تمام به خانه باز مي گردند در اينجا بايد از قبل با كودك صحبت كرد كه در اين روز قصد خريد اسباب بازي يا چيزي را براي نداريد و كودك نبايد بهانه اي بگيرد تا كودك آمادگي لازم را در خود ايجاد كند و چنانچه باز كودك فراموش كرد و بهانه خريد چيزي را گرفت با كمي خشونت به او گفته شود كه دفعه بعد بايد در خانه نزد كسي بماند يا مثلاً تهديد به خاطر جيغ و ناراحتي كه بوجود آورد چند روز از استفاده از اسباب بازي يا تلويزيون يا ... محروم است مشروط به اينكه تهديد بعمل آمده سنگين نباشد و حتماً عملي شود. پس بايد دانست چه امر و نهي هايي كرد و چگونه امر و نهي كرد!
اگر در حقانيت دستور خود بطور مستدل و عادلانه يقين داشته باشيم آن وقت دستور بدهيم اگر ترديد داشته باشيم بچه ها اين را حس مي كنند و به سادگي از دستور ما سرپيچي مي كنند گاهي صدبار اشتباه كودكان را گوشزد مي كنيم ولي باز همان كار را مرتكب مي شوند اينجا كودك عمد و قصد بدي ندارد چون كودكان در زمان حال زندگي مي كنند فقط يادشان مي رود كه قبلاً به آنها چه گفته شده يا چه قولي داده اند!
بچه ها محبت تصنعي، دروغ، را خوب مي فهمند. خريد يك چيز براي كودك به ميزان خريد يكدستگاه يخچال- مبل- فرش براي بزرگترها مهم است. نگوييد يك بادكنك خريدن اينقدر مهم نيست در اين مواقع وقت كافي به او بدهيد.
حسين ربيعي بازنشسته آموزش و پرورش

آموزش همگاني پليس به پدر و مادران عزيز
- با محبت صادقانه و منطقي فرزندانمان را سيراب كنيم تا به محض ديدن ذره اي محبت فريب كارانه و عرضه سراب به جاي آب به هر كس و ناكس دل نبندند و در دام شيطان گرفتار نشوند.
- در محيط خانه احترام به ارزش ها، هنجارها و پاي بندي به قانون را به فرزندانمان بياموزيم.
- كنترل بيش از حد فرزندان توسط خانواده به اندازه كنترل نكردن و عدم نظارت تأثير منفي دارد پس براي كنترل آنها عاقلانه و منطقي اقدام كنيم.
-تأمين خوراك، پوشاك و نيازهاي مادي فرزندان تنها يكي از وظايف والدين است اما اصلي ترين وظيفه آنها تربيت فرزندان سالم با اخلاق، ارزشمند، بااراده و خدمتگذار است.
- رفتارهايي كه فرزندانمان ياد گرفته اند متاثر از خانه، مدرسه، رسانه ها و محيط اجتماعي است. پس بياييد زمينه را براي يادگيري رفتارهاي صحيح مساعد كنيم.
- در تهاجم فرهنگي دو اصل مهم اعتقادي مورد هجوم قرار گرفته است. (غيرت مردان- حيا و عفت زنان) در عرصه رقابت هاي اجتماعي هر كس سعي مي كند عالي ترين توانمندي و استعداد خويش را به نمايش بگذارد كساني كه شايستگي و زيبايي هاي فكري، علمي، اخلاقي و انساني براي عرضه كردن داشته باشند هرگز به عرضه تن و زيبايي اندام و لباس نمي انديشند
- تأثير ثروت و رفاه بيش از حد براي روي آوردن افراد به فساد و تبهكاري كمتر از فقر و محروميت نمي باشد. بسياري از مشكلات روحي، رواني و رفتارهاي مجرمانه دختران و پسران ناشي از تاخيرهاي طولاني در ازدواج و تشكيل خانواده است لذا با روي آوردن به ارزش هاي ديني و ملي خود و پشت پا زدن به رقابتهاي كادب و تجمل پرستي زمينه ازدواج به موقع و آسان را براي جوانان فراهم آوريم.
»فرماندهي انتظامي شهرستان گلپايگان - اجتماعي و ارشاد«
»اخبار و كشفيات پليس«
شناسايي و دستگيري عامل پخش و توزيع اسكناس هاي تقلبي: طي يك عمليات مقتدرانه، پليس شهرستان موفقث به شناسايي و دستگيري يكي از عاملين توزيع اسكناسهاي جعلي گرديد كه در اين رابطه تعداد 183 قطعه اسكناس دوهزار توماني جعلي، يكدستگاه ماهواره و مقداري ترياك از منزل وي كشف و ضبط گرديد در اين رابطه پرونده تشكيل و جهت سير مراحل قانوني تحويل مقامات قضايي گرديد.
»فرماندهي انتظامي شهرستان گلپايگان- اجتماعي و ارشاد«

وزارت راه و ترابري
جناب آقاي مهندس سميعي
سرپرست محترم معاونت برنامه ريزي و اقتصاد حمل و نقل
سلام عليكم
به پيوست تصوير نامه مشترك شماره 4885 مورخ 84/7/23 جناب آقاي ياوري نماينده محترم مردم گلپايگان در مجلس شوراي اسلامي و فرماندار محترم گلپايگان به همراه ضمائم مربوطه در خصوص منظور نمودن پروژه دو بانده نمودن محور گلپايگان- موته به محور اصفهان- تهران در بودجه سال 85، ارسال مي گردد.
خواهشمند است دستور فرمائيد ضمن بررسي و اقدام لازم از نتيجه جهت انعكاس به نماينده محترم حداكثر ظرف مدت يك هفته اين معاونت را مطلع نمايند.
عبدالرضا شريعتي كوه بناني
معاون امور مجلس و هماهنگي استانها

   
جالب است !
چندي پيش آقاي علي اصغر طالبي شاعر گرانقدر و طنزنويس شهرمان قطعه شعري سرودند كه اين قطعه شعر در چند شماره قبل نشريه چاپ و از نظر خوانندگان گذشت ، متن ذيل كه در جواب اين شعر سروده شده دسترنج يكي از همشهريان خوش ذوق مي باشد كه به درخواست خود ايشان از ذكر نامش صرف نظرمي كنيم .
حرف حق را گر كه بر باطل گزيني جالب است
گر شوي در جمع بزم شاعران همچون نگيني جالب است
گر كه اشعارت بود عاري ز هر رنگ و ريا
بعد صد سال دگر يكراست در خلد بريني جالب است
شعر طنزت را بخواندم دوش اي استاد فن
نكته ها گفتي تو با علم و يقيني جالب است
نقد بنمودي تو از اعمال مسئولين شهر
ني ز راه هجو، بل راه يميني جالب است
گه ز شورا دم زدي، گه از وكيل
از چه دادند بر ضعيفان وعده هاي دلنشيني؟ جالب است
گه ز آب و گه ز گاز و گه ز برق
گه ز سيمان، گه ز سيب هاي زميني جالب است
هم ز وضع شير و هم وضع سبوس
گفته اي از بهر گاوان هم غميني جالب است
هيچ داني كه زبان سرخ خواهد داد سرها را به باد
كله خود را بريده بر سر دستت نه بيني جالب است
ليك كاش آيد به خواب تو مجدد باب تو
تا كه گويد بار ديگر او ترا پند و زيني جالب است
گويدت گر چه تماما ضعف و نقصان ديده اي
زحمت زحمت كشان را هم ببيني جالب است
عينك خوش بيني ات گر گم شده است
گر نگاهت از ره بهتر گزيني جالب است
هر زمان با ديد تيزت كاه را كوهي كني
چيزهاي گنده را گر ريز بيني جالب است
كرده اي عيبي عيان تو از براي هر كسي
گر كه در مرآت وجدان لحظه اي هم خود ببيني جالب است
گفته اي صدها مديح از اين و آن بهر صله
ترك اين عادت نمائي پيش بيني جالب است
خوانده ام اشعار تو از بهر وام
وام خود بستاني از راه يميني جالب است
گر نمائي پاچه خواري يا كه مدح بي حساب
اعتبار شعر خود هرگز نه بيني جالب است
حرف حق را كه گيري با مجيزش اشتباه
گوشه اي بنشسته و عزلت گزيني جالب است
خصلت اهل هنر نبود مديح هر كسي
خوشه اي از خرمن آزاد مردان گر بچيني جالب است
گر چه طنزت هست گاها دلنشين
از ره آزادگي بر روي دلها گر نشيني جالب است
گر نه بنيوشي تو پند باب خويش
ار ز شهر خود به شهر ديگري هجرت گزيني جالب است
گر كه اخلاص و عمل را همره صدق و صفا
جمع آري، لاجرم بر دل نشيني جالب است
الغرض كاري بكن هنگامه روز حساب
توي قبر از ترس بر خود گر، ن... جالب است
گر شده قافيه هاي بيني شعرم زياد
گر كه بيني هاي شعرم را كه نه، معرم نبيني جالب است 

زباله و پایداری محیط زیست طبیعی و فرهنگی اجتماعی و روستا    قسمت دوم

دوم به خاطر عدم تبليغات و اطلاع رساني روستاييان است و به نظر مي رسد كه علت سوم به خاطر عدم استفاده از نظر متخصصان براي انجام جزئيات طرح بوده است.
ب- نحوه دفع زباله از منزل:
مي توان گفت كه براي اكثر روستاييان اين مهم است كه زباله از منزل و حداكثر از كوچه آنها دور شود، حال كجا و با چگونه كيفيتي زياد مهم نيست؛ از اينرو اگر سازمان و ارگاني و يا نهادي كار جمع آوري اصولي و دفن اصولي را انجام دهد كه هيچ؛ و گرنه هيچ روستايي خود را مقيد به دفن اصولي زباله خود كه منجر به آلودگي محيط زيست روستا نشود، نمي داند.    
از زمان بعد از انجام طرح و جمع آوري اصولي و دفن اصولي زباله هاي روستاهاي شهرستان؛ مي توان گفت كه در اين مورد طرح بسيار موفق بوده و بحمدالله زباله تمام روستاها به صورت منظم و مرتب و اصولي جمع آوري و از روستاها به يك محل دفن اصولي برده شده و درآنجا معدوم و دفن مي گردد.
مي توان گفت كه هم اكنون با گذشت يكسال از زمان جمع آوري زباله ها؛ چشم اندازهاي اطراف روستاها با گذشته شان تفاوت كرده و ديگر در اطراف روستاها و چاهها و مسيلها و آبراهه ها شاهد تلنبار زباله نيستيم و سطح عمومي روستاها تميزتر و بهداشتي تر از قبل از انجام طرح جمع آوري زباله ها شده است. اميد است كه با ادامه روند جمع آوري و دفن اصولي زباله هاي روستايي از طرف شركت تعاوني دهياريهاي روستاهاي شهرستان و با مديريت و اهميت دهي هر چه بيشتر بخشداري به اين امر، شاهد بهبود هر چه بيشتر وضعيت بهداشت و محيط زيست طبيعي، اجتماعي و در كل توسعه پايدار روستاهايمان باشيم. برخي پيشنهادات براي برخورد بهتر و اصولي و بهداشتي تر با زباله هاي روستايي:
جمع آوري، تفكيك و دفن بهداشتي زباله و پاكيزگي محيط زيست روستا امري نيست كه تنها با مسئوليت و محوريت سازمان هاي دولتي و دهياريها انجام شود و متضمن حداكثر مشاركت و خودياري مردمي است از اينرو لازم است تا:
1- به روشهاي گوناگوني همكاري، مشاركت و همدلي روستاييان را براي اين امر مهم و خطير جلب كنند، براي اين منظور مي توان از سازمانها و ارگانهاي مثل آموزش و پرورش، نهضت سواد آموزي، خانه هاي بهداشت، مراكز ترويج، شوراها و دهياريهاي روستاها استفاده كرد.
2- آموزش مردمي براي مصرف صحيح و درست كالاها. برخي از موارد مورد استفاده در اين قسمت:
- آموزش مصرف صحيح براي زنان؛ چون مديريت مصرف را در خانه بيشتر زنان بعهده دارند.
- استفاده از كالا و محصولات چندبار مصرف
- استفاده كمتر از اجناس و كالاهاي يكبار مصرف و توجيه علت آن براي مصرف كنندگان
- استفاده از كالاها و محصولاتي با بسته بندي هاي قابل بازيافت مانند استفاده از بطري هاي شيشه اي نوشابه و شير
- استفاده از زنبيل هاي پارچه اي و مقوايي به جاي نايلكس
نكته آخر:
- با محيط زيست خود چه در روستا و چه در شهرها به گونه اي رفتار كنيم كه هميشه آنها را زيبا و با نشاط و پايدار در اطراف و محل زندگيمان ببينيم.
زباله ها چه در روستاها و چه در شهرها يكي از توليدات زندگي انسانها مي باشد كه بايد براي برخورد اصولي و منطقي با آنها اهميت بدهيم.
و در آخر روش هاي كاهش توليد زباله را آموخته و به ديگران نيز بياموزيم زيرا مثل هميشه، پيشگيري راحتر از  درمان است و فراموش نكنيم تنها يك زمين براي زندگي داريم و آنرا با توليد بيش از حد زباله و رها سازي زباله ها در محيط زيست آلوده نسازيم و در حفظ محيط زيست مشاركت عمومي داشته باشيم و به اين امر اهميت بدهيم.
1- در سال 1383 به مديريت بخشداري و شركت تعاوني روستاهاي شهرستان گلپايگان: پشتيباني سازمان دهياريهاي وزارت كشور طرحي توسط نويسنده اين مقاله براي جمع آوري زباله هاي روستاهاي شهرستان تهيه شد كه اين طرح از اول سال 1384 به صورت عملي و اجراي توسط شركت تعاوني روستاهاي شهرستان و با هدايت بخشدار محترم پياده شده است. 
  

دانشكده فني و مهندسي گلپايگان يا دانشگاه صنعتي شريف
خبرگزاري مهر به نقل از دانشگاه صنعتي شريف اعلام كرد: استفاده از آرم دانشگاه صنعتي شريف توسط دانشكده فني و مهندسي گلپايگان غيرقانوني است. معاونت آموزشي دانشگاه صنعتي شريف اعلام كرده است: دانشكده فني و مهندسي گلپايگان مدتي است كه به صورت غيرمجاز اقدام به استفاده از آرم دانشگاه صنعتي شريف جهت معرفي آن دانشكده به جامعه كرده است.
از اين رو بدين وسيله اعلام مي دارد كه كارت هاي دانشجويي، كارنامه، كليه اسناد و نامه هاي صادره توسط آن دانشكده با آرم دانشگاه صنعتي شريف از نظر اين دانشگاه فاقد اعتبار بوده و هيچ ارتباطي با دانشگاه شريف ندارد.
WWW.AKHALE.COM برگرفته از سايت آخاله

حضور محترم سازمان نظام پزشكي استان اصفهان (معاونت درمان)
سلام عليكم
اينجانبان امضاكنندگان ذيل هر كدام به عنوان هاي مختلف به علت درمان و مداوا به بيمارستان مراجعه كرده در هر نوبت مراجعت به دليل سهل انگاري و عدم رسيدگي به وضع بيماران و درمان و رسيدگي مناسب به وضع بيمار از نحوه ي مديريت و پرستاري بيمارستان امام حسين شهرستان گلپايگان شاكي بوده و در مراجعت به آقاي جعفرزاده رياست حراست بيمارستان ايشان عنوان مي كند كه اينها همكاران من هستند و من نمي توانم تنبيهي براي آنان در نظر بگيرم البته افراد ديگري هستند كه بدليل عدم توانايي و آگاهي از حق و حقوق قانوني يشان بارها مورد بي توجهي از طرف برخي از پرسنل قرار گرفته اند كه كدام نياز به شكويه اي جداگانه مي باشد، در ذيل برخي از موارد ذكر مي كنيم.
1- استعمال دخانيات پرستاران در محيط اورژانس در ايستگاه پرستاري
2- عدم حضور به موقع اورژانس 115 به محل حادثه و توجيه بدون دليل و حضور نداشتن پرستار مجرب و ناآگاهي از وظيفه محوله
3- اعزام بيماران به مركز استان به دليل فرار از مسئوليت كه در بسياري از موارد به دليل ناقص انجام دادن عمل احياء جان بسياري از بيماران و مصدومان از دست رفته و خوب شرعاً مسئولان جوابگو هستند.
4- عدم انجام سريع و صحيح و خدمات پزشكي اورژانس كه در هر شبانه روز حداقل موجب درگيري مردم و مسئولان بيمارستان مي شود كه با حضور 110 قائله خاتمه مي يابد (مي توان با استعلام از مركز 110 در خصوص در اورژانس بيمارستان مطلع شد)
خواهشمند است در صورت امكان از بازرسان به صورت ناشناس استفاده شود و وضعيت بيمارستان و اورژانس در ساعات مختلف شبانه روز مورد بررسي قرار بگيرد.
1- گيرنده: حراست استانداري اصفهان
2- گيرنده: فرمانداري شهرستان گلپايگان
3- گيرنده: سازمان نظام پزشكي استان اصفهان       

سلطنت رضا شاه     ادامه از شماره قبل

 تعداد واحدهاي جديد صنعتي بدون محاسبه تأسيسات نفتي، در دوره ي سلطنت رضاشاه تا هند، برابر افزايش يافت. در سال 1304 كتر از 20 واحد جديد صنعتي وجو داشت. از اين تعداد 5 واحد، بزرگ و هر يك داراي بيش از 50 كارگر بودند. اما در سال 1320 تعداد كارخانجات جديد به 346 واحد رسيده بود. از اين تعداد 200 واحد تأسيسات كوچك - كارگاه تعمير اتومبيل، سيلو، كارگاه تقطير، دباغخانه، و نيروگاه برق در همه ي مراكز شهري - بودند. اما 146 واحد ديگر شامل تأسيساتي بزرگ چون 37 واحد نساجي،8 كارخانه ي قند، 11 كارخانه كبريت سازي، 8 كارخانه مواد شيميائي ، 2 واحد شيشه گري جديد و 1 واحد توتون پاك كن و 5 كارخانه ي چاي بودند. در نتيجه، تعداد كارگران مشاغل در كارخانه هاي بزرگ جديد كمتر از 1000 نفر در 1304 به بيش از 50000 نفر در سال 1320 افزايش يافت. طي دوره نيروي كار در صنعت نفت از 20000 نفر به نزديك 31000 نفر رسيد. علاوه بر اين در طول دهه ي 1310 بسياري از كارگاههاي كوچك به ويژه كفاشي، نجاري و خياطي گرد هم آمدند و كارگاههاي بزرگي به وجود آوردند كه هر كدام اغلب بيش از 30 كارگر داشت.
بدين ترتيب با كارگران شيلات شمال و راه آهن و معادن زغال سنگ و اسكله ها جمع كارگران به بيش از 170000 نفر مي رسيد. بدين سان، طبقه كارگر جديدي زاده شده بود.
ادامه در شماره آينده
تهيه كننده: حسينعلي مرادي

تاریخچه مختصری از خط و خوشنویسی در ایران    قسمت دوم

نستعليق
اين كلمه مركب از دو كلمه نسخ و تعليق است مدتها آنرا نسخ تعليق مي گفته اند.
بعضي تذكره نويسان و خطاطان غير ايراني خط نستعليق را خط فارسي ناميده اند و اينك در همه ي كشورهاي عربي، تركيه و مصر آنرا به نام فارسي و گاهي نستعليق و تعليق ذكر مي كنند.
خط نستعليق خطي است با قاعده و اندازه هاي منظم و معين كه تمام آن دور است.
به عقيد اهل فن اين خط از ظريفترين و دقيقترين آثار هنري ايرانيان است كه در نوع كامل آن تمام نكات از نظر اصول و قواعد - ذوق و سليقه - تركيب و كرسي - نسبت ضعف و قوت، سطح و دور، صعود و نزول رعايت شده است.
به طور كلي تمام محسنات و لوازم زيبايي در اين خط جمع شده است. واضعين و كامل كنندگان اين خط از زيبائيهاي طبيعت الهام گرفته اند و آنرا با ذوق ادبي توام كرده اند و آنگاه اين خط را از آئينه ذوق و حسن و جمال و زيبايي بروز داده و براي هميشه آنرا با افكار و ادبيات و اشعار موزون خود، رفيق شفيق و با نقاشي يار موافق ساخته اند.
غالب تذكره نويسان معتقدند (ميرعلي تبريزي- در حدود 800 هجري قمري) اين را از نسخ و تعليق گرفته و او را واضع خط نستعليق مي دانند.
اين سخن صحيح نيست كه نسبت وضعي خط را به يك نفر اختصاص بدهيم ولي مي توان گفت تا قبل از مير علي تبريزي اين خط به صورتهاي ناقص بوده كه وي آنها را با ذهن دقيق خود تحت قاعده و هئيت مشخص درآورده است.
پس از مدتي در كنار نستعليق خوشنويسي ديگري براي خط پارسي از آن استخراج شد كه به نام »شكسته نستعليق« شهرت يافت.
اين خط سومين خط خاص ايرانيان است.
اين خط از تغييرات و تصرفاتي كه در نستعليق داده اند بوجود آمده است و آن چنانن است كه حروف و كلمات خط نستعليق را مختصر و كوتاه و باريك و بعضي را پيوسته مي نويسند و از اين رو آن خط را شكسته نستعليق خوانند.
استعمال اين خط هم اكنون در ايران زياد است ولي در ساير ممالك اسلامي آن را از باب تفنن نگاشته اند و هيچگاه تاكنون به خوبي خوشنويسان ايراني به تحرير در نياورده اند.    

۸ ماه زندگی بر روی جسد همسر ادامه از  شماره قبل


آقاي عباسي در پاسخ به اين سؤال كه در صورت تزريق نكردن سم به برادرتان كه گفتيد به علت درد دندان بوده، قاتل در اعترافات خود اعلام نكرده قصد داشته به چه طريق ديگري اين سم را به او بدهد گفت: موردي كه بوده همين كه احمد (مقتول) زماني كه از گلپايگان به تهران مي رسد و به منزل مي رود دندان درد شديدي داشته است كه اين فرصت را به زنش مي دهد تا او را بدين شيوه از بين ببرد و به هر ترتيب شايد اگر با تزريق اين كار را نمي كرد با روش هاي ديگر مثل ريختن در غذا و شربت و غيره... اين كار را انجام مي داد و اين فرصت خوبي بوده كه اين زن بدست آورده و با تزريق كه خيلي سريعتر از خوراندن آن عمل مي كند به اين كار دست زده است وي در ادامه گفت: اين زن در جائي ديگر ادعا كرده است كه با آمپول هوا احمد (مقتول) را كشته در صورتي كه آمپول هوا تا مقدار 25 سي سي هم مشكل زيادي ايجاد نمي كند.
برادر مقتول در ادامه در خصوص برادرش گفت: احمد در زمان قتل 38 سال سن داشت همسرش نيز 33 ساله بوده و حدود 15 سال از ازدواج آنها مي گذشت و در اين مدت هيچ اختلافي هم با هم نداشتند و اوائل ازدواجشان در گلپايگان زندگي مي كردند و حدود 9 سال است كه به تهران رفته بودند و منزل مسكوني نيز متعلق به خودش بود شغل او تعميرات لوازم برقي بود و درآمد نسبتاً خوبي داشت و اخلاق خوبي هم در خانه داشت و حتي همسرش در اعترافات خود گفته است كه هيچ انگيزه اي از اين قتل نداشته است.
يكي از دوستان مقتول (احمد عباسي) نيز در ادامه اين سخنان گفت: من فكر مي كنم يكي از اختلافات و مسئله اي كه باعث و انگيزه اين عمل شده است اظهار تمايل احمد (مقتول) به آمدن به گلپايگان براي زندگي بوده و طي سفر آخري هم كه به گلپايگان داشت از نارضايتي زندگي در تهران صحبت كرده و گفته بود قصد دارد زندگي اش را به گلپايگان انتقال بدهد و آنطور كه ما شنيديم اين همسر وي با آمدن به گلپايگان مخالف بوده است.
در ادامه آقاي محسن عباسي توضيح داد كه: احمد قبل از به قتل رسيدن و زماني كه به گلپايگان آمده بود اظهار خستگي از زندگي در تهران مي كرد و گفته بود مي خواهم خانه ام را در تهران بفروشم و با وامي كه گرفته ام (5ميليون تومان) و با فروش اجناس مغازه به گلپايگان بيايم و با ساختن يك آپارتمان در خانه مادريمان و يا جاي ديگر بسازم و احتمالاً سر منشاء اختلافات از همين جا شروع شده باشد. و اين صحبت ها كه احمد قصد داشت زندگي اش را به گلپايگان انتقال دهد 3 الي 4 ماه قبل از حادثه هم بود و به خاله ام نيز كه در تهران در نزديكي آنها بود گفته بود كه قصد دارد به گلپايگان بيايد و اين صحبتها قبلاً شده بود ولي اين باعث نشده بود كه اختلاف شديدي بين آنها بوجود بياورد كه ما متوجه آن بشويم آقاي محسن عباسي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا قاتل همدست داشته است يا خير گفت: تا آنجا كه ما اطلاع داريم و اين زن به آن اعتراف نموده اين بوده كه قتل را به تنهائي انجام داده اما ما فكر مي كنيم ابن قتل و اقدامات بعدي آن در دفن كردن و غيره... با همكاري فردي است بنام امير هوشنگ... ن كه قبل از كشف جسد، رابطه آنها و همچنين موتورسيكلت برادرم نزد اين فرد كشف شد و اين فرد هيچ آشنائي با برادرم نداشته و آنطور كه ما متوجه شديم ايشان مسئول انجمن اولياء مدارسي بوده كه فرزند برادر ما هم در آن مدرسه بوده است و احتمال مي دهيم آشنائي اين زن با اين فرد از همان مكان و مجرا بوده است!
وي در پايان در پاسخ به سؤال اينكه درخواست شما از دادگاه در خصوص اين ماجرا چه بوده و سرنوشت فرزندان برادرتان چه خواهد شد گفت: درخواست ما جملگي از دادگاه قصاص بوده است و در صورت همدست داشتن در قتل و موارد ديگر نيز اشد مجازات را براي مجرمين خواستاريم و به نظر ما ايشان (زن برادر) صد در صد همدست داشته و امكان اينكه به تنهائي بتواند اين كارها را انجام داده باشد، نيست به نظر ما يك زن نمي تواند همه اين كارها را هم فكري و هم عملي به تنهائي انجام دهد و پس از ارتكاب اين جنايت و دفن آن در منزل حدود 8 ماه بر روي اين جنازه زندگي كند و اكنون كه 19 ماه از قتل برادرمان مي گذرد و حدود 8 الي 9 ماه اين زن ما را به هر طريقي چرخاند و ما هم به خاطر اينكه زن برادرمان و ناموس ما بود نمي توانستيم خود مختار اقدامي بكنيم و بايد مداركي بدست مي آوريم و ثابت شد كه ما در تاريخ 84/3/3 شكايت كرديم و يك ماه هم اين زن بطور آزاد به دادگاه و آگاهي مي رفت و مي آمد و همدست وي نيز به اين طريق بود كه ما با استقرار مادرمان در منزل احمد از او خواستيم در صورتي كه احمد آنطور كه زنش ادعا مي كرد تلفن زد تو با گرفتن نشاني از او از زنده بودن و در خارج از كشور او بودن او مطمئن شو كه پس از گذشت حدود 10 شب يكنفر حدود 1/5 شب به منزل احمد زنگ مي زند احمد است و پس از احوال پرسي ناگهان تلفن قطع مي گردد و جالب اينكه زماني كه تلفن زنگ مي خورد زن احمد بدون اينكه خودش گوشي تلفن را بردارد از مادرمان مي خواهد تلفن را جواب بدهد و به او مي گويد احمد است كه تلفن زده است! و ما با رديابي تلفن توسط اداره آگاهي كه مشخص شد تلفن همراه متعلق به همين آقاي امير هوشنگ-ن بوده است كه پس از آن اين فرد به همه موارد اعتراف كرد. همسر برادرم مقدمات كار را چيده بود كه پس از آزاد شدن از زندان (قبل از پيدا شدن جنازه) با گذرنامه اي كه گرفته بود به خارج از كشور برود وي در ادامه اين گفتگو تصريح كرد: ما يكي ديگر از كساني كه مطمئنيم در اين ماجرا نقش داشته خواهر زن برادرمان مي دانيم كه با اقداماتي از قبيل جمع آوري وسائلي و از جمله يكسري عكس از منزل برادرمان قصد رد گم كني در اين قضيه را داشته است ما خواستار اجراي قانون در خصوص مجرمين اين واقعه هستيم تا درس عبرتي براي اشخاص ديگر كه خداي نكرده قصد چنين اقداماتي را دارند هستيم و همين براي ما كافي است و حتي پدر اين زن (قاتل) نيز گفته است كه اگر دختر من عامل اين كار است هيچ تخفيفي در مجازات ندهيد. درخصوص فرزندان برادر هم منتظر هستيم ببينيم قانون چه تصميمي مي گيرد و بايد منتظر باشيم ببينيم در آينده چه مي شود و بعد يك تصميمي در مورد آنها مي گيريم.

آزادي جريان  اطلاعات:
دسترس آزاد به اطلاعات شرط تحقق اقتصاد بازار است. ما در عصري زندگي مي كنيم كه هر سال حجم اطلاعات بشر چند برابر ميشود در چنين دنيايي دسترسي به اطلاعات با توجه به وجود شبكه هاي اينترنتي و پيچيده ديگر چندان مشكل نيست و به آساني ميسر ميباشد. آنچه در عصر انفجار اطلاعات با اهميت است طبقه بندي و تجزيه و تحليل آن است.
آزاد سازي بخش خدمات:
كشور عضو سازمان تجارت جهاني نمي تواند محدوديتي فراتر از آنچه براي شركتهاي خدماتي داخلي دارد وضع نمايد. كليه شركتها خدماتي داخلي بايد بتوانند با شركتهاي خارجي رقابت كنند و در صورتيكه خدماتي با نرخ بالاتر از شركت خارجي ارائه كنند از چرخه خدمات حذف ميشوند. اين موضوع در مورد بانكها نيز مصداق دارد. بانك ايراني بايستي بتوانند با بانك خارجي رقابت كنند در صورتيكه نرخ كارمزد و يا كيفيت ارائه خدمات بانكهاي خارجي بهتر باشد شهروند ايراني ترجيح ميدهد كه از خدمات آنها استفاده كند و آن بخش از خدمات ما كه نتواند خود را با اين اوضاع وفق دهد و بعبارت ديگر بهترين خدمات را با ارزانترين قيمت ارائه كند خودبخود از چرخه اقتصاد حذف ميشود
مذاكره براي عقد قرارداد عضويت:
شرايط عضويت كه در ابتدا به آن اشاره شد قابل مذاكره و مصالحه و چانه زني است هر چند آزاد سازي خارجي و لغو كليه محدوديت ها بر صادرات و واردات جزء اصول كلي عضويت تلقي ميشود ليكن هر كشور متقاضي در تناسب با شرايط خود ميتواند با مذاكره و چانه زني به امتيازات ويژه اي دست يابد. گر چه اين موضوع با روح حاكم بر ضوابط عضويت مغايرت دارد ليكن سازمان تجارت جهاني اگر در مورد عضويت براي يك كشور دشواريهاي جدي اقتصادي و عدم توازن هاي بزرگ اجتماعي ايجاد كند گرايش به انعطاف و مدارا دارد و در چارچوب عقد قراردادي براي هر كشوري استثناهاي ويژه در عدول از ضوابط كلي قائل ميگردد. اين محدوديت درحدي نيست كه قاعده كلي را دچار اغراق شود و  اين تصور ايجاد شود كه هر كشوري بتواند با كسب امتياز از اصول كلي فاصله بگيرد و در مجموع درحدي است كه اصول كلي آسيب نبيند. اما واقعيت نيز اين است كه هر كشوري شرايط خاص خود را دارد و به هنگام عقد قرارداد براي عضويت در قلمروهاي مشخص دچار يكسري مشكلات جدي و ساختاري ميگردد سازمان تلاش كرده است با حفظ اصول در مواردي كه عضويت با مشكلات ساختاري جدي براي يك كشور ايجاد كند. در يك يا چند مورد به آن كشور امتياز ويژه اعطا نمايد.
پيامد منفي عدم عضويت:
هر كشوري كه به عضويت سازمان تجارت جهاني درنيايد صادرات تقريباً برايش غيرممكن خواهد بود و سازمان تجارت جهاني براي واردات از كشورهاي غير عضو تعرفه سنگين وضع مي كند كه بعضاً تا 500% خواهد بود كه عملاً صادرات براي اين كشور غيرممكن ميگردد و دچار انزواي اقتصادي در جهان خواهد شد و به عبارت ديگر از اقتصاد دنيا بريده خواهد شد و اين هزينه را كشوري كه گرايش به عضويت ندارد بايستي بپرازد.
نتيجه، جمع بندي و تصميم گيري:
سازمان تجارت جهاني يك دفعه و به صورت ناگهاني شكل نگرفت و عرب ميسر صنعتي شدن خود را طي دوران 400 ساله بصورت بسيار آرام طي كرد جامعه ما در اين دوران نسبت به گذشته چندان تحولي نداشت در اين مدت كه غرب بصورت آرام شكل گرفت ايرانيان يا خواب بودند و يا در جا زدند. حال ما مي خواهيم مسيري را غرب در طي 400 سال طي كرده است. در دو دهه طي كنيم و اين سرعت توسعه در كشور زياد ميكند. ما هر چه بخواهيم بدست آورديم بايستي براي آن هزينه بپردازيم هيچ چيز رايگان بدست نمي آيد توسعه هزينه دارد اختلاف ايران و اروپا در اين است كه هزينه توسعه در اروپا طي 400 سال بين دهها نسل تقسيم شد و در ايران ما مي خواهيم اين هزينه را بين دو نسل تقسيم و سرشكن كنيم كه مشكلات عديده اي را براي جامعه و نسل فعلي خواهد داشت و اينها هزينه هايي است كه حكام گذشته بر اين مملكت بابي تدبيري امروز تحميل كرده اند گر چه آنها نيستند اما هزينه توسعه اي كه در آن بايستي پرداخت ميكردند امروز به حساب اين نسل گذاشته شده است و از آنها مي خواهيم تا آنرا بپردازند كه مشاهده ميشود اين نسل در پرداخت آن هزينه كاملاً  ناخرسند و ناراضي اند حال با جميع جهات و مطالب اشاره شده و اينكه هم اكنون به غير چند كشور انگشت شمار كه يا دولت متمركز ندارند يا دچار جنگ داخلي اند بقيه كشورها يا عضوند يا متقاضي عضويت در اين سازمان مي باشند و در حال مذاكره براي عضويت هستند اين اجماع جهاني چند كشور باقيمانده را در حد امكان تحت فشار قرار خواهند داد (لذا خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو). بدين لحاظ كشور نيز در اين وادي ناگزير به پذيرش عضويت و فراهم نمودن مقدمات اوليه و همچنين هموار كردن اين راه مي باشد و همانگونه طي چند سال گذشته دوران رياست آقايان رفسنجاني و خاتمي شاهد تعديل سياستهاي اقتصادي و حذف تدريجي سوبسيد و يكنواختي نرخ ارز و يكنواخت كردن بهره و ايجاد وزارت رفاه در جهت حمايت از اقشار آسيب پذير بوده ايم با ادامه اين روند و فراهم نمودن ساير شرايط حال كه پس از سالهاي متمادي تقاضاي ايران پذيرفته شده است با اهميت دادن موضوع در تعيين كار و گروه قوي، خبره و متعهد و گرفتن امتيازات لازم و در نظر گرفتن كمترين لطمات زمينه انجام اينكار را در جهت منافع مملكت اسلامي فراهم كنيم. انشا ا...

در  رابطه با حادثه سقوط اعضاء رسانه هاي گروهي
»يا حي و يا قيوم«
گفتا خبر سُوگ عزيزان ز سَما   جاري شُهره اَشك ز حادثه ديده ما
تنها و به جمع هموطنان در سوگند     از حادثه و نيك عزيزان گويند
گفت سعديِ شيرين سُخن و خوش گفتار    حَك گشته به سازمان ملل اين پندار
انسان همه يك عضو و هم از يك پيكر   ايوان همه واحدند و اين كُن باور
ما در غم هم شريك و هستيم واحد   بَس حادثه تلخ بود كه بوديم شاهد
بودند همه اعضاء رسانه ملّت  آرند خبري ز شبه رزم با شوكت
يكباره ز آسمان سقوط كرد به زمين  آن مركب عاشقان ملّت به پسين
صد عضو ز اعضاء شهره قطع از پيكر   محشور شوند در آخرت با حيدر
غمها همه تكسين بشود تا هست صبر  آخر همه مَسكن است بشر را در قبر     
اين پيكر زخمي كه شده قطع اعضاء  ترميم شود به عضوها در فردا
اي ملّت بيدار، شويم واحد و تك   اين گفته نيكان، و زين پس كن حك
هر عضو كه به درد آيد و درد است اعضاء   رفع گشته به اتحاد و صبر، در هر جا
امروز يكي رود وَ فردا ديگر    اين رَسم زمانه بُود ز اوّل تآخر
گر بار سبك بوده و بودي از عضو    خوشنام برفتي و به درد آمد عضو
اين غم كه مرتضي چنين مي بيني    از عشقِ به عاشقان گُلي مي چيني
مرتضي فياّض

آقاي عباسي در پاسخ به اين سؤال كه در صورت تزريق نكردن سم به برادرتان كه گفتيد به علت درد دندان بوده، قاتل در اعترافات خود اعلام نكرده قصد داشته به چه طريق ديگري اين سم را به او بدهد گفت: موردي كه بوده همين كه احمد (مقتول) زماني كه از گلپايگان به تهران مي رسد و به منزل مي رود دندان درد شديدي داشته است كه اين فرصت را به زنش مي دهد تا او را بدين شيوه از بين ببرد و به هر ترتيب شايد اگر با تزريق اين كار را نمي كرد با روش هاي ديگر مثل ريختن در غذا و شربت و غيره... اين كار را انجام مي داد و اين فرصت خوبي بوده كه اين زن بدست آورده و با تزريق كه خيلي سريعتر از خوراندن آن عمل مي كند به اين كار دست زده است وي در ادامه گفت: اين زن در جائي ديگر ادعا كرده است كه با آمپول هوا احمد (مقتول) را كشته در صورتي كه آمپول هوا تا مقدار 25 سي سي هم مشكل زيادي ايجاد نمي كند.
برادر مقتول در ادامه در خصوص برادرش گفت: احمد در زمان قتل 38 سال سن داشت همسرش نيز 33 ساله بوده و حدود 15 سال از ازدواج آنها مي گذشت و در اين مدت هيچ اختلافي هم با هم نداشتند و اوائل ازدواجشان در گلپايگان زندگي مي كردند و حدود 9 سال است كه به تهران رفته بودند و منزل مسكوني نيز متعلق به خودش بود شغل او تعميرات لوازم برقي بود و درآمد نسبتاً خوبي داشت و اخلاق خوبي هم در خانه داشت و حتي همسرش در اعترافات خود گفته است كه هيچ انگيزه اي از اين قتل نداشته است.
يكي از دوستان مقتول (احمد عباسي) نيز در ادامه اين سخنان گفت: من فكر مي كنم يكي از اختلافات و مسئله اي كه باعث و انگيزه اين عمل شده است اظهار تمايل احمد (مقتول) به آمدن به گلپايگان براي زندگي بوده و طي سفر آخري هم كه به گلپايگان داشت از نارضايتي زندگي در تهران صحبت كرده و گفته بود قصد دارد زندگي اش را به گلپايگان انتقال بدهد و آنطور كه ما شنيديم اين همسر وي با آمدن به گلپايگان مخالف بوده است.
در ادامه آقاي محسن عباسي توضيح داد كه: احمد قبل از به قتل رسيدن و زماني كه به گلپايگان آمده بود اظهار خستگي از زندگي در تهران مي كرد و گفته بود مي خواهم خانه ام را در تهران بفروشم و با وامي كه گرفته ام (5ميليون تومان) و با فروش اجناس مغازه به گلپايگان بيايم و با ساختن يك آپارتمان در خانه مادريمان و يا جاي ديگر بسازم و احتمالاً سر منشاء اختلافات از همين جا شروع شده باشد. و اين صحبت ها كه احمد قصد داشت زندگي اش را به گلپايگان انتقال دهد 3 الي 4 ماه قبل از حادثه هم بود و به خاله ام نيز كه در تهران در نزديكي آنها بود گفته بود كه قصد دارد به گلپايگان بيايد و اين صحبتها قبلاً شده بود ولي اين باعث نشده بود كه اختلاف شديدي بين آنها بوجود بياورد كه ما متوجه آن بشويم آقاي محسن عباسي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا قاتل همدست داشته است يا خير گفت: تا آنجا كه ما اطلاع داريم و اين زن به آن اعتراف نموده اين بوده كه قتل را به تنهائي انجام داده اما ما فكر مي كنيم ابن قتل و اقدامات بعدي آن در دفن كردن و غيره... با همكاري فردي است بنام امير هوشنگ... ن كه قبل از كشف جسد، رابطه آنها و همچنين موتورسيكلت برادرم نزد اين فرد كشف شد و اين فرد هيچ آشنائي با برادرم نداشته و آنطور كه ما متوجه شديم ايشان مسئول انجمن اولياء مدارسي بوده كه فرزند برادر ما هم در آن مدرسه بوده است و احتمال مي دهيم آشنائي اين زن با اين فرد از همان مكان و مجرا بوده است!
وي در پايان در پاسخ به سؤال اينكه درخواست شما از دادگاه در خصوص اين ماجرا چه بوده و سرنوشت فرزندان برادرتان چه خواهد شد گفت: درخواست ما جملگي از دادگاه قصاص بوده است و در صورت همدست داشتن در قتل و موارد ديگر نيز اشد مجازات را براي مجرمين خواستاريم و به نظر ما ايشان (زن برادر) صد در صد همدست داشته و امكان اينكه به تنهائي بتواند اين كارها را انجام داده باشد، نيست به نظر ما يك زن نمي تواند همه اين كارها را هم فكري و هم عملي به تنهائي انجام دهد و پس از ارتكاب اين جنايت و دفن آن در منزل حدود 8 ماه بر روي اين جنازه زندگي كند و اكنون كه 19 ماه از قتل برادرمان مي گذرد و حدود 8 الي 9 ماه اين زن ما را به هر طريقي چرخاند و ما هم به خاطر اينكه زن برادرمان و ناموس ما بود نمي توانستيم خود مختار اقدامي بكنيم و بايد مداركي بدست مي آوريم و ثابت شد كه ما در تاريخ 84/3/3 شكايت كرديم و يك ماه هم اين زن بطور آزاد به دادگاه و آگاهي مي رفت و مي آمد و همدست وي نيز به اين طريق بود كه ما با استقرار مادرمان در منزل احمد از او خواستيم در صورتي كه احمد آنطور كه زنش ادعا مي كرد تلفن زد تو با گرفتن نشاني از او از زنده بودن و در خارج از كشور او بودن او مطمئن شو كه پس از گذشت حدود 10 شب يكنفر حدود 1/5 شب به منزل احمد زنگ مي زند احمد است و پس از احوال پرسي ناگهان تلفن قطع مي گردد و جالب اينكه زماني كه تلفن زنگ مي خورد زن احمد بدون اينكه خودش گوشي تلفن را بردارد از مادرمان مي خواهد تلفن را جواب بدهد و به او مي گويد احمد است كه تلفن زده است! و ما با رديابي تلفن توسط اداره آگاهي كه مشخص شد تلفن همراه متعلق به همين آقاي امير هوشنگ-ن بوده است كه پس از آن اين فرد به همه موارد اعتراف كرد. همسر برادرم مقدمات كار را چيده بود كه پس از آزاد شدن از زندان (قبل از پيدا شدن جنازه) با گذرنامه اي كه گرفته بود به خارج از كشور برود وي در ادامه اين گفتگو تصريح كرد: ما يكي ديگر از كساني كه مطمئنيم در اين ماجرا نقش داشته خواهر زن برادرمان مي دانيم كه با اقداماتي از قبيل جمع آوري وسائلي و از جمله يكسري عكس از منزل برادرمان قصد رد گم كني در اين قضيه را داشته است ما خواستار اجراي قانون در خصوص مجرمين اين واقعه هستيم تا درس عبرتي براي اشخاص ديگر كه خداي نكرده قصد چنين اقداماتي را دارند هستيم و همين براي ما كافي است و حتي پدر اين زن (قاتل) نيز گفته است كه اگر دختر من عامل اين كار است هيچ تخفيفي در مجازات ندهيد. درخصوص فرزندان برادر هم منتظر هستيم ببينيم قانون چه تصميمي مي گيرد و بايد منتظر باشيم ببينيم در آينده چه مي شود و بعد يك تصميمي در مورد آنها مي گيريم.

گفتگو با يك دختر ورزشكار
هفته گذشته خانم الهام خداپرست ورزشكار نوجوان رزمي كار گلپايگاني كه تاكنون به موفقيتهاي بزرگي در رشته رزمي خود در مسابقات استاني و كشوري نائل آمده است ميهمان دفتر هفته نامه بود وي كه تصميم دارد با برپا نمودن مكاني جهت آموزش ويژه خواهران علاقمند به رشته هاي رزمي در گلپايگان ايجاد نمايد. هدف خود را از اين اقدام آمادگي جسماني و آموزش دفاع شخصي خواهران عنوان نمود در ذيل متن مصاحبه وي با خبرنگار ما مي باشد.
بنام خدا الهام خداپرست هستم 15 سال دارم و در رشته هاي ورزشي كاراته و دفاع شخصي كار كرده ام از سن 10 سالگي ورزش را بطور جدي شروع كردم.
وي انگيزه خود از گرايش به ورزش رزمي را كار كردن عمويش با برادر وي در منزل دانست و ادامه داد: وقتي به آموزش اين ورزش نگاه مي كردم علاقه به آن پيدا نمودم و به اين لحاظ با آموزش هائي كه توسط عمويم داده مي شد آموزش ديدم و چون ساكن اصفهان بوديم و يك آموزشگاه در نزديكي منزل ما اين ورزش را آموزش مي دادند در آنجا ثبت نام نمودم و به اين ورزش ادامه دادم وي مشوق خود در گرايش به ورزش را خانواده خود ذكر كرد وي در ادامه مصاحبه خود به ذكر مقامهاي كسب نموده در مسابقات مختلف استاني و انتخابي كشور پرداخت كه عبارتند از:
مقام سوم كاتاي انفرادي در مسابقات استاني آموزش و پرورش  سال 81
مقام اول كوميته در مسابقات سبكي كشوري  سال 82
       مقام دوم كاتاي انفرادي در مسابقات سبكي كشوري    سال 82
مقام دوم كاتاي انفرادي در مسابقات استاني     سال 82
مقام سوم كوميته در مسابقات انتخابي مسكو  سال 83
مقام اول كاتاي انفرادي در مسابقات بسيج  سال 84
مقام اول كاتاي انفرادي در مسابقات ناحيه اي آموزش و پرورش    سال 84
   مقام دوم كاتاي انفرادي در مسابقات استاني آموزش و پرورش    سال 83
حكم گواهي شركت در مسابقات كشوري آموزش و پرورش و كسب مقام پنجم    سال 84
مقام اول كاتاي انفرادي در مسابقات استاني و انتخابي كشوري    سال 84
خانم خداپرست كه علاوه بر كسب موفقيتهاي ورزشي در تحصيل نيز موفق بوده و هم اكنون در سال اول متوسطه مشغول تحصيل بوده و قصد دارد در رشته رياضي و تجربي ادامه تحصيل دهد وي همچنين در حفظ قرآن نيز تاكنون به موفقيتهائي دست پيدا كرده است.
خانم خداپرست در ادامه اين مصاحبه همچنين گفت: قصد دارد كه پس از سكونت در گلپايگان به آموزش خواهران علاقمند به رشته هاي رزمي و دفاع شخصي بپردازم و اين آرزوي هميشگي من بوده كه در زادگاه خودم كار مربيگري را شروع نمايم وي گفت: در خصوص پذيرش مربيگري از چند باشگاه در اصفهان به من پيشنهاد هائي شده كه من اولويت اول را به گلپايگان داده ام تا در صورت مهيا بودن امكانات و ياري مسئولين ورزش شهرستان اين رشته ورزشي را در اينجا ادامه دهم.
اين مربي رزمي در پايان مصاحبه از اساتيدي كه وي را تا اين مرحله (مربيگري) رسانيده اند تشكر و قدرداني نمود وي نماينده سبك را در اصفهان خانم عليرضاپور و در كل كشور آقاي مرداني مي باشند. 

افزون بر 250 باب واحد دامي شهرستان گلپايگان بهسازي و نوسازي شده است
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان با توجه به رشد رو به افزون جمعيت كشور و نياز به مواد پروتئيني بهداشتي و با كيفيت و همچنين اشتغال جوانان، اداره امور دام و آبزيان مديريت جهاد كشاورزي اين شهرستان با اعمال مديريت تغذيه و بهداشت جايگاه، در واحدهاي دامي روستايي با اعطاي حدود دو ميليارد ريال تسهيلات بانكي در سال 83 و پيش بيني چهار هزار و پانصد ميليون ريال در سال جاري بالغ بر نه هزار (9000) مترمربع را بهسازي و نوسازي نموده كه از اين تعداد (180) يكصد و هشتاد واحد بهسازي و سي و دو (32) واحد نوسازي شده است و انتظار مي رود تا 30 درصد افزايش توليدات دامي و 80 درصد كاهش بيماريها را در برداشته باشد.
همچنين با اجراي اين طرحها در شهرستان گلپايگان زمينه اشتغال 250 نفر را به صورت مستقيم فراهم نموده و 50 خانوار از امتياز بيمه گري برخوردار گرديده اند.
آموزش اتفاي حريق و مقابله با خسارات ناشي از زلزله در هنرستان مهندس وكيلي شهرستان گلپايگان
 طي گزارش مديريت هنرستان دخترانه مهندس وكيلي شهرستان گلپايگان همايش سراسري مانور زلزله در روز 8 آذرماه همزمان با سراسر كشور در اين هنرستان برگزار گرديد همچنين در پايان اين همايش كليه پرسنل آموزشگاه و دانش آموزان آموزش هاي لازم را در خصوص خاموش كردن آتش با انواع خاموش كننده (كپسول ضد حريق- پتو- آب)  بصورت تئوري و عملي توسط كارشناسان و نيروهاي زحمت كش آتش نشاني آموزش داده شد.

بسمه تعالي
رئوف خراسان
السلام اي ضامن آهو سلام   بر تو دارم صد درود و احترام
اي پناه خستگان، زائرنواز       بر تمام دردمندان چاره ساز
شاه در ايران تويي مهتر تويي     در خراسان برترين گوهر تويي 
گوهر عدل خدايي يا رضا(ع)      دستگير دست هايي يا رضا(ع)
اين همه زائر تو كي هستي غريب     از وطن رفتي ولي با صد حبيب
تربت پاكت شفاي دردها       صحن زيبايت سراي گُردها
لطف تو مُشكل گشا رسمت وفا          مهر تو درمان ما اسمت دوا
گر چه نتوانم كه آيم سوي تو         هستم از دلدادگان كوي تو
مثل آن پيره زن سرمايه كم         يوسفا من هم خريدار توأم
گر چه از سگ كمترم در درگهت     راه ده ما را چه آن سگ در برت   
سيدمحمدرضا حاج نقيبي

محمد محمدي دبير آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه
قسمتي از وصيت نامه »گابريل گارسيا ماركز« نويسنده نامدار كلمبياي:
اگر خدا فراموش كند...
اگر براي لحظه اي خداوند فراموش كند كه من يك عروسك پارچه اي هستم و دوره جديدي از زندگي را به من ببخشد؛ احتمالاً همه آنچه را كه فكر مي كنم نخواهم گفت و در عوض درباره آنچه مي خواهم بگويم بيشتر فكر خواهم كرد. ارزش همه چيز را نه بر پايه قيمت آنها كه بر اعتبار مفيد بودنشان خواهم گذاشت.
كمتر خواهم خوابيد، بيشتر خواب خواهم ديد و به خود خواهم فهماند كه براي هر يك دقيقه اي كه چشمان خود را مي بندم شصت ثانيه از روشنايي محروم خواهم بود. قدم زنان به جلو خواهم رفت وقتي كه ديگران به عقب باز مي گردند، بيدار خواهم بود وقتي كه ديگران مي خوابند و گوش خواهم داد وقتي كه ديگران صحبت مي كنند. از همه چيز حتي از خوردن دارو لذت خواهم برد.
اگر خداوند عمري دوباره به من بخشد، ساده خواهم پوشيد و ابتدا خود را آزادانه در مقابل نور خورشيد رها خواهم ساخت، نه تنها بدن خود كه روح خود را نيز باز خواهم كرد.
خداي من، اگر قلبي مي داشتم تنفر خود را بر روي تكه يخي مي نوشتم و در انتظار مي ماندم تا خورشيد بر آن بتابد.
گل هاي سرخ را با اشك چشمانم آبياري مي كردم تا درد خارهاي ساقه و بوسه قرمز گونه گلبرگ هاي آن را احساس كنم.
خداي من، اگر عمري دوباره مي داشتم، نمي گذاشتم روزي بدون آنكه به مردم بگويم كه چگونه من دوست دارم كه آنها را دوست داشته باشم، غروب شود.
به هر زن و مردي تفهيم خواهم كرد كه آنها براي من بسيار عزيز هستند و من با عشق عاشقانه زندگي خواهم كرد. من به آدمي نشان خواهم داد كه چقدر در اشتباه هستند آنها كه عاشقي را با افزايش سن و پيري فراموش مي كنند و نمي دانند كه انسان وقتي واقعاً پير مي شود كه عاشقي را فراموش كرده باشد. به نوجوان بال خواهم داد اما به آنان ياد خواهم داد كه به روش خود پرواز كنند. به پيران خواهم آموخت كه مرگ نه با سن پيري بلكه با فراموشي مي آيد. چقدر من از شما آموخته ام اي مردم؛ ياد گرفته ام كه همه مي خواهند در قله كوه زندگي كنند بدون آنكه بدانند كه خوشي و خوشبختي در بالا رفتن است. ياد گرفته ام وقتي كه نوزادي براي اولين بار انگشت پدر را در دست كوچك خود مي فشارد او را براي هميشه شكار كرده است. آموخته ام كه بشر تنها وقتي حق دارد به طرف پايين به فرد ديگري نگاه كند كه بخواهد به او كمك كند تا از زمين برخيزد.

خنده درماني
تا كه بتواني در اين دار فنا هي خنده كن
گريه كمتر كن ولي اندر خفا هي خنده كن
گر كه قبض آب و برق تو فزون شد از نصاب
زين سبب گشتي تو مفلوك و گدا هي خنده كن
گر كه قبض گاز را ديدي درون خانه ات
مبلغ آنرا بخوان و بي صدا هي خنده كن
چونكه با دفترچه بيمه به داروخانه اي
رفتي و گفتند كي باشد دوا هي خنده كن  
     در فلان ارگان اگر افتد گذارت لاجرم
گر ز مسئولين بديدي بس جفا هي خنده كن
سفره ات گر خالي از مرغ و فسنجان شد چه غم
گر نبود از بهر فرزندت غذا هي خنده كن
گر كه افزون گشت پول پولداران توي بانك
غم مخور در زندگاني بينوا هي خنده كن
قسط بانك صادراتت گر عقب افتاده است
گر شنيده اي طعنه و ديدي ادا هي خنده كن
گر به خرج زندگاني مانده اي چون خر به گل
نان خالي را بخور، صبح و مسا هي خنده كن
گر كه شد آن سينه ات آماج تير روزگار
تير غم از  سينه ات بيرون نما هي خنده كن
گر كه آهنگ مخالف زد نظام زندگي
گوش كن آهنگ دشتي و نوا هي خنده كن
مشكلات زندگي هموار هرگز كي شود
بهر هر مشگل بود مشگل گشا هي خنده كن
گلپايگان طالبي

      كشته شدن 3 نفر در 2 تصادف موتورسيكلت
طي چند هفته گذشته در دو تصادف جداگانه موتورسيكلت، منجر به فوت 3 تن از شهروندان گلپايگاني شد در تصادف اول كه در بلوار شهيد قدوسي (كاظم آباد) رخ داد در برخورد يكدستگاه موتورسيكلت با يك دستگاه تراكتور، به علت شدت تصادف راكب موتورسيكلت بنام غلامرضا آخوندي فوت نمود.
در تصادف دوم كه در بلوار شهيد بهشتي (جاده خمين) رخ داد يكدستگاه موتورسيكلت كه با 2 سرنشين بنام هاي عليرضا جديدي و قربانعلي جديدالسلام در حال حركت بود به علت برخورد موتورسيكلت با تير چراغ برق، يكي از راكبين در صحنه تصادف فوت نمود و نفر دوم نيز به علت صدمه شديد و ضربه مغزي در بيمارستان امام حسين(ع) گلپايگان جان سپرد.

آلودگي هواي تهران و رونق كسب در گلپايگان!
با تشديد آلودگي هواي پايتخت و خطرناك شدن وضعيت زندگي در اين كلانشهر، كارشناسان اعلام داشتند در صورت تداوم يافتن آلودگي هوا زندگي براي شهروندان بخصوص در مركز شهر تهران خطرناك خواهد بود حتي تعطيلي مدارس كه براي سلامت دانش آموزان انجام گرفت نتوانست اين آلودگي را كاهش دهد لذا با تصميم هيئت دولت روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه هفته گذشته را دولت جهت كاهش آلودگي هواي تهران تعطيل اعلام نمود. با تعطيل شدن ادارات تهران، بسياري از مردم كه زادگاهشان در شهرهاي ديگر بود فرصت را غنيمت شمرده و براي استفاده از هواي تازه و مطلوب، به اين شهرها مسافرت نمودند از جمله شهرهائي كه طي اين دو، سه روز پذيراي تهرانيهاي دود زده بود ! شهرستان گلپايگان بود كه طي روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه با آمدن به اين شهرستان باعث رونق كسب و كار بعضي از كسبه ها شدند كه از جمله آنها مي توان به رونق مواد غذائي و خشكه بار و عطاريها و همچنين كادوئي فروشيها را نام برد به هر حال ما هر چند به آلودگي هواي تهران راضي نيستيم اما از رونق كسب و كار در شهرمان هم ناراحت نيستيم و دعا مي كنيم در ماه يكبار چنين فرصتهائي نصيب بعضي از كسبه كه در روزهاي ديگر كسب بي رونقي دارند بشود تا آنها هم مانند بعضي ها خوشحال باشند.

فيلم سينمائي حاجي واشنگتن و شبكه 4 ما!
با پخش آگهي فيلم سينمائي حاجي واشنگتن در روز چهارشنبه از شبكه 3 سيما و همچنين خبر پخش اين فيلم سينمائي در جرايد و همچنين گفتگو با بازيگران آن در شبكه 4 سيما، خوشحال از اينكه در جمعه شب اين فيلم  كه از كارهاي زيباي مرحوم علي حاتمي بود را مي بينيم اما غافل از اينكه شبكه 4 مدتي است در اين شهرستان قطع مي باشد و نه اينكه اين شبكه يك كانال فرهنگي مي باشد و مانند شبكه هاي ديگر مثل 1 و 2 و 3 طرفداران پروپاقرص مثل جوانان و خردسالان ندارد لذا مثل اينكه مسئولين صدا و سيما هم ميلي به برطرف نمودن عيب آن از خود نشان نمي دهند و اين از بد شانسي علاقمندان به هنر و فرهنگ است كه بايد به پاي ديگران بسوزند و بسازند! و بدشانسي ما گلپايگانيها كه در مواقعي كه يك برنامه مهم از يكي از شبكه ها مي خواهد پخش شود همان روز آن شبكه را در اين شهرستان نداريم اينهم از شانس ماست!
 
سلطنت رضاشاه 1305-1320
تهيه و تنظيم: حسينعلي مرادي
توسعه صنعتي طي دهه 1930(1310) كه »ركود بزرگ« قيمت كالاهاي سرمايه داري را به شدت كاهش داد، به طور جدي شروع شد. دولت با ايجاد حصارهاي بلند تعرفه اي، اِعمال انحصارات دولتي، احداث كارخانه هاي جديد توسط وزارت صنايع، و تأمين وام با بهره ي كم براي صاحبان آينده ي كارخانجات از طريق بانك ملي، وسيله صنعتي كردن كشور را فراهم ساخت. تعداد واحدهاي جديد صنعتي بدون محاسبه تأسيسات نفتي، در دوره ي سلطنت رضاشاه تا هفده برابر افزايش يافت. در سال 1304 كمتر از 20 واحد جديد صنعتي وجود داشت. از اين تعداد فقط 5 واحد، بزرگ و هر يك داراي بيش از پنجاه كارگر بودند: يك كارخانه قند در خارج از تهران (كهريزك)، يك كارخانه ي كبريت سازي در خوي، و دو كارخانه ي نساجي در تبريز بقيه، واحدهاي كوچك جديد بودند: چاپخانه، آبجو سازي، و واحدهاي الكتريكي در تهران، تبريز، رشت و مشهد. اما در سال 1320 تعداد كارخانجات جديد به 346 واحد رسيده بود. از اين تعداد 200 واحد تأسيسات كوچك- كارگاه تعمير اتومبيل، سيلو، كارگاه تقطير، دباغخانه، و نيروگاه برق در همه ي مراكز شهري- بودند اما 146 واحد ديگر شامل تأسيساتي بزرگ چون 37 واحد نساجي، 8 كارخانه ي قند، 11 كارخانه ي كبريت سازي، 8 كارخانه مواد شيميايي، دو واحد شيشه گري جديد و همچنين يك واحد توتون پاك كني و 5 كارخانه چاي بودند.
در نتيجه تعداد كارگران شاغل در كارخانه هاي بزرگ جديد كمتر از 1000 نفر در 1304 به بيش از 50000 نفر در 1320 افزايش يافت.
طي همين دوره، نيروي كار در صنعت نفت از 20000 نفر به نزديك 31000 نفر رسيد. علاوه بر اين در طول دهه ي 1310 بسياري از كارگاههاي كوچك بويژه كفاشي، نجاري و خياطي گرد هم آمدند و كارگاههاي بزرگي به وجود آوردند. بيش از 75% كارخانه هاي بزرگ در تهران، تبريز، اصفهان، گيلان و مازندران قرار داشتند.
پروژه هاي بلندپروازانه، بويژه پادگانهاي ارتش جديد، وزارتخانه ها، كارخانه هاي صنعتي، و مؤسسات جديد آموزشي، بودجه ي دولت را تا هشت برابر، كمتر از 245 ميليون ريال در 1304 به بيش از 413 ميليارد ريال در 1320 افزايش داد. هزينه اين افزايش نمايان به چند شيوه تأمين مي شد. نخست، توليد نفت افزايش يافت و حق الامتياز را ازيك ميليون پوند به تقريباً چهار ميليون پوند بالا برد. بيشتر حق الامتياز در بودجه اي ويژه منظور و به مصرف خريد سلاحهاي مدرن و ماشين آلات صنعتي مي رسيد. دوم، تعرفه هاي بالا و بهبود تجارت پس از نابسامانيهاي جنگ جهاني اول، درآمد گمركات از 91 ميليون ريال به 421 ميليون افزايش داد. سوم، ماليات بر درآمد كه ناچيز بود با دسترسي حكومت مركزي به شهرستانها افزايش يافت. چهارم، وقتي حكومت مركزي انحصار كالاهاي معرفي چون قند و شكر، چاي، توتون و سوخت را وضع كرد، عوايد حاصل از محل انحصارات از تقريباً صفر به بيش از 1/2 ميليارد ريال سالانه ارتقا يافت. سرانجام، رژيم از سال 1316 به تأمين كسر بودجه متوسل شد و بدين ترتيب حجم اسكناس در گردش را از 16 ميليون ريال در 1311 به بيش از 1/74  ميليارد ريال در 1320 افزايش داد. و به قول يك مورخ، با كمي اغراق، »نظم نوين« رضاشاه »خانه اي بنا شده بر تورم« بود.
ادامه در شماره بعد

سير صعودي و نزولي جنبش دانشجويي
تهيه و تنظيم: حسينعلي مرادي
يكي از تحولات مهم تاريخ معاصر ايران زمين بي گمان به نقش ثبت و سازنده و افتخار آفرين دانشجويان در 16 آذر 1332 مي توان اشاره كرد در آن روز كه حركت مقاومت و ايستادگي نقش آفرينان در مقابل ننگين ترين قراردادهاي حاكمان وقت شكل گرفت. ريختن خون سه تن از عزيزان و شهداي دانشگاه در ورود حاكم وقت آمريكا خود باعث گرديد كه درياي يخ زده دانشگاه با حرارت و گرماي نفسهاي آنان آب شود و اين درياي خروشان مبدأ تحولات بسياري در كشور گردد. اگر چه اين حركت در تاريخ كشورمان به عنوان نقطه عطف بشمار مي رود ولي اين خود بهانه اي شد كه اين روز (16 آذر) را به نام دانشجو نامگذاري شود. تا همه ساله به ياد آن حركت بزرگ كه در واقع نجات كشورمان بود، گرامي داشته شود و حداقل دانشجويان با اين روز اظهار وجود بكنند و يا اينكه چشم به راه مسئولين رده بالاي مملكتي بنشينند تا در جمع آنان قرار گيرند و تحولات جنبش دانشجوي را تفسير و تمجيد كنند. به صورت خيلي مختصر به تحولات چند دهه جنبش دانشجوي در كشوري پردازيم. دانشگاه مركز رشد و نمو علمي و فكري هر جامعه اي بشمار مي آيد و اين تفاوت عمده خود را با ساير مقاطع تحصيلي روشن مي سازد بدين گونه كه دانشگاه جزء تدريس كتابهاي مربوطه و آزمون و گذراندن موفقيت آميز نيست بلكه مركز تحقيق و كنجكاوي علمي و پژوهش در تمام مسائل پيرامون خود مي باشد و خلاصه اينكه به عنوان يك مركز آناليزر مسائل سياسي و اجتماعي و فرهنگي جامعه بشمار مي آيد. اينان اند كه با بررسي دقيق، علمي و واقعه گرايا نه خود مردم عزيزمان را از تحولات دروني و بيروني جامعه آگاه كنند. و اما در آغاز اين حركت تا به امروز بر جنبش دانشجوي چه گذشته است خود نياز به بحث و بررسي بسيار زيادي دارد كه مجال آن نيست.         

شماره 29

سوره شناسي
گفت و شنود با سوره فلق!
حسين مرادي
شما، بدون انس با من، چگونه به سر مي بريد و بي آن كه مرا در قلب خود جاي دهيد و برفكر و ذكر خود حاكم كنيد، چگونه در اين دنياي سراسر شرّ، روزگار مي گذرانيد و در جهاني كه از شر يكايك پديده هاي آن بايد به رب الفلق پناه بريد، بدون من و تعليمات من و قل، قل هاي من، چگونه زندگي مي كنيد؟ اين سؤال است كه مي ترسم هرگز پاسخش را نيابم!
لطفاً خودتان را معرفي كنيد.
اگر منظورتان از معرفي، ذكر نام و نشان است، بايد بگويم كه مردم مرا سوره فلق مي نامند، اما معصومين (ع) معمولاً  از من با آيه آغازينم قل اعوذ برب الفلق ياد مي كنند،
خودتان كدام يك را بيشتر مي پسنديد؟
خوب، معلوم است! هر چه رسول اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) بپسندند.
قدري بيشتر از خودتان بگوييد.
نمي دانم منظور شما از كلمه خودتان چيست!
يعني تعداد آيات و كلمات و حروف و زمان نزول و از قبيل مسائل...
(با لبخند) راستش اين چيزها را شما بهتر از ما مي دانيد و اين ما هستيم كه بايد از شما سؤال كنيم! اما خوب، معروف است كه پنج آيه و 23 كلمه و 74 حرف دارم و در ترتيب نزول، بيستمين سوره، بعد از سوره فيل مي باشم.
به مكي يا مدني بودنتان اشاره اي نكرديد!
هر كس در هر وقت و در هر جا مرا قرائت كند، همان وقت و همان جا بر او نازل مي شوم؛ اگر در تهران باشد، خوب من هم تهراني خواهم بود و اگر در مكه باشد، من هم مكي خواهم شد و...
برخي مرا مدني و برخي ديگر مكي مي دانند.
نظر خودتان چيست؟
چه اهميتي دارد؟
خوب به هر حال دانستن آن خيلي مفيد است!
وقتي شما مي بينيد رسول اكرم(ص) كوچك ترين دغدغه اي در راستاي ثبت و ضبط مكي يا مدني بودن ما نداشته است، چه لزومي دارد فكر و ذكر خود را صرف اين مسائل كنيد و سرانجام هم به يك نتيجه قطعي دست نيابيد؟ مگر آن حضرت اسوه حسنه شما نيست؟!
چرا، اما خوب...!
هر كس در هر وقت و در هر جا مرا قرائت كند، همان وقت و همان جا بر او نازل مي شوم؛ اگر در تهران باشد، خوب من هم تهراني خواهم بود و اگر در مكه باشد، من هم مكي خواهم شد و...
هر كس در هر وقت و در هر جا مرا قرائت كند، همان وقت و همان جا بر او نازل مي شوم؛ اگر در تهران باشد، خوب من هم تهراني خواهم بود و اگر در مكه باشد، من هم مكي خواهم شد و...
بگذريم! لطفاً از دوستتان بگوييد.
تمام سوره هاي قرآن دوستان من هستند و با همه آنها رفت و آمد و ارتباط تنگاتنگ دارم، تا حدي كه مرا در چهره يكايك آنها مي توانيد تماشا كنيد. هر چند مردم، اغلب، ما را جدا از هم مي دانند و مي شناسند.
با كدام يك از آنها دوستي و ارتباط بيشتري داريد؟
با سوره ناس، علاوه بر دوستي، رابطه همسايگي و خويشاوندي نيز دارم، ارتباط من با ايشان، تا حدي است كه مردم ما را به عنوان معوذتين مي شناسند و اغلب ما را پشت سر هم قرائت مي كنند. از نظر قد و قواره و شكل و قيافه نيز شباهت هاي بسياري با هم داريم و همان گونه كه سوره هاي قرآن، اغلب دو به دو با هم زوج اند، ما نيز زوج هم مي باشيم. همچنين از اهداف و وظايف مشتركي برخوردار هستيم:
ناس و فلق دوستان همدگرند
هميشه بعد ناس، نوبت فلق آيد.
توصيه هاي مركز بهداشت شهرستان به بانوان گرامي:
 خانم گرامي
آيا تصميم به باردار شدن داريد؟
آيا روش پيشگيري شما غيرمطمئن است؟
آيا به بيماري خاصي مبتلا هستيد و يا دارو مصرف مي نمائيد و قصد باردار شدن داريد؟
در صورتيكه پاسخ هر يك از سؤالات فوق بلي است نياز به خدمات مراقبتي قبل از بارداري داريد.
اين خدمات كه مشاوره قبل از بارداري ناميده مي شود در كليه واحدهاي بهداشتي، مطب متخصصين زنان، پزشكان عمومي و ماماها ارائه مي گردد. زمان مناسب براي گرفتن اين خدمات يك تا دو ماه قبل از باردار شدن مي باشد. براي داشتن اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي 2 - 3224001 مركز بهداشت شهرستان واحد بهداشت خانواده تماس حاصل نمائيد.
دكتر عليرضا سلطاني
رئيس مركز بهداشت شهرستان گلپايگان

هوالعادل                  گزارشگر: مرضيه شهابي
اندر خم و پيچ دادگاه خانواده
(به خدا 2/5 سال با شوهرم زندگي كردم و از ديدن خانواده ام محروم بودم و نگذاشتم از راز زندگيم باخبر شوند)
زمانيكه با نام خبرنگار خود را به وي معرفي كردم ابتدا از سخن گفتن اِبا كرد و گفت چون ما در روستا زندگي مي كنيم نمي خواهم بيشتر از اين آبروي پدرم برود.
مگر شما چه كرده ايد كه باعث رفتن آبروي پدرتان شده؟
من كه هيچ. به خدا 2/5 سال با شوهرم زندگي كردم و از ديدن خانواده ام نيز محروم بودم و حق ديدن آنها را نداشتم و نگذاشتم از راز زندگيم باخبر شوند تازه بعد از 2 سال كه براي عروسي خواهرم به دِه آمديم و راز زندگيم را براي خانواده ام فاش كردم آنها ديگر نگذاشتند با شوهرم به خانه اش برگردم.
الان براي چه دادگاه آمديد؟ درخواست طلاق داده ام
به چه علت و لطفاً رازتان را نيز براي خوانندگان ما بگوئيد؟
سال 81 كه به خواستگاري من آمد با اسم امام زمان آمد و گفت من مي خواهم زندگيم را با نام امام زمان شروع كنم و شغلش نيز آزاد بود و معامله گر بود
او قبل از ازدواج با من يك غده در كمرش بوده و عمل كرده و مدتي نيز شيمي درماني مي شده و ما از همه ي اين چيزها بي خبر بوديم و من بعد از ازدواج متوجه شدم
او هنوز بيمار است قادر به بچه دار شدن نيست
توقع شما از وي چيست؟ چرا به من دروغ گفت و الان از دادگاه فقط طلاق مي خواهم كه كمتر مجبور باشم هر بار يك نفر از اعضاي خانواده ام به دادگاه بيايم جهيزيه ام را كه به من ندادند و چون دختر نيز هستم مهريه ام اگر بپردازد نيم آن به من تعلق مي گيرد و هر چند كه شوهرم مي گويد من تو را طلاق نمي دهم و تو بايد به خاطر خدا و حس انسان دوستي تا آخر عمرم با من زندگي كني و براي من مثل يك دوست و همدم باشي و به خاطر همين مسئله هم در دادگاه خودم را كتك زد و هم پدرم را .
فقط از خدا كمك مي خواهم.
 
  
  پيوستن به سازمان تجارت جهاني
اصول و شرايط اوليه پذيرش
آثار منفي و مثبت، فرصت يا تهديد
تهيه و تنظيم:
محمدرضا توكل
كارشناس صنايع
پيوستن به سازمان تجارت جهاني:
اصول و شرايط اوليه پذيرش - آثار منفي و مثبت - فرصت يا تهديد
شرايط:
1- آزاد سازي تجارت خارجي شامل: آزادي واردات كليه محصولات - لغو محدوديت بر وادرات - حذف حقوقي گمركي بر واردات كليه محصولات - آزادي صادرات كليه توليدات داخلي
2- آزاد سازي نرخ كالاهاي - حذف كليه سوبسيدهاي غيرمستقيم
3- آزاد سازي نرخ ارز
4- لغو انحصارات دولتي و خصوصي
5- آزاد سازي نرخ بهره
6- جدا سازي اقتصاد و تأمين اجتماعي
7- آزاد سازي كليه بخشهاي خدماتي
9- مذاكرات و چانه زني طولاني
پس از اينكه در سال 1375 سازمان تجارت جهاني در كشور معرب اعلام موجوديت كرد در همان سال 130 كشور به عضويت اين سازمان درآمدند 30 كشور تقاضاي عضويت دارند و 12 كشور نه عضو شدند نه تقاضا براي عضويت دارند ايران جزء 12 كشور بود ليكن در سال 1376 ايران در جلسه سنگاپور رسماً تقاضاي عضويت داد كه در سال 1384 پس از حدود 9 سال و 23 بار رد تقاضا و مخالفت آمريكا درخواست پذيرفته شد يكي از اهداف سازمان تجارت جهاني حذف حقوق گمركي است هيچ كشوري نمي تواند بر واردات كالاها تعرفه وضع كند مگر تعداد محدودي كالا با تعرفه كم پس از چانه زني و توافق و استثنا در مورد بعضي از كالاها همچنين  اين امر در خصوص صادرات كالا نيز صادق است و كشور عضو نمي تواند براي صادرات برخي از كالا محدوديت وضع نمايد به عبارت ساده تر كشورهاي عضو بايد كليه محدوديت ها در صادرات و واردات در سه بخش صنعت، كشاورزي و خدمات را لغو نمايد وتز خودكفائي را كنار بگذارد و ادغام در اقتصاد جهاني را پذيرا باشد به معناي ديگر با حذف مرزهاي ملي، امكان مبادله آزاد كالا بين كشورها سهل و آسان مي شود.
در اين بازار فقط توليدكنندگاني در صحنه اقتصاد باقي مي مانند كه پايين ترين هزينه توليد را داشته باشد و ارزانترين توليدكننده در دنيا مشخص مي شود و تنها كشورها كه داراي مزيت نسبي هستند مي توانند كالاي با كيفيت بالاتر و قيمت پايين تر توليد نمايد قادر به ادامه توليد هستند.
به عنوان مثال در ميهن اسلامي استان خوزستان در زمينه نيشكر و كرمان در توليد پسته و زيره در مقايسه با ساير استانها مي توانند با كيفيت بالاتر و قيمت ارزانتر اين محصولات را توليد كنند با همين استدلال در دنيا استراليا در توليد گندم - ويتنام در توليد كائوچو - آمريكا در توليد برنج - كره در توليد تلويزيون نسبت به كشورهاي ديگر داراي مزيت نسبي هستند با پذيرش اصل مزيت نسبي و حذف تعرفه ها فقط توليدكنندگان در دنيا باقي مي مانند كه در شرايط مساوي ارزانتر از همه توليد مي كنند و توليدكننده اي كه حتي يك دلار كالايش گرانتر باشد از صحنه اقتصاد حذف مي شود براي مثال قيمت اتومبيل و پارچه در ايران گرانتر از بازار جهاني است در صورتيكه ايران به عضويت اين سازمان درآيد ما نمي توانيم بر واردات اتومبيل و پارچه تعرفه وضع كنيم (هم اكنون تعرفه ورود اتومبيل 100درصد) و يا محدوديتي بر واردات آن اعمال كنيم بنابراين اين كارخانجات يا تعطيل مي شود و يا بايد هزينه تمام شده خود را آنقدر پايين آورد كه بتواند با توليد مشابه خارجي رقابت كنند به عبارت ديگر عضويت در سازمان تجارت جهاني به معني حذف صنايع ناكارآمد است.
كارخانه هاي داراي پرسنل مازاد، سوء مديريت و ماشين آلات فرسوده كه هزينه ها توليد را افزايش مي دهد نمي تواند در اين وادي رقابت كنند و خود به خود از چرخه اقتصاد حذف مي شوند پيش بيني مي شود حدود 20% از صنايع كشور در اين بازار بدون بحران باشند.
منافع مصرف كننده:
عضويت در سازمان تجارت جهاني به معناي ايجاد شرايط ايده آل براي مصرف كننده است كه پس از انتخاب كالا بهترين و ارزانترين كالا را در سطح جهان مي خرد.
منافع توليدكننده:
هر توليدكننده از يك طرف مصرف كننده نيز است. هر كارخانه دهها نياز خويش را از بازار مي خرد و طبيعي است كه با عضويت كشور در سازمان تجارت جهاني آن كارخانه نيازمندي هاي خودش را از ارزانترين توليدكننده تهيه مي نمايد.
حذف سوبسيد:
در صورت عضويت در سازمان تجارت جهاني هيچ كشوري حق ندارد با پرداخت سوبسيد از كارخانه يا توليدكننده اي حمايت نمايد بر اساس مقررات اين سازمان بايد كشورهايي كه به صورت آشكار يا نهان به اقتصاد سوبسيد تزريق مي كنند آن را حذف كنند در غير اين صورت رقابت معني ندارد به عبارت ديگر در شرايط مساوي و بدون حمايت بايستي ديد چه كشور يا كارخانه اي مي تواند ارزانتر توليد كند در صورت حمايت از طريق سوبسيد هزينه تمام شده آن كارخانه پايين تر و اين كاهش سبب ارزانتر شدن محصول مي گردد و آن واحد مي تواند رقيب خود را در جهان ورشكست كند كه اين موضوع با اصل مساوي بدون شرايط رقابت منافات دارد اگر بخواهيم مصاديق عيني اين بحث را در اقتصاد ايران مشخص كنيم ضروري است سوبسيد انرژي و نان و دارو قطع شود و قيمت اين كالاها را بازار تعيين كند. حذف سوبسيد غير مستقيم در عمل سبب مي شود تا ارزانترين توليدكننده با بالاترين بهره وري در صحنه اقتصاد كشور ظاهر شود.
آزاد سازي ارز:
يكي ديگر از انواع حمايت دولت ها از توليدكنندگان نظام چند نرخي ارز داخلي است در واقع دولت نمي تواند ارز سوبسيد دار در اختيار كارخانه اي قرار دهد تا با اين كار كالاي ارزانتري توليد شود شرط عضويت در سازمان تجارت جهاني تك نرخي شدن ارز است و اين نرخ را بازار تعيين مي كند.
آزاد سازي نرخ بهره:
وجود سيستم چند نرخي بهره تير وسيله است براي تزريق سوبسيد به بخش توليد سازمان چند نرخي بودن بهره را نمي پذيرد و آزاد سازي آن را توصيه مي كنند. بهره در كشورهاي عضو بايد يك نرخ داشته باشد و نرخ آن را بازار تعيين مي كند.
لغو انحصار دولتي و خصوصي:
با آزاد سازي تجارت خارجي و لغو محدوديت بر صادرات و واردات و لغو كليه انحصارات دولتي و خصوصي توليدكننده داخلي در صورتي قادر به فروش كالا و خدمات خواهد بود كه بتواند با توليدكننده خارجي رقابت كنند به عبارت ديگر با عضويت در سازمان تجارت جهاني قيمت بازار داخلي با قيمت بازار خارجي يكي مي شود و تنها هزينه حمل و نقل است كه تفاوت ايجاد مي كند. قيمت يك اتومبيل ژاپن در ايران برابر است با قيمت آن اتومبيل در ژاپن + هزينه حمل به ايران، با يكي شدن قيمت هاي بازار در داخل و خارج كشور فقط توليدكنندگان مي مانند كه هزينه تمام شده كالاها و خدمات آنها قابل رقابت با كالا و خدمات خارجي باشد و رقابت به معناي حذف انحصار از حيات اقتصاد كشور مي باشد و كشورهاي عضو مؤظفند با قوانين ضد انحصار موجوديت انحصارات دولتي و خصوصي را محو سازند.
آگهي مزايده
در اجراي پرونده كلاسه 81/276 اجراي احكام مدني صادره از شعبه دوم دادگاه عمومي سابق موضوع تقاضاي فروش يك دستگاه موتورسيكلت با مشخصات هوندا 125 سي جي به رنگ قرمز و فاقد پلاك به مالكيت آقاي داود قرباني و در حق خانم زهرا ياوري كه طبق نظريه كارشناسي به مبلغ يك ميليون و ششصد هزار ريال ارزيابي گرديده كه مبلغ مزايده از قيمت مذكور شروع و تاريخ مزايده براي روز پنجشنبه 84/10/1 از ساعت 9 صبح الي 12 ظهر و محل مزايده دفتر اجراي احكام مدني دادگستري گلپايگان تعيين مزايده به كسي تعلق خواهد گرفت كه بالاترين قيمت را پيشنهاد و خريداران جهت كسب اطلاع بيشتر مي توانند پنج روز قبل از مزايده به دايره اجراي احكام مدني مراجعه و در خريد آن شركت نمايند ضمناً برنده مزايده مي بايست ده درصد بهاي را في المجلس به صندوق دادگاه توديع و بقيه را ظرف مهلت مقرر پرداخت نمايند در صورت عدم پرداخت سپرده به نفع دولت ضبط و مزايده تجديد خواهد شد.
اجراي احكام مدني دادگستري شهرستان گلپايگان  
    

بنام خدا
شناخت و ويژگيهاي شخصيتي انسانها         قسمت سوم 

در شماره هاي قبل در مورد شناخت و معرفت از خود و ديگران و موجودات و خداوند مطالبي آورده شد و اينك ادامه - من عرف نفسه، فقد عرف ربه
بعضي از ما از اطلاعات مذهبي فقط يك مفاتيح الجنان و حليه المتقين خوانده ايم آنگاه در مواقع لازم درباره مذهب و احكام و عبادات و مسائل پيچيده ديني نظري مي دهيم، تأييد مي كنيم رد مي كنيم و...
گاهي پاي گيرنده تلويزيون نشسته ايم و مثلاً يك مسابقه فوتبال را تماشا مي كنيم در مواقع مقتضي خود يا ديگري بازيكني را مورد خطاب قرار مي دهيم و با حالت تهاجمي به او دستور مي دهيم، راهنمايي مي كنيم و هنگامي كه بازي او مطابق ميل و سليقه ي ما نيست به او ناسزا مي گوييم اي بي شعور - بي لياقت - خائن و... گاهي از معلومات و كتب و... فقط همان فارسي و تاريخ و... دوران مدرسه را خوانده ايم و در واقع مناسب درباره حكومت - نظامِ اقتصاد - ارتش - جنگ نظري دهيم و بايد و نبايدها را قاطعانه به ديگران تفهيم مي كنيم. گاهي پدر و مادر در مورد فرزندان كوچك و بزرگ، متخصّص علوم تربيتي - روانشناسي - قضايي و... مي شويم به آنها دستورات كارشناسانه مي دهيم بايد و نبايدها را تحميل مي كنيم و هنگامي كه همه چيز را خراب كرديم  به زمين و زمان و جامعه و رژيم بد و بيراه مي گوييم.
 اينها تماماً بخاطر عدم شناخت از خودمان و ميزان تواناييها و لياقتها و تخصّص و امكانات گوناگون خودمان است. و اين يك ضايعه بزرگ بين ما است كه خودمان كارشناس همه مسائل خود و زندگي خود و ديگران مي شويم و گره كوچك و حل شدني را تبديل به معظل لاينحل و زندگي سوز كرده و عمر خود و متعلقين را سياه مي كنيم - موقعيت ديگران - گذشته ي ديگران - ژن - تربيت - محيط -و... ديگران براي ما قابل فهم نيست امروز حتّي گل و گياه داشتن - كسب و كار ساده نياز به علوم روانشناختي دارند و مسائل بزرگي مانند فرزند داري - همسرداري - خريد و فروش - دوستي - وصلت و ... نياز فوق العاده به علم مربوطه دارند و كردار و گفتار و رفتار و معاملات ديمي، آينده روشن و موفقي ندارند.
دو جوان در خيابان و مجالس يكديگر را مي بينند با يك نظر دل از دست مي دهند و احساسات جواني را عشق مي نامند و متوجه نيستند كه در دوره ي بحران هويت قرار دارند و نياز غريزي تكريم و نيز غرائز جنسي اوليه و سطحي و بر اثر محروميت ها و محدوديت هاي گذشته، چشم و عقل و فكر آنها را عاجز از درك و فهم صحيح مي كند تا جاييكه مخالفت خانواده را حمل بر بي توجّهي مي نمايند و بدون شناخت و آگاهي از شخصيت اصلي يكديگر و تفاوت هاي مادي - معنوي - فرهنگيِ خانواده هاي يكديگر، قول و قرار مي گذارند و ازدواج مي كنند و هنگامي كه عشق كاذب آنها بعد از يك سال كمرنگ و سپس بي رنگ شد تازه متوجه مي شوند كه بدرد يكديگر نمي خورند و يا با وضع دلخراشي از هم جدا مي شوند يا يك عمر مي سوزند و مي سازند و عمري كه مي شد به زيبايي بگذرد با طلاق عاطفي به مصيبت تبديل شده است كه 50% طلاق ها و ناسازگاريها را همين عده بوجود مي آورند آيا اين بلا و بلاهاي ديگر (غير از آشنايي با شناخت)، چگونه به خوبيها و زيبابيها تبديل تبديل مي شود؟ يك رزمنده براي حركت به طرف هدف و كسب موفقيّت، مسيري كه در پيش دارد بايد بشناسد زيرا ممكن است مسير مين گذاري باشد ما هم در مسير زندگي با ميادين مين مواجه هستيم هرگاه بدون شناخت و مطالعه و تفكر، تصميمي را عملي كنيم بايد آماده انفجار كارهاي ناشيانه و ديمي خود باشيم با اين تفاوت كه گاهي انفجارها تاوان كوچك و قابل جبران دارند و گاهي بزرگ و غيرقابل جبران. همه چيز را نمي توان تجربه كرد كه گاه براي ما بسيار گران تمام خواهد شد.
اكنون سؤال اين است چگونه به هنر و توانِ شناخت مي توان دست يافت كه انشاءالله در شماره بعد مطالعه خواهيد فرمود.
موضوعي كه در مورد ويژگيهاي شخصيتي انسانها انتخاب شده:
سرشت كژ                                       Constitution - Perversee
عده اي از مردم داراي سرشت كژ و طبيعت جنون زاي هستند كه علم الاخلاق آنها را ديوانگان خُلقي يا كورهاي اخلاقي ميدانند اين افراد از نظر طبي غير متعادل و از نظر روحي كژ نهادان فطري هستند. كژ نهاد فردي است كه شعور اخلاقي ندارد و ممكن است اين نقيصه توارثي باشد. بعضي شرخويان يا بد خويان داراي شعور عالي و هوش ممتاز هستند، فقط از جهت شعور اخلاقي ضعيف و ناتوانند. قوانين را رعايت نمي كنند و مرتكب اعمالي مي شوند كه وحشتناك است چون قوه تعديل غرائض در آنها ضعيف است. اين افراد هرزه و كژ نهاد به چند دسته تقسيم مي شوند:
1- آناني كه ظاهراً در كودكي روحيه سالم داشته اند ولي به علت معاشرت با بدان منحرف شده اند.
2- كژ نهاداني كه باالفطره منحرف بوده اند و والدين آنان معمولاً دزد - جاني - ولگرد و مفسد بوده اند.
3- عده مخصوصي هم مي بينيم كه ظاهراً از خانواده شريف بوده و دقت تربيت هم در آنها به عمل آمده اما اين افراد در برابر تمايلات نفساني تاب مقاومت ندارند و فاسد مي شوند.
علائم و صفات كژ نهاد
1- بيقراري - طفل كژخو بيش از حد بازيگوش و بيقرار است و سرپيچي از  امر پدر و مادر و معلم برايش عادي است رفتارش خشونت آميز فرار از مدرسه و خانه در آنها ديده مي شود در بزرگي غريز جنسي به شكل تند در او بيدار مي شود و به هر گونه عملي ضد اجتماعي دست مي زنند.
2- انجام اعمال ناگهاني بدون تفكر و تصميم قبلي مثل خيانت - عياشي - افراط در خلافهاي گوناگون
3- بي حسي اخلاقي - عاطفه و ترحم در آنان خيلي ناچيز و اعمال جنسي قوي آنها را به انحراف مي كشد
4- حساسيت به الكل و مرفين و داروهاي روان گردان
5- نشانه قيافه آنها به نقل از قيافه شناسان به اين ترتيب است:
پيشاني كوتاه - جمجمه كوچك - گونه هاي برجسته - لبهاي كلفت - ضخامت آرواره ي پايين
از نظر تظاهر اين علائم هم دو دسته اند:
1- افراد شرور و جابر كه از كودكي شرور هستند.
2- افراد مزوّر و آب زيركاه - كه ظاهراً كم جرأت و خجول ولي در باطن بدجنس و مزوّر هستند.
با تشكر و تقدير حسين ربيعي بازنشسته آموزش و پرورش

  ساخت مقر پلیس راه در محدوده ورزنه   

فرماندار در ادامه سخنان خود در جلسه كلنگ زني آغاز عمليات ساخت اتوبان گلپايگان - موته اظهار داشت: از همتي كه تاكنون در اين خصوص از سوي مسئولين راه و ترابري انجام گرفته تشكر و قدرداني مي كنيم و ضمن تشكر از اقدامات و پيگيريهاي مهندس ياوري، انتظار داريم همچنان كه قبلاً جلسات مشتركي با مسئولين وزارت راه وسازمان مديريت و برنامه ريزي داشتيم اين جلسات پيگيري بشود كه انشاءالله اعتبار ساخت اين اتوبان در بودجه سال 85 منظور بشود و آقاي مهندس ياوري هم اين پيگيريها را در سازمان مديريت و برنامه ريزي ادامه بدهند كه زمانش الآن است كه حتماً در بودجه سال 85 منظور بشود و اگر اين كار انجام بگيرد ظرف يكسال و يا حداكثر 2 سال كل اين مسير انشاءالله دو بانده خواهد شد. وي در ادامه گفت: خوشبختانه در طول دو، سه گذشته و خصوصاً سال گذشته و امسال يكي از دستگاههائي كه در استان اصفهان توجه خوب به اين شهرستان داشت اداره كل راه و ترابري استان بود و در سطح استان هم فعاليت چشمگيري با مديريت جناب آقاي مهندس حسن نيا به عنوان مدير كل نمونه استان داشته كه اين نظر استاندار وقت و همچنين كليه فرمانداران استان بوده است و اميدواريم با اقداماتي كه طي سال گذشته و امسال در استان و در شهرستان صورت گرفته و در حال انجام است كه پروژه هاي حساسي نيز هست به اتمام برسد از جمله پروژه گلپايگان به وانشان كه صورت جلسه شد و شهرداري هم به سهم خودش در اين كار همكاري داشته و زيرسازي آن را به انجام رسانده است و اميدوارم عمليات آسفالت كه قرار بود تا عيد فطر انجام بشود كه متأسفانه پيمانكار مربوطه مقداري توقف در كار آسفالت نموده و اين در حالي است كه بودجه كافي هم در اين خصوص بود و در صورتي كه آسفالت آماده مي بود ما هم طبق قولي كه داده بوديم عيد فطر آسفالت اتوبان گلپايگان، وانشان و جنوبي دانشكده فني مهندسي و گلشهر تمام شده بود كه از حالا به بعد با آقاي احمدي است كه بزودي تا هوا سرد نشده آسفالت آنها به اتمام برساند.
مسعود فرقاني در قسمتي ديگر از سخنان خود گفت: در محدوده حوزه استحفاطي گلپايگان به سمت خمين كه قرار شده است شهرداري زيرسازي آن را انجام دهد و اداره راه نيز آسفالت آن را به اتمام برساند و ادامه آن را با پتروشيمي در حال مذاكره هستيم كه تا شركت پتروشيمي را آقاي مهندس حسنيا، دو بانده شدنش را به نتيجه برسانند وي درخصوص محور جاده دُر به خوندآب گفت: ساخت اين جاده يكي از آرزوهاي مردم شهرستان بود و هميشه مطرح مي كردند با تلاش مشترك همه و با نظر مساعدي كه آقاي مهندس حسنيا و همكارانشان داشتند آن 6 كيلومتر باقيمانده حوزه استحفاظي شهرستان هم زيرسازي آن تمام شده كه بزودي آسفالت خواهد شد.
و ادامه آنرا هم كه 18 كيلومتر مي باشد و مربوطه به شهرستان نجف آباد است اميدواريم با همكاري مشترك و پيگيري بتوانيم با گرفتن يك اعتبار ديگر آنرا دنبال نمائيم كه اگر اين جاده هم درست بشود و تا سال آينده به نتيجه برسد بخش قابل توجهي از ترافيك محور گلپايگان - گوگد به موته هم كم خواهد شد و شايد نيمي از مسافرتها به سمت اصفهان با تكميل شده اين جاده از آن صورت گيرد.
فرماندار شهرستان در بخش ديگري از سخنان خود گفت: البته امروز قرار بود كه همزمان با اين پروژه بحث احداث پليس راه را هم كلنگ بزنيم كه همه كار آن انجام شده و 150 ميليون هم اعتبار از سازمان پايانه هاي كشور براي اين منظور گرفته شده و همين طور موافقت نامه استقرار پليس راه در اين محور از سازمان پايانه ها و نيروي انتظامي كشور براي احداث اين پليس راه گرفته شد كه تنها موافقت نامه اي است كه در استان اصفهان در سال 84 با احداث آن موافقت شده است و اين هم بدليل پيگيريهاي زيادي بوده كه در تهران و در استان به اتفاق آقاي مهندس ياوري داشتيم و فقط موافقت نهائي محيط زيست را مي خواهد كه ما به اتفاق آقاي مهندس ياوري 2 جلسه با معاونين اين سازمان داشتيم و چون رقم اعتباري نيز بالا بود سازمان پايانه هاي كشور هنوز پيمانكار را انتخاب نكرده است و قرار است مدير كل سازمان پايانه هاي استان كه معاون آقاي حسنيا هستند و به تازگي به اين سمت انتخاب شده اند درخواست كردند كه امروز اين كلنگ زني را نداشته باشيم اميدواريم ظرف 10 الي 20 روز آينده عمليات احداث پليس راه در محدوده نزديك ورزنه شروع كنيم و اميدواريم كه با همكاري دانشگاه علوم پزشكي كه آقاي دكتر رستمي دنبال مي كنند مجوز مركز درماني ورزنه گرفته شود و يك پايگاه امدادي هم هلال احمر در ورزنه در ساختمان كه يك خبر محترم در آن مكان ساخته است و پايگاه امداد جاده اي در آنجا مستقر بشود و با دو بانده شدن اين جاده، ديگر كمتر شاهد تصادف در اين جاده باشيم. 

اطلاعیه سازمان پایانه ها

در راستاي جايگزيني سواري كرايه بين شهري به جاي سواري هاي شخصي مسافربر و در صورت تمايل مالكين ميني بوس هاي فرسوده به اطلاع مي رساند افرادي كه داراي دفترچه كار رانندگي و رسيد كارت هوشمند از سازمان حمل و نقل و پايانه ها باشند در حال حاضر با ارائه مدارك لازم مي توانند با مراجعه به دفتر نمايندگي اداره كل مستقر در اداره راه و ترابري جهت خريد سواري كرايه برون شهري سمند به صورت نقدي اقدام نمايند.
نمايندگي شهرستان گلپايگان
محمد فيضي         
 »كشفيات و دستگيريهاي پليس شهرستان«
دستگيري دو نفر سارق اتومبيل كه قصد سرقت به عنف خودروي پرايد را داشتند: چندي پيش دو نفر در شهر اصفهان يك دستگاه خودروي پرايد را به قصد گلپايگان دربست كرايه نمودند در نزديكي هاي گلپايگان يكي از مسافرين به راننده عنوان مي نمايد كه: اگر خسته هستي من رانندگي مي كنم، راننده ساده لوح كه خسته بود موافقت مي نمايد و درصندلي سرنشين جلو قرار گرفته و استراحت مي نمايد. راننده در خواب بود كه ناگهان مواجه با مشت و كتك توسط فرد نشسته در عقب مواجه و سراسيمه و آشفته از خواب مي پرد، راننده به مسافر عقب مي گويد چرا اين كار را مي كني؟ ابراز مي نمايد كه من در خواب بودم و چيزي به خاطر نمي آيد، فرد كمك راننده نيز مي گويد راست مي گويد او در خواب بود كه خواب مي ديد درگير شده است، وجود مالك ماشين با فرد عقب درگير شده اتومبيل متوقف و وي متواري مي گردد مالك اتومبيل سريعاً با پليس تماس گرفته عوامل 110 سريعاً به محل اعزام و فرد كمك راننده را دستگير مي نمائيد طي بازجويي هاي اوليه وي منكر آشنايي وي با فرد متواري شده گرديد. طي صبر، بردباري و درايت و بازجويي هاي فني پليس، متهم لب به اعتراف گشود كه ما قصد سرقت پرايد را داشتيم و... پس از اين سريعاً پليس به جستجو جهت دستگيري فرد دوم مي نمايد كه وي را در اصفهان شناسايي و دستگير مي نمايد. در اين رابطه پرونده تشكيل و جهت مسير مراحل قضايي تحويل مقامات قضايي گرديد.
دستگيري يكي از عاملين پخش و فروش مشروبات الكلي در گلشهر: يك عمليات موفق، پليس شهرستان موفق به شناسايي و دستگيري يكي از عاملين پخش و فروش مشروبات الكلي در گلشهر گرديد كه در اين عمليات تعداد 16 بطري مشروبات الكلي (وُتكا) كشف و ضبط گرديد در اين مورد پرونده تشكيل و تحويل مقامات قضايي گرديد.
دستگيري سارق منزل در حين سرقت: چندي پيش سه نفر سارق به قصد سرقت وارد خانه وي واقع در خيابان بهداشت گرديدند طي اطلاع پليس، سريعاً عوامل پليس 110 به محل اعزام و طي يك اقدام ماهرانه و سريع موفق به دستگيري 2 نفر از سارقين مزبور گرديدند در اين رابطه پرونده اي تشكيل و در دست بررسي مي باشد.
(فرماندهي انتظامي شهرستان گلپايگان - اجتماعي و ارشاد)          
سلطنت رضاشاه (1305-1320) قسمت چهارم
توسعه اقتصادي با بهبود ارتباطات آغاز شد. رضاشاه با تثبيت قدرت خود در سال 1304، بي درنگ  پروژه ي راه آهن سراسري را كه ديري مورد بحث بود، آغاز كرد. در سال 1308 بندر شاه در كنار درياي خزر به ساري در مركز مازندران، و بندر شاهپور در كنار خليج فارس به دزفول در شمال خوزستان وصل شده بود. در سال 1310 نخستين قطار خط بندر شاه از طريق تهران تا بندر شاهپور را طي كرد. در 1320 تهران، هم به سمنان بر سر راه مشهد و هم به زنجان در مسير تبريز پيوست. اين خط آهن كه از 1600 كيلومتر صعب العبورترين اراضي در جهان مي گذشت، به دست مهندسان آلماني، انگليسي، آمريكايي، اسكاندنياويايي، ايتاليايي، بلژيكي، سويس و چكواكيايي ساخته شد. تكنسينهاي خارجي در ساختن راههاي جديد نيز كمك كردند. در 1304 كشور بيش از 3200 كيلومتر بزرگراه نداشت كه بيشتر آن نيز خراب بود. در 1320 وزارتخانه تازه تأسيس راه بيش از 20000كيلومتر بزرگراه را در وضع نسبتاً خوبي نگهداري مي كرد، اگر چه اين راهها اساساً براي مقاصد نظامي احداث شده بودند، زير بناي توسعه ي اقتصادي، به ويژه صنعتي، را تشكيل مي دادند.
توسعه صنعتي طي دهه 1930 (1310) كه »ركود بزرگ« قيمت كالاهاي سرمايه داري را بشدت كاهش داد، به طور جدي شروع شد. دولت با ايجاد حصارهاي بلند تعرفه اي، اِعمال انحصارات دولتي، احداث كارخانه هاي جديد توسط وزارت صنايع، و تأمين وام با بهره ي كم براي صاحبان آينده ي كارخانجات از طريق بانك ملي، وسيله كردن كشور را فراهم ساخت.   
افتتاح پنج پروژه آموزش و پرورش     ادامه از شماره قبل

مسعود فرقاني فرماندار شهرستان در جلسه افتتاح 5 پروژه آموزش و پرورش شهرستان و همچنين تقدير از خيرين مدرسه ساز طي سخناني اظهار داشت: وظيفه داشتم به عنوان نماينده دولت و رئيس شوراي آموزش و پرورش شهرستان و به نمايندگي از طرف اين شورا از حضور كليه خواهران و برادران كه در اين جلسه حضور پيدا كرده اند و بويژه از خيرين عزيزي كه در جلسه حضور دارند تشكر و قدرداني بنمائيم. وي در ادامه گفت: بايد يك تشكر ويژه از مردي داشته باشم كه در اين مدت 3 سال و اندي كه من در اين شهرستان خدمت كرده ام، عليرغم اينكه سلامتي خودش را در راه خدمت و كارش گذاشته است و از تنها مسئولي كه مي خواستم كمتر كاركند و اكثر هم به اين توصيه هاي پزشكان توجه نداشت و به لحاظ دلسوزي كه به مردم شهرستان و فرزندان آنان داشت كار كرد و كار مي كند كه جاي تقدير و تشكر دارد و اين شخص كسي نيست جز آقاي حاج عباس خرمي مديريت محترم آموزش و پرورش شهرستان.
وي در ادامه سخنان خود گفت: از همه عزيزاني كه در احداث پروژه هاي متعدد در سطح شهرستان و استان زحمت كشيدند، خيريني كه خصوصاً در اين هفت، هشت سال اخير با برنامه ريزي هاي خوبي كه در سطح كشور بويژه در استان اصفهان با مديريت خوب جناب آقاي مدنيان و آقاي مهندس سجاد و همه مسئولين آموزش و پرورش و كليه كساني كه به نوعي تشريك مساعي كردند رشد قابل توجهي در بخش مدرسه سازي داشتيم كه بسيار جنبه حياتي دارد و در شهرستان گلپايگان هم الحمدالله شاهد اين هستيم كه كارهاي بسيار ارزشمندي از جمله 26 پروژه اي كه اشاره شد بدست خيرين كه تعدادي از آنها هم اكنون در اين جلسه حضور دارند و تعدادي از آنها هم در اين جلسه حضور ندارند. فرماندار شهرستان در ادامه چنين گفت: الحمدالله در طول سال هاي اخير توجه خوبي به مجموعه آموزش و فرهنگيان شهر ولي همان طور كه اشاره كردند هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله بسيار زيادي داريم كه توجه جدي كليه دست اندركاران كشور و نظام را مي طلبد،
مجلس محترم، دولت محترم، هم چنانكه سال هاي گذشته توجه خوبي شد. كه اميدواريم در دولت جديد هم به مانند دولت قبلي به اين وضعيت معيشتي فرهنگيان توجه گردد.
فرماندار در ادامه سخنان خود در رابطه با خدمات آقاي خرمي مديريت آموزش و پرورش شهرستان اظهار داشت: آقاي خرمي طي 29 سال خدمت در آموزش و پرورش، 9 سال مدير آموزش و پرورش هستند حدود 9 سال معاون آموزش و پرورش به خوبي ادا كردند و همان طور كه اشاره شد سلامتي خود را روي اين كار گذاشته است. و نظر به وضعيت جسماني كه هم اكنون پيدا كرده اند و عمل جراحي قلب انجام داده اند و بدين لحاظ عليرغم ميل باطني ايشان از آقاي مدنيان مدير كل محترم سازمان آموزش و پرورش درخواست مي كنم از تجربيات ارزنده ايشان در عرصه هاي ديگر استفاده بشود و به مديريت ايشان در آموزش و پرورش كه به خوبي هم آن را اداره كرده اند، خاتمه بدهند.
لازم به ذكر است در پايان اين جلسه به همت اداره آموزش و پرورش شهرستان از چند تن از مديران و مسئولين كه در سمتهاي مختلف پستي خود خدمات ارزنده اي در جهت رشد و شكوفائي و پيشرفت شهرستان گلپايگان برداشته اند با اهداء لوح يادبود تقدير و تشكر به عمل آمد. چند تن از اين فرهيختگان كه در اين جلسه از آنان تقدير به عمل آمد به شرح ذيل مي باشد: 1- مهندس مسعود فرقاني فرماندار شهرستان، سيد رسول مدنيان رئيس سازمان آموزش و پرورش استان، مهندس سجاد مدير كل نوسازي و تجهيزات مدارس استان، مهندس رادنيا مديرعامل بانك صنعت و معدن، مهندس سيف الله ابراهيمي، مهندس ياوري نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي، دكتر احمد صافي پيشكسوت آموزش و پرورش، حاج علي اكبر جعفري، دكتر عليرضا كاظمي شهردار گلپايگان، مهندس كيان ارثي مديريت برق شهرستان، حاج محمود مولائي مديريت آموزش و پرورش منطقه يك ري، حاج عباس خرمي مديريت آموزش و پرورش شهرستان و همچنين چند تن از مديران ديگر...
همان طور كه در شماره قبل نشريه اشاره گرديد مراسم افتتاح از 5 پروژه آموزشي، رفاهي و ورزشي آموزش و پرورش شهرستان كه به همت چند تن از خيرين نيكوكار شهرستان ساخته و آماده گرديده بود با حضور تني چند از مسئولين و مديران كشوري، استاني و شهرستان افتتاح گرديد همچنين در اين مراسم از خيرين و نيكوكاران عزيزي كه با اهداء اين اماكن به آموزش و پرورش شهرستان خدمات ارزشمندي در جهت رشد و شكوفائي علم در شهرستان برداشتند، تقدير و تشكر به عمل آمد در شماره قبل هزينه هاي صرف گرديده براي ساخت اين 5 واحد كه در حدود يك ميليارد تومان با زمين هاي آن بود و همچنين نام خيرين كه در اين پروژه ها نسبت به ساخت و يا اهداء زمين اقدام نموده بودند از زبان مديريت آموزش و پرورش شهرستان ذكر گرديد. در اين شماره سخنراني فرماندار و نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي كه در اين جلسه ايراد گرديد از نظرتان مي گذرد.       

زباله و پايداري محيط زيست طبيعي و فرهنگي، اجتماعي روستا
(مطالعه موردي: روستاهاي شهرستان گلپايگان)
خلاصه:
اكوسيستم روستاها تا قبل از حاكم شدن شيوه مصرفي جديد به صورت پايدار تابعي از كار، توليد و مصرف صورت گرفته در خود روستا و يا حداكثر نواحي اطراف آن بوده است و پس از تحولات صنعتي، اجتماعي و اقتصادي صده هاي گذشته، زمينه ناپايداري در جنبه هاي اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي آن به صورت فراگير تقويت شد كه در صورت بي توجهي، روستاها به سرعت رو به ناپايداري و نابودي محيط زيست طبيعي و فرهنگي، اجتماعي خواهند رفت.
مقاله حاضر به روش توصيفي - تحليلي و با استفاده از مشاهدات ميداني پرسشنامه و محاسبه به بررسي موضوع زباله و پايداري محيط زيست روستا و به صورت موردي روستاهاي شهرستان گلپايگان را قبل و بعد از طرح جمع آوري زباله هاي روستاها مطالعه كرده است.
مي توان گفت كه هم نحوه نگهداري و هم نحوه دفع زباله از منازل اغلب روستاييان شهرستان تا قبل از »طرح جامع جمع آوري زباله هاي روستاهاي گلپايگان« به صورت كاملاً غير بهداشتي و غير اصولي و بدون برنامه مدون صحيحي صورت مي گرفته است و هم اكنون بعد از گذشت يكسال از انجام اين طرح؛ چگونگي برخورد روستاييان با دفع زباله از منزلشان بسيار تغيير كرد و به صورت بهداشتي اين كار صورت مي گيرد و مهمتر از همه اينكه نه تنها محيط زيست طبيعي اطراف روستاها از تلنبار روزانه حدوداً 5 تن زباله آزاد شده است بلكه برطبق نظريه كاركرد گرايي (چگونگي كيفيت و وضعيت محيط طبيعي برچگونگي و نوع ديگر رفتارهاي افراد اثرگذار است) رفتارها و عملكردها و شور و اميد به زندگي در روستا و در كل توسعه پايدار مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روستاهايمان نيز بهبود يافته و موجب بهبودي بيشتر مي باشد 
تحولات اجتماعي، اقتصادي روستاها و محيط زيست روستايي:
شكل گيري و موجوديت سكونتگاههاي روستايي و ادامه حيات آنها به محيط طبيعي و شرايط اكولوژيكي حاكم بستگي دارد، شرايطي كه همواره با نقش و عملكرد انسان به صورت سيستماتيك، حركت و فعاليت در روستاها را شكل داده و فضاي زندگي را تداوم مي بخشد.
از اوايل قرن حاضر با ورود و گسترش موج سرمايه داري و مدرنيسم در كشور و اصلاحات اجتماعي و اقتصادي و به دنبال آن اصلاحات اراضي در روستاها، ضمن تغيير در روابط شهر و روستا به تدريج نظام اجتماعي - اقتصادي و خودبسندگي توليدي روستا دگرگون شد و جنبه اصلي اين اصلاحات كه جنبه سياسي و اجتماعي بود، باعث گسترش و تسلط روحيه مصرف گرايي در اكثريت جوامع روستايي شد.
از دهه 30 و 40 به بعد ابعاد اين موج گسترش يافته و در عصر ارتباطات و اطلاعات گسترده، هيچ گونه حد و مرزي در شيوه و فرهنگ مصرف مردم وجود ندارد و الگوي مصرف جهاني در حال استيلا يافتن بر تمامي سكونتگاههاي شهري و روستايي است.
روستاييان شهرستان گلپايگان به دليل اينكه اغلب آنها، يكي يا تعداد بيشتري از فرزندانشان به شهرهاي بزرگ به خصوص تهران و اصفهان رفته و زندگي مي كنند در ارتباط با ايشان، آنها نوع فرهنگ مصرف گرايي شهري را به خانواده هاي روستايي خود منتقل كرده و از اينرو گويا از لحاظ الگوي مصرف و توليد زباله آنچنان تفاوتي با شهرنشينان ندارند؛ البته اين ارتباط و انتقال فرهنگ ها تقريباً ايشان را براي طرح هاي جمع آوري اصولي زباله و مشاركت هاي مردمي تا حدودي آماده كرده بود.
از سوي ديگر به نظر مي رسد كه مقدار توليد زباله روستايي و تنوع مواد تشكيل دهنده آن و رفتار روستاييان در دفع زباله به درآمد، سن و بعد خانوار بستگي دارد. اگر جامعه روستايي را به دو قشر سالخورده و داراي آداب سنتي و گروه جوانان و ميانسالان فعال و متعدد تقسيم كنيم؛ در بين افراد سالمند به دليل عدم وسع مالي مناسب، روحيه قناعت پيشگي، اعتقادات و آداب اجتماعي و كوچك بودن بعد خانوار، زباله توليدي آنها ميزان و تنوع كمي دارد؛ اما در بين قشر دوم به علت بعد خانوار نسبتاً بزرگتر، وضع مالي بهتر، تأثيرپذيري از الگو و رفتارهاي مصرفي ديگران و ...، مصرف و به تبع آن زباله توليدي تنوع و ميزان بيشتري دارد.
با اين وجود در اكثر روستاها و قشرهاي مختلف آن (اعم از جوانان و سالمندان) عمل تفكيك زباله عمدتاً به دليل فروش مواد قابل بازيافت و يا جلوگيري از اسراف و هدر رفتن، در محل توليد (منزل) صورت مي گيرد. كه البته هم اكنون اين امر نسبت به گذشته كم رنگتر شده و اين به دليل نزديك شدن هر چه بيشتر فرهنگ روستاييان به فرهنگ شهرنشينان است ولي اگر برنامه هاي تفكيك به شكل سازمان يافته، از مردم روستاها خواسته شود؛ حتماً ايشان همكاري و مشاركت كرده و از اينچنين طرحهاي استقبال مي كنند.
مواد تفكيكي زباله هاي روستايي بيشتر شامل: فلزات، پلاستيك، كاغذ به مقدار كم و نان خشك و مواد مورد مصرف دام و طيور به صورت كامل مي باشد. اما كيسه هاي پلاستيك، پارچه، شيشه و ... كمتر تفكيك شده و اكثراً در گذشته در محيط روستاها و حواشي آنها پراكنده شد كه چشم اندازهاي بسيار بدي را براي محيط زيست طبيعي روستاها بوجود مي آورد؛ كه هم اكنون با جمع آوري زباله كليه روستاها، بحمدالله اين معزل مهم روستاهاي شهرستان برطرف شده است.
وضعيت زباله ها و محيط زيست روستاهاي شهرستان گلپايگان قبل و بعد از انجام طرح جامع مديريت پسماندهاي روستاها.
1- قبل از انجام طرح: الف- نحوه نگهداري و جمع آوري زباله: در اكثر منازل روستاييان غير بهداشتي و به صورت نگهداري در پيت حلبي و سطلهاي پلاستيكي بدون درب، كارتن، گوني و ريختن در فضايي از منزل مانند گوشه باغچه صورت مي گرفت در كل نگهداري در منزل غير
اصولي و غير بهداشتي بود.
ب- در مورد چگونه دفع زباله ها از منزل: به علت نبود سيستم جمع آوري زباله از طرف ارگان يا سازماني، اكثر روستاييان زباله خود را پس از تلمبار شدن و زياد شدن حجم آن اكثراً به صورت هفتگي و يا با فاصله زماني بيشتر از منازلشان دفع مي كردند؛ همچنين مكانهاي عمده تخليه زباله روستاييان شامل فضاهاي مخروبه و باز بين بافت مسكوني روستا، جوي هاي آب، چاله ها و چاهها و قنوات خشك و نيمه خشك اطراف روستا، كنار جاده ها و مسيلها و رودخانه هاي داخل يا اطراف روستا بود كه چشم اندازهاي طبيعي و زيست محيطي برخي روستاها را بسيار زشت و زننده كرده و تهديدي جدي براي محيط طبيعي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي روستا و همچنين تهديدي جدي براي سلامت خود روستاييان بود.
2- وضعيت زباله و محيط زيست طبيعي روستاهاي شهرستان بعد از انجام طرح:
الف- نحوه نگهداري و جمع آوري زباله ها در منزل: نحوه نگهداري زباله توسط روستاييان در منزل نسبت به قبل از انجام طرح كمي بهداشتي تر و اصولي تر شده است ولي مي توان گفت كه در اين قسمت به اهداف طرح به صورت درست و كامل عمل نشده است علت اين امر شايد يكي، عدم دخالت مسئولان و مجريان جمع آوري زباله در نحوه جمع آوري و نگهداري بهداشتي زباله ها در منازل باشد،

گزارش هیات فوتبال گوگد
هئيت فوتبال شهر گوگد طي گزارشي كه يك نسخه از آن به اين هفته نامه ارسال گرديده است ضمن عر ض تبريك هفته بسيج به محضر رهبر معظم انقلاب ، اعلام نموده است : در روز جمعه 1384/9/4 رأس ساعت 2 بعدازظهر مسابقه فينال فوتبال ليگ دسته دوم باشگاه هاي شهر گوگد را بين تيم هاي ستاره آبي و وحدت برگزار شد
اين مسابقه با حضور ميهمانان و خانواده هاي معزز شهدا، جانبازان، بسيجيان و شهردار آقاي مجتبي حاج نوروزي، اعضاي شوراي شهر گوگد و همچنين آقاي مهدي اسدي رياست اداره تربيت بدني شهر گوگد، سرهنگ اعظمي فرماندهي پايگاه مقاومت بسيج شهيد بهشتي، سرگرد سياوشي سروان ياوري رئيس پاسگاه انتظامي شماره 14 شهر گوگد و همكاران گرامي، فرماندهي گردان 430 عاشورا حوزه روستايي شهيد بهشتي آقاي محمد محرابي، آقاي مهندس دلگرم رياست جهاد كشاورزي، آقاي محمود روشن معاونت كميته حضرت امام (ره)، آقاي اسعدي رياست بانك كشاورزي شعبه گلشهر، آقاي حميد مخلصي رياست هئيت كاراته شهر گوگد، آقاي حميد منتظري مسئول هئيت واليبال شهر گوگد، آقاي محمد عنايتي مربي كاراته، آقاي يوسف محرابي، آقاي مرتضي منتظري و آقاي اكبر خاموشي از پيشكسوتان فوتبال شهر گوگد، آقاي سيد حميد ميرمهدي، برادر پاسدار آقاي علي اكبر اكرمي مسئول ستاد امر به معروف و نهي از منكر شهرستان گلپايگان و همكاران گرامي، مديريت شركت فناوري ذوب گلپايگان آقاي عباس مهدوي، و با حضور عزيزاني كه هميشه موجبات دلگرمي جوانان و نوجوانان ورزشكار شهر گوگد و روستاهاي مجاور هستند برگزار شد. همچنين از زحمات كادر هئيت فوتبال شهر گوگد، آقايان محسن مسلمي رياست كميته داوران، محمدرضا مسلمي دبير هئيت فوتبال، مهدي منتظري سرپرست مسابقات، سيدمحمد ميرمهدي رياست كميته انضباطي، علي باقري فرد سرپرست زمين و موسوي كارمند اداره تربيت بدني شهر گوگد و قدرداني و داوران عزيزي كه در طول برگزاري مسابقات نونهالان، نوجوانان، جوانان، مسابقات ليگ دسته يكم، دسته دوم و جام بسيج يادواره شهدا ما را ياري كرده و مي نمايند، آقايان: عباس سيف الهي، علي اكبر اكرمي، محمدرضا اسعدي، فاضل خاموشي، امير منتظري، اسماعيل اسعدي، حسين اسعدي، اسماعيل افخمي، عليمراد بهاري، حسن منصوري، اسماعيل مكرمي و از تمامي سرپرستان محترم تيم ها، مربيان عزيز و زحمتكش و خصوصاً بازيكنان كليه تيم هاي شركت كننده در تمامي مسابقات تشكر و قدرداني مي گردد.
گزارش هئيت فوتبال شهر گوگد در شش ماهه دوم سال 1384
مسابقات ليگ دسته دوم باشگاه هاي شهر گوگد با حضور 9 تيم كه عبارتند بودند از حسينيه اعضم- پيمان- پيشكسوتان شهر گوگد- ستاره آبي- فجر- طوفان زرنجان- ياقوت سبز- شهيد بخشنده كلوچان و پيمان در دو گروه برگزار گرديد كه در پايان چهار تيم به مرحله پاياني راه پيدا كردند و تيم ستاره آبي در مقابل پيمان و تيم حسينيه اعظم در مقابل وحدت به ميدان رفتند كه در پايان تيم ستاره آبي به مقام قهرماني اين دوره از مسابقات رسيد و تيم وحدت نائب قهرمان و تيم حسينيه اعظم به مقام سومي نائل آمدند همچنين دو تيم ستاره آبي و وحدت به دسته يكم راه پيدا كردند. و تيم فوتبال پيمان به عنوان خوش اخلاق ترين تيم اين دوره معرفي و كاپ اخلاق دريافت نمود همچنين در مراسم اهداء  جوايز اين دوره كه با حضور مسئولين شهر و ميهمانان عزيز برگزار گرديد جايزه بهترين و خوش اخلاق ترين بازيكنان نيز به ترتيب به آقايان روح ا... منصوري از تيم پيمان و مهدي مولايي از تيم حسينيه اعظم و علي ساجدي از تيم ستاره آبي تعلق گرفت. جايزه آقاي گل اين مسابقات نيز به آقاي رسول مهاجري اهدا شد. ضمناً آقايان عباس سيف الهي، امير منتظري، اسماعيل اسعدي و علي اكبر اكرمي به عنوان بهترين داوران سال 1384 معرفي شدند و طي مراسمي جوايزي به آنها اهدا شد. در پايان مراسم هئيت فوتبال شهر گوگد، تربيت بدني شهرستان گلپايگان و همچنين مرحوم شادروان حاج محمد حاج نوروزي، از خيرين شهر گوگد، فوتباليست هاي خوب شهر گوگد شهيد حميدرضا مولائي، شهيد مصطفي اكرمي، شهيد جلال آقاميري، شهيد محسن رضايي و جوان ناكام شادروان حسن محرابي را به عنوان چهره هاي ماندگار گرامي داشتند. مسابقات بسيج يادواره شهداي شهر گوگد و روستاهاي مجاور نيز با حمايت پايگاه مقاومت بسيج شهيد بهشتي گوگد، سرهنگ اعظمي و تربيت بدني حوزه آقاي محسن مسلمي و با همكاري هئيت فوتبال شهر گوگد با حضور 6 تيم به صورت دوره اي از تاريخ 1384/9/7 و مصادف با روز شهادت امام جعفر صادق(ع) آغاز گرديد. تيم هاي حاضر در اين دوره عبارتند از 1- پايگاه شهيد محمد منتظري نيوان نار، 2- پايگاه شهيد صدوقي، 3- مركز امر به معروف و نهي از منكر، 4- بسيج دانش آموزي، 5- پايگاه بسيج نيوان سوق، 6- پايگاه بسيج هاشمي نژاد وداغ.
ضمناً در مراسمي كه به مناسبت هفته بسيج و با حضور آقاي مهندس منتقمي مدير كل تربيت بدني استان اصفهان، آقاي مهندس فرقاني فرماندار شهرستان، آقاي مهندس منصور ياوري نماينده شهرستان، بخشدار محترم ، آقاي نصرت ا... حميدي رياست اداره تربيت بدني شهرستان ، رياست اداره تربيت بدني شهر گوگد آقاي  مهدي اسدي، آقاي مهندس دلگرم و آقاي مجتبي حاج نوروزي شهردار و اعضاي شوراي اسلامي شهر گوگد و جمعي از پيشكسوتان و ورزشكاران در روز يكشنبه مورخ 1384/9/6 برگزار گرديد طي سخنراني اين عزيزان مدير كل تربيت بدني استان اصفهان مبلغ دو ميليارد ريال اعتبار را جهت تكميل سالن دوهزار نفري شهر گوگد اختصاص دادند و نيز قول دادند كه با مساعدت فرمانداري و نماينده شهرستان و ديگر مسئولين اين شهر هر چه سريعتر اين پروژه را به اتمام برسانند.
در ايجا لازم است از طرف مردم شهيدپرور شهر گوگد و اداره تربيت بدني، هئيت فوتبال و جامعه ورزشكاران اين شهر از اين عزيزان تقدير و تشكر نموده و براي ايشان آرزوي سلامت و توفيق روز افزون از درگاه ايزد منان خواستاريم.
مسئول هئيت فوتبال شهر گوگد  محمدرضا منتظري

اعتراف زن به قتل همسر : با تزریق سم به وسیله سرنگ

عصر روز چهارشنبه نهم آذرماه قبرستان شهر گلپايگان شاهد خاكسپاري مرد جواني حدود 38 ساله است كه نه براثر تصادف و بيماري بلكه اين جسم كه اسكلتي بيش از آن به جاي نمانده بود وضعيتي متفاوت با ديگر خفتگان در اين قبرستان داشت! براي بسياري از شهروندان علت فوت نامعلوم بود و عده اي ديگر هم كم و بيش از چند و چون ماجراي اين فوت و يا بهتر بگوئيم قتل در جريان بودند. عصر روز پنج شنبه مراسم ختمي در يكي از مساجد شهر گلپايگان برگزار شد و بستگان و آشنايان و همسايگان و همه و همه آمدند و عرض تسليت گفتند و رفتند. و آنچه رسم و سنت بود را به جا آوردند ما نيز بنا به رسالت اطلاع رساني خود براي اطلاع و در جريان قرار دادن آحاد جامعه از اين حادثه و قتل بر آن شديم گفتگوئي با خانواده اين مقتول يعني مرحوم احمد عباسي داشته باشيم با هماهنگي يكي از دوستان كه از بستگان خانواده مرحوم عباسي بود با هماهنگي قبلي در روز جمعه آذرماه به درب منزل آنها كه در يكي از كوچه هاي شهر گلپايگان واقع است مي رويم در ابتداي ورودمان مورد استقبال مادر و برادران و بستگان و دوستان مرحوم قرار مي گيريم با كسب اجازه وارد اتاق مي شويم و پس از عرض تسليت مجدد به خانواده از برادر بزرگ خانواده كه خود را محسن عباسي معرفي مي كند درخواست مي كنيم در خصوص اين حادثه برايمان صحبت كند او سخن را اينگونه آغاز مي كند: دي ماه سال (83) گذشته بود كه ما  از حدود 8 ماه قبل هرچه سراغ برادرمان را ازهمسر او مي گرفتيم حرف درستي به ما نمي زد گاهي مي گفت به تركيه رفته است و شماره تلفن هاي دروغ به ما مي داد كه وقتي ما با آنها تماس مي گرفتيم متوجه مي شديم اصلاً چنين شماره هائي وجود ندارد. به همين لحاظ ما به او مشكوك شديم و يكسري اطلاعات در خصوص اينكه ايشان رفت و آمدهاي مشكوكي با افرادي داشت به ما مي رسيد و به همين لحاظ بود كه ما با مراقبت هائي كه كرديم به مسائلي پي برديم بار ديگر سراغ برادرمان را از او گرفتيم اين بار گفت براي من از تركيه پول فرستاده است طي تحقيقي كه كرديم متوجه شديم اصلاً چنين پولي از بانك گرفته نشده ، ما همچنان به جستجوي برادرمان در زندان هاي داخلي و خارج از كشور گشتيم و وقتي در آخر الامر متوجه شديم كه اين زن چيزي نمي خواهد به ما بگويد و ظاهراً هم دختر بزرگ او چيز هائي مي دانست امّا حرفي نمي زد! و به دليل اينكه ما هر چه تلاش كرديم تا سرنخي از برادرمان از طريق همسرش بدست بياوريم موفق نشديم و با ضد و نقيض گوئي هاي اين زن و همينطور از مطالبي كه به دستمان مي رسيد و تماس هائي كه با او گرفته مي شد كه با كنترل نمودن تلفن منزل ما  به آن پي برديم. به هر شكل و طريقي بود بعد از تحمل 8 ماه از ناپديد شدن برادرمان، به اتفاق مادر رفتيم از دست اين زن (زن برادرمان) شاكي شديم وي در ادامه گفت: با اطلاعاتي كه ما در اين مدت بدست آورده بوديم متوجه شده بوديم احمد (مقتول) يك وام 5 ميليون توماني از يكي از بانكها گرفته بود كه با آن يك مغازه كرايه كند و اينطور كه همكارانش مي گفتند اجناسي كه احمد براي غرفه نمايشگاه تهيه كرده بود را به قيمت 6 ميليون تومان به آنها فروخته بود و از قرار معلوم يك مقدار اجناس (دست دوم) را هم به خانه آورده بود كه بعداً مشخص شد اين اجناس و موتور را زنش به فردي به نام اميرهوشنگ - ن (كه نامبرده به علت روابط نامشروع وارتباط كه با اين زن داشت و خود آنها هم به آن اعتراف نموده بودند و به همين دليل هم به زندان افتاده بود ) داده بود و حدود 2 ميليون و يكصد و سي هزار تومان هم در حساب بانكي داشت كه مقداري از اين پول را هم همين فرد (امير) و زن برادرمان با جعل امضاء از بانك مي گرفتند. كه پرينت هاي آن را من از بانك گرفتم و مدارك آن در پرونده موجود است كه ما فكر مي كنيم برادرمان را براي پولي كه مقدار آن حدود 13 ميليون بود از بين برده اند دسته چك برادرمان هم در منزل اميرهوشنگ - ن  بود كه به وسيله همسرش (به علت اختلاف و در حال طلاق گرفتن بود.) به ما داده شد كه از تعداد برگه هاي چك معلوم بود كه آنها با اين دسته چك كار مي كرده اند و هنوز هم چند برگ چك معلوم نيست كجا و در دست چه كسي است كه پيدا نشده است .  وي در ادامه گفت: طي اين 19 ماه ، ما نوزده هزار جريان برايمان پيش آمد تا به اين مراحل رسيديم  و ما هنوز به هيچ ردي از برادرمان نرسيديم و زن برادرمان هم هيچ اعترافي و صحبتي نكرده بود
 پيدا شدن جنازه: چند روز قبل كه ما از همه جا اميدمان قطع شده بود و در آخر الامركه ما هيچ راهي نداشتيم و با انكارهاي اين زن هم به جائي نمي رسيديم و او هم دو وكيل گرفته بود كه با به انحراف كشاندن دادگاه و اداره آگاهي قصد آزاد شدن از زندان را داشت و در حالي كه كارشناسان قبلاً طي بازديدي كه از كف منزل برادرمان داشتند چيزي پيدا نكرده بودند  كه ما مجدداً از دادگاه حكم گرفتيم كه منزل را مجدداً مورد بررسي قرار بدهيم كه با چند تن از نيروهاي اداره آگاهي بررسي كه كرديم متوجه شديم در انتهاي (حال) اين خانه 16 موزائيك از جلوي حمام تا پاي ديوار با وجودي كه موزائيك دست دوم بكار برده بودند و فقط به دليل تفاوتي كه در بند بند موزائيك ها وجود داشت ما به مأموران گفتيم كه اين محل مشكوك است و هر چه هست در اين 16 موزائيك است و اين ها به اندازه قد يك انسان مي باشد كه مأموران آگاهي براي دست به سر كردن ما، ما را از آنجا بيرون بردند و فكر ما را منحرف كردند و قصد آنان از اين كار اين بود كه وقتي اين محل را خاكبرداري مي كنند ما در آنجا نباشيم و فرداي آنروز بدون اطلاع به ما زن را هم از زندان به منزل برده بودند و با حضور قاضي و فيلمبردار و آمبولانس و غيره ... جسد برادرمان را در زير همان 16 موزائيك پيدا كرده بودند و جسد در حالي كه روي آن آهك ريخته بودند تا زودتر از بين برود و احياناً بوي آن به خارج درج نكند در اين محل پيدا شد . همسايه ها با تماس به ما اطلاع دادند كه جنازه برادرم را در منزل پيدا كرده اند. وي ادامه داد: به علت اينكه من يك مقداري ناراحتي قلبي دارم تلفن را خودم برنمي داشتم كه اتفاقاً آنروز گوشي را من برداشتم كه پس از شنيدن اين مطلب دچار ناراحتي شديد قلبي شدم و به اين خاطر دو شب نيز در بيمارستان بستري شدم و به همين لحاظ يك وقفه اي در كار پيش آمد كه پس از مرخص شدن از بيمارستان، آخرين جلسه دادگاه برگزار شد و اين زن در دادگاه در خصوص اين واقعه اينگونه اظهار كرده بود كه: شبي كه قصد اقدام به اين كار مي كند با گذاشتن دو فرزندش در منزل خواهرش ( كه ما فكر مي كنيم اين اتفاقات با راهنمائي همين خواهر او انجام گرفته است و به همين لحاظ ما از دست آنها شاكي شديم و 2 تن از دختران خواهر زن برادرمان هم 2 شب بازداشت بودند و يكي از تراول چكهاي برادرمان پيش يكي از اين خواهران بود و همينطور پول هاي برادرمان را هم كه به نزول دست شخصي داده بودند به وسيله همين خواهر زن برادرمان انجام گرفته)  احمد (مقتول) از گلپايگان به تهران و به منزل آمد و به علت اينكه دندان درد شديد داشت به او گفتم براي رهائي از درد دندان اجازه بدهد به او يك مسكن قوي تزريق نمايم ( طي اظهاري كه فرزند كوچك برادرم كرده بود كه براي خريد سم با مادرم به هر داروخانه اي كه مي رفتيم به ما نمي دادند و آنطور كه ما بعد فهميديم سم توسط آقاي امير هوشنگ - ن  و از داروخانه اي تهيه و از دو - سه ماه قبل پيش اين زن بوده ) و اين زن سم مذبور را جاي مسكن به برادرمان تزريق مي كند كه پس از تزريق برادرمان گفته بوده كه حالم دارد بد مي شود واز زنش مي خواهد او را به بيمارستان ببرد و در همين موقع با آجري كه آماده كرده بود چند ضربه به سر وي مي كوبد كه احمد از حال رفت و بعد با كابل برق نيز او را خفه كردم و بعد از آن با همان كابل كه بر گردن وي بسته بودم آنرا به پاي مبل بستم تا در صورت بهوش آمدن! به من صدمه اي نزند! در صورتي كه من فكر مي كنم احمد (مقتول) پس از تزريق سم فوت شده بود و نياز به خفه نمودن و ضربه با آجر نداشته و وي در اظهاراتش ادامه داده كه تا ظهر فرداي آنروز اين محل را كندم و جنازه را در آن گذاشتم  و طبق اظهاري هم   كه (ديروز) كرده گفته يك كارگر آوردم و موزائيك ها را كار گذاشتم كه اينهم به نظر ما درست نيستبه هين دليل كه موزائيك ها خيلي استادانه بازسازي و كار گذاشته شده بود كه فكر مي كنيم كار يك معمار بوده است.
وي ادامه داد: جنازه را تا عمق 30 سانتي كف خانه قرار داده بودند و با آهكي كه بر روي آن ريخته بودند قسمتي از لباس و صورت احمد (مقتول) سالم مانده بود و بقيه بر اثر آهك از بين رفته و فقط اسكلتي بر جاي مانده بود آقاي محسن عباسي در ادامه سخنان خود گفت: برادران من با مشقت و سختي بي پدري بزرگ شده اند و مادر ما براي بزرگ كردن آنها خيلي زجر كشيده تا آنها را داماد كرد. و من از حدود 7 يا 8 ماه پيش تقريباً برايم مسجل شده بود كه برادرم از بين رفته است و به غير از برادرم و همسرم كه مي دانستيم كسي ديگر در اين خصوص نمي دانست و طي اين مدت هر روز مجبور بودم يك دروغي به مادرم بگويم و هربار كه تماس مي گرفت يك جور او را ساكت مي كرديم وي با بيان اينكه طي اين مدت فردي را در محله زندگي برادرم گذاشته بودم تا از وضعيت رفت و آمد و كنترل منزل برادرم اطلاعات بدست بياورد به ابن نتيجه رسيده بودم كه برادرم از بين رفته است و فقط به دليل نبود مدرك كافي نمي توانستيم به قاضي پرونده ثابت كنيم كه قتلي اتفاق افتاده است و با گذشت زمان كه تراول چكها و موتور برادرم كه در منزل اين شخص (امير) همدست اين زن پيدا شد و پولهائي كه از حساب او برداشت شده بود به اين موضوع قتل پي برديم.
برادر ما داراي 2 فرزند دختر يكي 14 ساله و ديگري 8 ساله بود و فكر مي كنيم دختر بزرگ او از موضوع مرگ پدرش اطلاع داشته و حتي شبهاي جمعه براي او خرما خير مي كرده است ولي هيچ حرفي به ما نمي زد و اگر اين دختر زودتر اين مسائل را به ما گفته بود دوندگي ما خيلي كمتر بود زماني كه من به دنبال موتور برادرم و سند آن مي گشتم و اگر اين مسائلي را كه مي دانست قبلاً گفته بود خيلي دوندگيهايم و مشكلاتم كم مي شد و اين بچه هيچ همكاري با ما نكرد و به نظر من خاله اش و بچه هاي خاله اش مغزش را شستشو داده بودند.
آيا بچه ها و حتي دختربزرگ داداشتان از مرگ و محل دفن خبر داشتند؟ از محل دفن خير اما مادرش به او گفته بود بابائي ديگر در كار نيست و در يك مورد كه بچه به ملاقات مادرش رفته بود به او گفته تو كه هيچي تا حالا نگفته اي محكم بايست ما هم هيچ نمي گوئيم! پس بنابراين اين بچه چيزهائي را اطلاع داشته به هر حال ما توقعي از بچه نداريم هر چه باشد بچه است و هم خون ما ولي روي هم رفته اگر با ما همكاري مي كرد شايد ما زودتر به نتيجه مي رسيديم كمتر زجر مي كشيديم و كمتر عذاب مي كشيديم آقاي محسن عباسي در ادامه صحبتهاي خود در خصوص خانواده زن برادرش كه در وضعيتي جنون آميز اقدام به قتل شوهر نموده است گفت|: پدر اين زن خيلي انسان درستي است فردي آبرودار است كه مورد احترام مردم است اما متأسفانه دخترش او را خورد كرد و سربزير جامعه يك روز بعد از اين حادثه به منزل ما آمد و نمي دانست چه بگويد با گريه و زاري اظهار مي داشت اگر در اين قضيه من را هم بخواهيد به دار مجازات برسانيد حق داريد چون من هم گناهكارم و... ولي در خصوص اينكه از كجا مي دانستيد جنازه در كف منزل دفن شده است گفت: زماني كه گفتند كارشناسان منزل را به طور كامل مورد بازرسي قرار داده و چيزي كه دال بر مدفون شدن جنازه در آن بيابند پيدا نكرده اند ما هم از فكر اينكه جنازه ممكن است در خانه دفن شده باشد خارج شديم اما با جستجويي كه كرده بوديم و تقريباً مطمئن شده بوديم برادرمان (مقتول )شب آخري كه در منزل بوده ديگر كسي متوجه رفتن او نشده و با وضعيتي كه اين ساختمان دارد كه در سه طبقه است و رفت و آمد زيادي در آن هست بيشتر حدسمان اين بود كه ممكن است جنازه جايي در همين منزل دفن شده باشد برادر ما حدود يكصد و ده كيلو وزن داشت و خارج نمودن اين جنازه به وسيله يك نفر و يا دو نفر ممكن نبود وي همچنين ادامه داد ما با كنترلي كه از تلفن منزل مي كرديم متوجه ساختگي بودن تماس احمد كه زنش ادعا مي كرد از خارج كشور مي كند شديم آقاي عباسي در ادامه اظهار داشت: الآن حدود 10 ماه است كه با شكايتي كه ما كرديم اين زن در زندان است و تا پيدا نشدن جنازه وي هيچ اعترافي در اين خصوص نكرده بود و بازداشت او به خاطر روابط نامشروع با آقاي امير... بود كه هر دو در اين مورد اعتراف نموده بودند وي در خصوص اينكه آيا در زمان قتل اين زن همدستي داشته يا خير گفت: تا دو روز قبل كه من اطلاع از پرونده دارم چنين چيزي را اعتراف ننموده من بعيد مي دانم او به تنهايي اين قتل را مرتكب شده باشد و وي تا اكنون اداعا نموده كه به تنهايي قتل را مرتكب شده است. اين زن در يك اعتراف ديگر اداعا نموده كه احمد(مقتول) را در خواب به قتل رساندم و پس از وارد نمودن چند ضربه آجر به سر او و تزريق آمپول هوا او را به قتل رساندم كه بيشتر اين اظهارات ضد و نقيض است و آنچه بيشتر مي توان به آن اتكا كرد به همان شكل بوده كه اول اعتراف نموده كه به علت دندان دردي كه احمد(مقتول) در شب قتل داشته وي با تزريق سم به بدن او قتل را مرتكب شده است.  
 

(همايش يك روزه آبزي پروري جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان)
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان به منظور ايجاد اشتغال، استفاده از آب و خاك و توسعه فرهنگ آبزي پروري همايش يكروزه اي با حضور جمعي از كشاورزان منطقه، مدير كل شيلات سازمان جهاد كشاورزس استان اصفهان و معاون مديريت آموزش و ترويج، تكثير و پرورش آبزيان وزارت جهاد كشاورزي و جمعي از مسئولين ذيربط در محل مديريت جهاد كشاورزي اين شهرستان برگزار گرديد. در اين جلسه پس از تلاوت آياتي چند از كلام ا... مجيد مهندس دلگرم مدير جهاد كشاورزي اين شهرستان ضمن عرض خيرمقدم اشاره اي به افزايش جمعيت نمودند و با لزوم فرهنگ توسعه آبزي پروري گفتند در اين شهرستان در حال حاضر ده واحد پرورش ماهي با ظرفيت 190 تن توليد فعاليت دارند و اميدواريم با توجه به پتانسيل هاي خوبي كه در منطقه وجود دارد بتوانيم اين رقم را با اشتغال بيشتر افزايش دهيم.
مهندس ناشر الاحكام مدير شيلات استان با اشاره به بحث مصرف سرانه، اشتغال و توليد كه به عنوان اهداف عمئده شيلات استان ميباشد گفت مصرف سرانه در كشور و در استان 6 كيلوگرم ميباشد در صورتيكه ميانگين مصرف جهان 16 كيلوگرم است و اين در حالي است كه در بعضي از كشورها مصرف سرانه 40 تا 120 كيلوگرم ميباشد. ايشان به برگزاري جشنواره اي در شهر اصفهان در آبانماه اشاره كرد و گفت شيلات استان اصفهان تلاش مي كند مصرف سرانه ماهي را در استان به 10 كيلوگرم افزايش دهد. همچنين در برگزاري نمايشگاه، ايجاد كلاس طبخ ماهي در اصفهان و شهرهاي استان در فرهنگ سازي مصرف سرانه ماهي به عنوان غذاي سلامتي تلاش مي كند.
معاون مديريت آموزش و ترويج و تكثير و پرورش آبزيان كشور نيز گفت: پوشش خدمات بيمه اي براي كليه سطوح آبزي پروري در آينده اي نزديك به نتيجه مي رسد. مرتضي افراسيابي افزود: استفاده از فارغ التحصيلان، ايجاد تشكلهاي آبزي پروري به منظور پيگيري مشكلات و چالشهاي پيش روي آبزي پروري در كشور و فراهم نمودن دانش و فن آوري مورد نياز آبزي پروري و بومي نمودن آن و تلاش در جهت افزايش مصرف سرانه آبزيان از جمله فعاليتهاي مديريت آموزش و ترويج و تكثير آبزيان در كشور است. در پايان جلسه به 4 نفر از توليدكنندگان برتر لوح تقدير اهدا گرديد و سپس در ايستگاه تحقيقات كشاورزي و دامپروري گلپايگان با حضور فرماندار محترم و جمعي از مسئولين ذيربط از استخر دو منظوره آن صيد نمايشي صورت پذيرفت.

 

شماره 28

 

جناب آقاي ياوري
نماينده محترم مردم گلپايگان و خوانسار در مجلس شواري اسلامي
سلام عليكم
احتراماً پيرو نامه شماره 44/69822  مورخ 84/6/19  در خصوص شروع عمليات اجرايي كنارگذر شرقي خوانسار و غربي گلپايگان، باستحضار ميرساند:
حسب اعلام اداره كل فني و امور مهندسان مشاور شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل وزارت متبوع، مطالعات مراحل اول و دوم كنارگذر شهرهاي مذكور در سالهاي اخير توسط مهندسين مشاور ره آزما انجام و به تصويب رسيده است و مقرر گرديد يكسري از نقشه هاي اجرايي كنارگذرهاي مذكور از سوي مشاور ذيربط به اداره كل راه و ترابري استان اصفهان تحويل داده شود تا اقدامات لازم به منظور تأمين اعتبار مورد نياز از محل منابع استاني جهت شروع عمليات اجرايي آن، انجام پذيرد.
بديهي است در صورت تأمين اعتبار مربوطه از سوي شوراي توسعه و برنامه ريزي استان و كميته برنامه ريزي شهرستان امكان آغاز عمليات اجرايي پروژه هاي مذكور فراهم خواهد گرديد.
عبدالرضا شريعتي كوه بناني
معاون امور مجلس و هماهنگي استانها
 

صداي مردم گلپايگان
به عنوان يكي از كساني كه در اين شهر و اين مملكت زندگي مي كنم بهتر است به عرض برسانم تا وقتي اكثر مردم شغل يك پزشك را و تخصص او را بعلت اينكه در وقت درد و مريضي مورد استفاده قرار مي گيرد بالاترين تخصص بدانند و فكر كنند يك جراح يعني همه چيز، بايد هم يك پزشك جراح براي چند دقيقه وقت خود يكصد هزار تومان يا بيشتر طلب كند اين باور بدين معنا مي باشد كه شما در هر كاري طرف مقابل در تگنا قرار داشته باشد جايز است به ميزان در تگنا قرار گرفتن طرف مقابل پول بگيريد و براي خود احترام كسب نمائيد و اين باور غلط است كه موجب اين گونه حركات مي باشد و ما در ايران محدود بتوانيم جراحي را پيدا كنيم كه اجرت كار خود را بر طبق قانون مشخص بگيرد چه برسد كه براي رضاي خدا بخواهد كار كند. ما بايد تعارف را كنار بگذاريم  و واقعيت را بگوئيم. چرا يك تكنسين معمولي دست يك بچه را گچ مي گيرد براي 10 دقيقه وقت خود بايد پانزده هزار تومان بگيرد چون شما در حالتي نيستيد كه بتوانيد چانه زني كنيد نه وقتي داريد نه روحيه اي ، تازه بايد متشكر هم باشيد.
يعني پزشكي  كه با امكانات اين مملكت و اين مردم تخصصي گرفته است مي تواند براحتي بگويد به من مربوط نيست
اين را هم بدانيد اين كشور ما نيست كه جراح دارد در كشورهاي كه ما داعيّه داريم از آنها بهتر هستيم آنها كه رفته اند مي گويند درآمد يك جراح با آن تخصص هاي بالا درآمد يك جراح است نه يك تجارتخانه بزرگ
مردم آگاه ، آيا ديگران كه در يك كار غيرپزشكي تخصص دارند زحمت نكشيدند. پزشك جراحي كه يك عمل جراحي را با موفقيت انجام مي دهد مديون صنعتگري است كه تجهيزات فني پيشرفته را براي كار او آماده كرده اما بعضي فقط و فقط پزشك را قدر مي دانند و بس ، در صورتي كه تمام تخصص هاي مورد نياز مردم بايد ارج نهاده شود و اين بي هنري است كه بايد بي ارج  باشد.
جراحاني هم كه در حرفه خود اين گونه اند بدون تعارف بدانند با مردم مستأصل تجارت نكنند اگر ما با هم تعارف داريم خداوند با كسي تعارف ندارد.
مسعود صحت (امضاء محفوظ)
 

 

»كم خوني فقرآهن‌«
آهن چيست؟
آهن يك ماده مغذي مورد نياز براي ادامه حيات است.
آهن اساسي ترين ماده اوليه براي ساختن گلبولهاي قرمز خون است.
نقش گلبولهاي قرمز خون انتقال اكسيژن به سلولهاي بدن است.

كمبود آهن و كم خوني فقرآهن چيست؟
چنانچه براي ساختن گلبولهاي قرمز خون، آهن به مقدار كافي در دسترس نباشد، ابتدا فرد از ذخائر آهن بدن خود استفاده مي كند و زمانيكه كمبود آهن ادامه يابد، ذخائر بدن تخليه مي شود و كم خوني فقرآهن بروز مي كند.

چه عواملي موجب كمبود آهن و كم خوني فقرآهن مي شود؟
- كمبود آهن در رژيم غذايي روزانه
-پايين بودن جذب آهن رژيم غذايي (غذاهاي گياهي مثل حبوبات و سبزي ها)
- افزايش نياز بدن به آهن در بارداري و رشد (كودكي و نوجواني)
- عادات و الگوهاي نامناسب غذايي مانند مصرف چاي همراه با غذا يا بلافاصله بعد از غذا (كاهش جذب آهن به مقدار زياد) يا استفاده از نانهايي كه در تهيه آنها از جوش شيرين استفاده شده است.
- شروع نكردن به موقع تغذيه تكميلي كودكان يا نامناسب بودن آن.
- تخليه ذخائر آهن در بدن زنان به علت بارداريهاي مكرر و با فاصله كمتر از 3 سال.
-ابتلا به آلودگي هاي انگلي و بيماريهاي عفوني.
-دفع زياد آهن در دختران و زنان.

علائم ابتلا به كم خوني فقرآهن:
-رنگ پريدگي زبان و مخاط داخل لب و پلك چشم
- خستگي زودرس
-بي تفاوتي
- سرگيجه و سردرد
-خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دست و پاها
-حالت تهوع
- در كم خونيهاي شديد گودشدن روي ناخن

راههاي اساسي براي پيشگيري از كم خوني فقرآهن:
- استفاده از موادغذايي آهن دار مثل گوشت قرمز، مرغ، ماهي، تخم مرغ و سبزي ها مثل جعفري، اسفناج و حبوبات مثل عدس و لوبيا در برنامه غذايي روزانه.
- همراه با غذا سالاد شامل: گوجه فرنگي، كاهو، كلم، فلفل سبز دلمه اي و سبزي هاي تازه و بعد از غذا ميوه هاي حاوي ويتامين ث خصوصاً مركبات استفاده كنيد.
- استفاده از انواع خشكبار مثل توت خشك، برگه آلو، انجير خشك و كشمش كه منابع خوبي از آهن هستند به عنوان ميان وعده در برنامه غذايي كودكان و نوجوانان.
-از نوشيدن چاي يك ساعت قبل و 2-1 ساعت بعد از صرف غذا خودداري كنيد.
- استفاده نانوايان از خمير ورآمده جهت تهيه نان، چون ناني كه با خمير ورنيامده و جوش شيرين تهيه شده باشد، جذب آهن را كاهش مي دهد.
- اضافه كردن حتي مقدار كمي گوشت به غذاهاي گياهي جذب آهن را افزايش مي دهد.
- از غلات و حبوبات جوانه زده استفاده كنيد.
- از توالتهاي بهداشتي و آب سالم استفاده كنيد.
- سبزي ها را كاملاً شسته و ضد عفوني كنيد.
- دستها را قبل از تهيه و مصرف غذا با آب و صابون بشوئيد.
سپيده غياثي  كارشناس علوم و صنايع

خداحافظي با ماه رمضان         شاعر حاج غلامرضا سازگار(ميثم) جلد سوم نخل ميثم ص 557
بيا تا بناليم مانند ني دريغا كه ماه خدا گشت طي
دريغا كه طي شد مه عشق و شور  مه روزه ماه دعا ماه نور
الا اي مه عفو رب<>ّ و دود  چه دير آمدي و چه رفتي تو زود
خداحافظ اي ماه راز نياز       خداحافظ اي هر دمت دل نواز
خداحافظ اي محفل وصل يار     خداحافظ اي ماه پروردگار
خداحافظ اي سربسر شور و حال   خداحافظ اي لحظه هاي وصال
خداحافظ اي ماه كامل شده    كتاب خدا در تو نازل شده
خداحافظ اي فيض احياي قدر     خداحافظ اي اشك شبهاي قدر
خداحافظ اي از تو دل منجلي    خداحافظ اي گريه هاي علي
خداحافظ اي ماه بيدارها      خداحافظ اي شوق ديدارها
خداحافظ اي محفل قرب يار     مه ميهماني پروردگار
خداحافظ اي ماه مولا علي    كه بگذشته هر لحظه ات با علي
خداحافظ اي وصل حق يافته  خداحافظ اي فرق بشكافته
خداحافظ اي چهره ي لاله گون    خداحافظ اي صورت غرقه خون
خداحافظ اي در دلت آه ها     خداحافظ اي نخل ها چاهها
خداحافظ اي داغدار علي     خداحافظ اي بيقرار علي
خداحافظ اي مرد عشق و سجود     خداحافظ اي ناشناس وجود
خداحافظ اي ناله ات دردناك     شبانه تنت رفته در زير خاك
خداحافظ اي شمع غم خانه ها   خداحافظ اي ماه ويرانه ها
خداحافظ اي بيكسان را حبيب    خداحافظ اي بين مردم غريب
الهي به سوز درون علي     به ماه صيام و به خون علي
گناهان ما را سراسر ببخش     به احمد به زهرا به حيدر ببخش

 »آمديم ابرويش را درست كنيم زديم چشمش را هم كور كرديم «
راستش را بخواهيد با نوشتن و نامه نگاري زياد ميانه اي نداريم امّا چه كنيم كه استخوان لاي زخم همچنان باقي است حتماً مي پرسيد كدام استخوان؟ كدام زخم؟ بگذريم ، واقعيت اين است كه نمي دانيم كداميك از مسئولين محترم شهر با هماهنگي بعضي از ديگر مسئولين ، اقدام به بستن ورودي شهرك صنعتي سايپا به وسيله گارد ريل (در راستاي پاسداشت زبان فارسي بنويسيد نرده محافظ ) كردند. از زحمات عزيزاني كه اين كار را در راستاي صيانت از جان كارگران و اقشار زحمتكش اين مجموعه صنعتي به انجام رساندند تشكر و قدرداني ميگردد. امّا مسئولين محترم، آيا با وجود اينكه هر روز مناره قديمي شهرمان را مي بينيم و اين ضرب المثل قديمي را كه (اوّل چاه را بكن بعد مناره را بدزد) را فراموش كرده ايم؟ آيا صحيح است قبل از اقدام به ايجاد باند كند رو به صورت اصولي و عملي، راه قبلي را كه كم خطرتر از راه جديد بود را مسدود كرد؟ آيا صحيح است كه زمينه ايجاد تخلفات رانندگي را به وجود آورد؟ به راستي بعد از اينكه يكي از همشهريان وظيفه شناس اقدام به درج مشكل ورودي شهرك سايپا  در هفته نامه صداي گلپايگان كرد خوشحال شديم كه اين معضل به طور اساسي برطرف گردد. امّا پس از چند روز ما مانديم و يك افسوس، چرا كه تنها اقدام انجام شده چند كپه خاك بود كه توسط يك لودر مربوط به ..... در بعضي از نقاط بين دو لاين (معادل فارسي اش را نمي دانيم)، جاده ريخته شد و نه از آسفالت خبري شد و نه از اقدامي اساسي، لذا با عنايت به اينكه ممكن است در چند روز آينده تنها كارخانه آسفالت اين شهر به دليل فصل سرما تعطيل گردد و يا اتفاق ناگواري براي يكي از فرزندان اين شهر به وجود آيد از مسئولين محترم تقاضاي حل عاجل اين مورد را داريم.
جمعي از پرسنل شاغل در مجموعه صنعتي سايپا

سخنان مهدس ياوري در جلسه كلنگ زني اتوبان گلپايگان - موته
ابتدا تشكر مي كنم از همه دوستان و همشهريان عزيز، بزرگان، مسئولين ادارات از جناب آقاي حسن نيا و همراهان ايشان كه لطف كردند از اصفهان تشريف آوردند. آقاي فرماندار عزيز و همكارانشان كه در همه زمينه ها  زحمت كشيدند و پيگيري نمودند و يا حالا فارغ از مسائل سياسي اگر بخواهيم در فرمانداران استان اصفهان (اين نظر من است). نمره بدهيم آقاي فرقاني جزو اولين هاست وجداناً و اميدواريم كه موفق باشيد و ما بيشتر بتوانيم از خدماتشان و تلاششان استفاده كنيم و خودشان و خانواده شان در پناه مولا باشند انشاءالله گلپايگان ما، جناب آقاي حسن نيا عليرغم پتانسيل ها و ظرفيتهائي كه داشتيم يك شهر عقب افتاده اي باقي مانده و عقب افتادگي آن يك مقداري اش تقصير اين مسئولين داخلي و مردم شهرستان هست و بخشي اش هم كم توجهي هائي است كه در طي دوران از طريق اصفهان و مركز شده است.
من اول مسئولين و مردم داخلي را گفتم چون حقيقتاً اينجوري است و آن همبستگي قوي كه لازم هست بين مردم و نماينده فرماندار و مسئولين باشد كم تحقق افتاده است اصلاً حضرت عباسي قصد اينكه از كسي انتقاد كنيم يا از كسي كه گذشته است يا آينده مي خواهد بيايد بد بگوئيم من واقعيت ها را دارم مي گويم متأسفانه دستها در دست هم نبوده است يك كارهاي عجيب و غريبي بعضي وقتها انجام شده است در اين مدت ما سعي كرديم اصلاً جو سياسي را وارد كارهايمان نكنيم واقعاً آقاي فرقاني اينجا بهترين شاهد هست و خود شما كه بنده به عنوان نماينده مردم خوب اين منطقه مطلقاً در هيچ فكري نيستيم غير اينكه خدمتي به شهرستان و مملكتمان بشود مطلقاً يعني حضرت عباسي اين فرمانداري كه الان روبروي من نشسته است اگر يك وقت احساس كرده است من سفارش يك كسي يا يك گروهي و يا مردم يك آبادي را بيشتر از ساير جاها كردم مديون باشد اگر يك وقت بلند نشود و اعلام نكند يعني خوانسار، دهات خوانسار، گلپايگان، گوگد، گلشهر و همه و همه به چشم ما يك معني دارند و يك دارند و ما خدمتگذار همه مردم منطقه هستيم و به اين خدمتگذاري هم افتخار مي كنيم لازم هم نداريم كه در شهرستان از ما تشكر بشود ولي لازم داريم كه درك بشويم.
اين فرموده بزرگان و قرآن هست كه اگر بشر توجه نكند به نعماتي كه اطرافش هستند خدا بدش مي آيد ما خيلي خالصانه آمديم جلو دنبال هيچ چيز نيستيم داريم پيگيري هايمان را هم  مي كنيم عليرغم شيطنتهائي كه گاهي مي شنويم و رد مي شويم ما بايد از تقدير كنيم تو استان اصفهان خيلي زحمت كشيدند يعني بنده هم اگر در جاي استاندار بخواهم تصميم بگيرم آقاي حسن نيا را به عنوان مدير نمونه اعلام مي كنيم ولي حضرت عباسي اين مدير نمونه عزيز كه من از 16 سال پيش به ايشان ارادت دارم اين به زمان نمايندگي من بر نمي گردد به زماني كه من در هرمزگان بودم و ايشان هم آنجا تشريف داشتند آن كاري كه در گلپايگان و خوانسار كم شده است را ايشان مي خواهد تا اصفهان هست جبرانش كند يعني من اعتقادم اين است اين دو سالي كه من خدمت شما هستم اينجا را با يك سرعتي به جلو ببرد كه برسيم به ساير نقاط استان، پريروز آقاي احمدي نژاد رفتند استان خراسان جنوبي، هئيت دولت را بردند كه مثلاً استان خراسان جنوبي محرومترين استان كشور بود ما جائي به نام مشهد مقدس تر در ايران نداريم مشهد مركز استان خراسان بزرگ بوده ولي مشهد كه امام رضا در آن دفن است و علماي بزرگواري در آن هستند حق اطراف را خوردند و اين خراسان جنوبي بيشتر از 200 روستايش راه نداشتند تا حالا و اينكه من قبلاً به شما مي گفتم هنوز پانصد تا آبادي داريم در كشورمان اين را با دقت مي گفتم كه جاده ندارند كه با قاطر بايد بري و بيايي كه اين را شما حالا ملاحظه كرديد در سفر رئيس جمهور معلوم شد پس هميشه ماهي هاي بزرگ، ماهي هاي كوچك را مي خورند اصفهان هم يك خورده اين تضعيع حق را نسبت به شهرستان هايش كرده است ضمن ارادتي كه من به استاندار قبلي از صميم قلب داشتم و استاندار جديد هم دارم بخصوص حالا كه ايشان تازه شروع كردند آقاي حسيني اين اواخر به خصوص خيلي محبت نسبت به گلپايگان و خوانسار داشتند من تشكر مي كنم انشاءالله هر جا هست موفق باشد معذالك آن مجموعه ي استان اصفهان حق اين شهرهاي اطراف را خوب نمي دهند و حالا جالب است بدانيد الآن آقاي بختياري كه استاندار شده است خوشبختانه اصفهاني نيست من عذر مي خواهم آقاي فرقاني من اين را مي گويم ببينيد فردا روز اين را من نمي توانم بگويم و گلايه كنم كه يك اصفهاني آمده است استاندار شد و حق گلپايگان و خوانسار را خورد يا كم داد ما طي كرديم با اين استاندار جديد 6،5 ساعت با او حرف زديم خيلي چيزها را طي كرديم و اميدواريم كه ايشان موفق باشند و آينده استان مان و شهرستانهامون رو به بهبود باشند و البته اين حق هم هست كه من اينجا بگويم كه كل استان اصفهان حقش تضعيع شده است الان نه آقاي حسيني اينجا هست و نه آقاي بختياري، استان اصفهان سال گذشته تحقق بودجه هايش در حد 28درصد بوده است در حالي كه ما استانهائي داشتيم كه 110درصد هم بوده است يعني اگر پانصد ميليون تومان بودجه كه براي استان اصفهان مشخص كرده بوديم صد ميليون تومانش تحقق پيدا كرده است باقي اش را ندادند كه حالا اينها پيچيده است مسائل است كه ما مي دهيم انشاءالله اين تبعيض را از اصفهان برداريم كه اصفهان نشود بنده چون خدمتگذار و نماينده شما هستم و اين چيزهائي را كه آقاي فرقاني گفت را مجبورم يعني هايش را دوباره تكرار كنم لااقل شما بدانيد كه شما خودتان را مديون من كه نماينده شما هستم نكنيد ما اكيداً پيگير قضايا هستيم من مجدداً از آقاي فرقاني، ما دو تا فرماندار داريم آن فرماندارمان هم مرد زحمت كشي است ولي وجداناً آقاي فرقاني خيلي كفه اش سنگين تر است مثلاً يك روز كه بلند مي شود مي آيد تهران وجداناً هم خودش را عاجز مي كند هم من را و هم آنهائي را كه ما مي رويم پهلويشان ده بار، يازده بار جلسه و صميمانه رو مي زنيم خواهش مي كنيم كوچكي مي كنيم بلكه انشاءالله يك كاري براي مردم انجام بشود در مورد راه هم خيلي تلاش كرديم فقط من نامه هائي كه آقاي مهندس حسن نيا، به امضاءبنده آقاي فرقاني و آقاي حسيني استاندار سابق اصفهان در رابطه با اتوبان گلپايگان - بزرگراه اصفهان شده است بيش از 200 برگ مي شود كه من همه اش را دادم نمي شود اينها را همه بدهم در روزنامه بنويسند آقاي رحمتي وزير راه و ترابري قبل از رأي آوردنش در زمان آقاي خاتمي من قول گرفتم و گفتم قسم بچه هايت را بخور كه اين راه را درست كني چون روزي يكي و نصفي آدم در آن كشته شده و همين چند روز پيش ايشان كه آمده بودند كه اعتبارنامه شان را گرفتند قول دادند اتفاقاً نوشتن اطلاعات آن حادثه اي كه 5 نفر در آن مرده بودند را اطلاعات اصفهان در پوشه محرمانه اي كه در اختيار ما قرار داده بود من آنرا بردم و دادم خدمت آقاي رحمتي، گفتم نگاه كنيد اين را انداختند پشت گوش دوباره 5 نفر مردند و يعني پنج تا خانواده بي سرپرست شدند يعني حالا فساد زياد شد يعني بيچارگي زياد شد يعني زن بيوه ها زياد شدند يعني چي مي خواهي جواب بدهيد فرداي آخرت؟ گفت: به جان بچه ام ، ياوري اين را مي گذاريم در بودجه دست از سرم بردار، يعني 98 درصد انشاءا... اعتبار اتوبان گلپايگان به دو راهي بزرگراه اصفهان را اميدواريم كه در سال 85 داشته باشيم ما يك پيگيريهائي اين مدت كرديم با راهنمائيهاي آقاي حسن نيا پيگيرهاي آقاي فرقاني و بعضي از دوستان خوانساري كه جا دارد از آنها هم تشكر كنيم دو تا ، صد ميليون تومان براي اين دو شهر گرفتيم براي نقاط حادثه خيز كه جا دارد من اينجا از آقاي حسن نيا تشكر كنم را شروع مي كنيم به ياري پرودگار به آخر هم مي رسانيم خوانسار را هم با همين صد ميليون تومانشان يك كارهاي ديگري مي كنند كنارگذر شرقي خوانسار، شما مي دانيد وقتي وصل بشود وقتي يك آمبولانس يك مريض درونش بود تا اينجا مي مرد خوانسار بن بست بود كه دارد خارج مي شود راه د‌<ُر به خونداب را آقاي حسن نيا انشاءالله امسال اين قسمت گلپايگان را تمام مي كنند براي سال ديگر آن قسمت نجف آباد را برايش بودجه گذاشته اند يعني به ياري پروردگار سال ديگر اين وقتها تانكرها و اتوبوس ها ماشين هاي سواري راحت از جاده دُر و خونداب به اصفهان رفت و آمد مي كنند. جاده دُر و خونداب در زمستان يخ نمي زند ولي جاده رحمت آباد تا 25 درجه زير صفر هم مي رود و يخ مي زند ولي جاده دُر- خونداب مسطح و خوب است و مورد ديگر كه من در حال پيگيري آن هستم كمربندي غربي گلپايگان هست يعني در باطن جاده از خمين شروع مي شود و از پشت ركابدار و سروباطان(ابلولان و پشت پارك جنگلي) به جاده خوانسار مي خورد از آنجا از مسير جاده سپهبد بختيار به جاده رباط سرخ متصل شود و همه روستاها و گوگد وگلشهر همه به يك جاده مشترك پيدا مي كنند و منطقه توسعه پيدا مي كند آن جاده اتوبان وانشان هم كشيده مي شود به قودجان و تيدجان و پشت دانشگاه خوانسار درمي آيد و متصل به جاده داران مي گردد. وي با اشاره به اينكه يكي از آرزوهاي مردم شهرهاي گلپايگان، خوانسار و دگر شهرهاي اطراف اين بود كه يك زماني اين جاده ها اتوبان بشود و همچنين با يادآوري حادثه تصادف سال گذشته در جاده گلپايگان - حومه كه بر اثر آن چند تن از هموطنان كشته شدند گفت: اميدواريم خدا به حق خون به زمين ريخته شده آن عزيزان و دردسر و محروميتي كه براي خانواده آنان ايجاد شد به ما كمك كند زودتر اين كار را بكنيم و خانواده هايشان فكر نكنند كه ما يكساعت از فكر اين مسئله بيرون رفتيم مهندس ياوري در ادامه گفت: جاده هاي روستائي هم اميدواريم كه هر چه زودتر ترميم بشوند و مثل چندتائي كه تاكنون مرمت شدند مثل »شيدآباد و وارنيان« كه وضعيت بدي داشتند كه از زمان آقاي محمودي قرار بود ترميم بشود و تا حالا طول كشيد وي در ادامه گفت: يك تشكر ديگري كه من از آقاي حسن نيا دارم انتصاب آقاي اختري براي مديريت راه و ترابري گلپايگان و خوانسار است. كه جوان با خانواده با شخصيت و معادل خانواده اش و شخصيتش و تحصيلاتش ما از ايشان انتظار داريم انشاءالله اين خورده كاريها كه مردم را خوشحال مي كند را بدون اينكه حتي ما بگوئيم خودش انشاءالله پيگيري كند و انجام بدهد از جمله اين راه هائي كه آقاي فرماندار گفتند. فرض كنيد جاده روستا را ، حالا آسفالت هم كه مي شود اگر عمودي به جاده اصلي وصل بشود تصادف مي شود موتوري ها زير ماشين مي روند، مردم بيخودي از دست نيروي انتظامي و دهداري مثلاً شاكي مي شوند در حالي كه اينها گناهي ندارند و اين بي احتياطي بوده كه در طراحي جاده شده است و باز آن بي احتياطي را آن فرد راننده كرده است و اينها را بايد توجه كنيم وي در ادامه گفت: بيمارستان الان در يك وضعيت نسبتاً آبرومندي است و اورژانسش نزديك به صحن بيمارستان نيست كه آقاي دكتر رستمي دارند پيگيري مي كنند مجوز چهار آمبولانس از وزارتخانه گرفته شده كه تاكنون دوتاي آن يكي به گلپايگان و يكي به خوانسار تحويل شده و دوتاي باقيمانده را پيگيري مي كنم كه بگيريم خوشبختانه در حال ترخيص هستند ما در همه جهات در حال پيگيري هستيم نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي در ادامه گفت: يكي از آرزوهاي مردم اصلاح وضعيت آب منطقه بود. مي دانيد كه يك سد كوچك در آنچه به وسيله آب منطقه اي اصفهان زده اند و بدليل اينكه آبي كه مي بايست به سد گلپايگان بيايد، نمي آمد و من پيگير آن بودم و در نشريه صداي گلپايگان هم جهت اطلاع مردم چاپ گرديد كه مردم بدانند ما نسبت به اين موضوعات حساس هستيم و همچنين سد كوچري را گفتيم كه ساختنش را جلو بياندازند با وزير جديد نيرو بشدت برخورد كردم من بدون اينكه بتواند مقاومت بكند و اگر لازم باشد استيضاح هم مي كنيم و اخيراً هم كه ايشان خدمت آيات عظام و از جمله حضرت آيت الله صافي رسيده بودند كه اين آب سرشاخه هاي دز را و كوچري را و انتقال آب به قم و اينها را به جلو بياندازند و ايشان حتماً آنجا هم تنبه شده است و توجه مي كند. وي ادامه داد: شهر گلپايگان خيلي كثيف است يكي از كارهائي كه شهر داريهاي و شوراها بايد بكنند پولسازي است ما مي دانيم كه وضعيت مردمان از نظر مالي زياد خوب نيست ولي اگر هي بگوئيم مردم فقيرند و گناه دارند و پول از آنها نگيريم و خرجشان نكنيم يك كاري را كه امسال به ده هزار تومان مي شود بكنيم 5 سال ديگر با پانصدهزار تومان هم نمي شود بكنيم پس هر چه زودتر اين پولها را بدهند بهتر است مي دانيد كه حضرت علي چه تعريفي از ثروت كرده است امام علي (ع) فرمود ثروت آن مقدارش خوب است كه از آدم جدا مي شود اي پولدارهاي گلپايگان اي بزرگان اي كساني كه پولدارهاي گلپايگان را مي شناسيد بگوئيد يك خورده دست در جيبشان كنند به خاطر رضاي خدا، من پريروز دعوت شدم خوانسار كه يك سالن ورزشي افتتاح كنيم يك خوانساري 1/5 ميليارد تومان براي ساخت يك دبيرستان دخترانه شبانه روزي و يك سالن ساخته است كه همه از ايشان تشكر كردند فرماندار خوانسار گفت من دستتان را مي بوسم شهردار گفت دستتان را مي بوسم امام جمعه همين را گفت، من گفتم ما امروز آمديم از يك كساني تشكر كنيم كه احتياج به تشكر ندارند اينها بالاتر از اين حرفها هستند اگر حاج حسين معيني يك كمكي به بيمارستان مي كند و يا يك خيري مشابه ايشان، اينها كه احتياج به تشكر من ندارند اينها معامله با خدا دارند مي كنند گفتم من امروز مي خواهم از زنهاي شما تشكر كنم چقدر اينها زنهايشان خانمهاي محترمي هستند خوش به حال شما مردها با اين زنهايتان و خوش به حال شما زنها با اين شوهرهايتان او برادر من و آن هم خواهر من است زن مي خواهد كه اجازه دهد كه شوهرش يك ميليارد و نيم تومان بگذارد براي ساخت مدرسه خيلي زنها هستند كه اگر شوهرانشان سوپر ميلياردرهم باشند از طلا و جواهر سير نمي شوند، و از مسافرت دبي و اروپا و جاهاي ديگر، وجود مي خواهد كه آدم پولش را در راه مردم بدهد اي گلپايگانيها اين فرهنگستان را تقويت كنيد. پل آجري را شهرداري مي خواهد درست كند، شهردار و شورا و فرماندار هم خودشان را گِل گرفتند البته باز هم من تشكر مي كنم هم از شورا و هم شهرداري بخصوص آقاي فرماندار، خود من هم يك خورده تلاش كردم از اين و رو آن رو كه مقدار برايشان پول بگيرم. گفتيم بابا شروع كنيد وقتي شروع شد بالاخره آقاي مهندس شمس دوباره مي آيد و كمك مي كند چنانكه اخيراً دوباره يك چيزي داده اند و انشاء الله تمام مي شود چهار تا خير هم كه ببينند شما داريد پل را درست مي كنيد دست در جيبشان ميكند ما بايد اين شهر را يك خورده وضعش را اصلاح كنيم و همينجا من مي خواستم از مردم كه يك مقدار گذشت داشته باشند جاده اي كه دارند درستش مي كنند به جاي كمك هر روز بلند نشويد برويد دادگستري و چوب لاي چرخ اداره راه و ترابري بگذاريد اين جاده درست بشود اگر چهار نفر نميرند خيلي صواب دارد اينجا جا دارد اينجا جا دارد من از شهرداري و شوراي محترم گوگد تشكر كنم ما براي آن پيچ سرميدان نزديك بيمارستان آيت الله العظمي گلپايگاني را درست كنيم 20 ميليون تومان هزينه كرديم تا اين پيچ را درستش كرديم كه پيچ خطرناكي و بدي بود و همچنين در رابطه با جاده گلپايگان - گوگد جنب پارك كه امروز صورت جلسه شد تشكر مي كنم وي در ادامه از راه اندازي مهمانسراي شهرستان تشكر و قدرداني نمود و در ادامه گفت: اگر ما كمربندي غربي مان به همت آقاي حسن نيا بتوانيم كلنگ آن را بزنيم و با كمك شهرداري ارتباطات مركز شهر را با اين كمربندي برقرار بكنيم گلپايگان يواش، يواش يك سرو شكلي پيدا مي كند شهردار محترم و رئيس شوراي گلپايگان در دادن مجوز ساخت و سازها دقت كنند شهر ما خيلي عقب افتاده است و بدفرم است شما را به خدا يك خورده دقت كنيد وي در ادامه خطاب به شورا و شهردار گلشهر گفت: بالاخره اين چهار روستا، شهر شده است اين طويله و انبارها و خانه هاي قديمي كه در معبر اصلي پيداست را تخريب كنيد اين مكانها محل معتادها و محل هزارجور جرم و اسكان جانور، زشت و زننده است و كلاس كار را پايين مي آورد كه هم در سطح گلپايگان و گوگد و بخصوص در گلشهر زياد به چشم مي خورد. مهندس ياوري در ادامه خطاب به شورا و شهرداري گلپايگان گفت: درآمد شهرداري گلپايگان و خوانسار متأسفانه برابر است جمعيت گلپايگان 3 برابر خوانسار است و اين ننگ است براي گلپايگان اين ننگ را بايد پاكش كنيم           
    
    
                  


»كشفيات و دستگيري هاي اخير توسط پليس شهرستان گلپايگان«
كشف و دستگيري عامل سرقت ماهي از استخر   شركت اشتراك: برابر مراجعه فردي به كلانتري اظهار نمود كه مقدار 30 كيلوگرم ماهي از استخر شركت اشتراك واقع در جاده خمين به سرقت رفته كه عوامل كلانتري در محل حاضر و طي بررسي و تحقيقات به عمل آمده، سارق مذبور شناسايي و دستگير گرديد كه طي بازجويي هاي به عمل آمده از وي ، نامبرده به سرقت 30 كيلو ماهي اعتراف نمود كه وي به همراه پرونده ي متشكله تحويل مراجع قضايي گرديد.
 دستگيري دو نفر سارق موتورسيكلت: برابر اقدامات و بررسي هاي به عمل آمده توسط پليس شهرستان دو نفر سارق موتورسيكلت شناسايي و دستگير گرديدند كه طي بازجويي هاي اوليه اعتراف به سرقت 3 دستگاه موتورسيكلت از شهر خمين نمودند و موتورسيكلت هاي مذبور را پس از سرقت به گلپايگان انتقال داده و آنها را اوراق كرده و به فروش مي رساندند در اين مورد پرونده تشكيل و هنوز تحت بررسي مي باشد.
دستگيري فرد سارق و كلاهبردار: برابر تحقيقات و بررسي هاي گسترده عوامل آگاهي شهرستان موفق به شناسايي و دستگيري فرد سارق و كلاهبرداري گرديدند كه طي بازجويي هاي عملي و پليسي     نامبرده اعتراف به چندين فقره سرقت و كلاهبرداري شامل سرقت چندين گوشي موبايل، سرقت پول نقد از بستگان، سرقت طلاجات و سرقت موتورسيكلت نموده است لازم به ذكر مي باشد اكثر سرقتهاي اعترافي در قالب كلاهبرداري صورت گرفته است مثلاً سرقت موبايل بدين صورت بوده كه سارق تحت عنوان مسافر سوار اتومبيل مي گرديده و در هنگام پياده شدن، موبايل راننده را جهت تماس با اقدام اخذ و طي يك اقدام ماهرانه متواري مي گرديده است و به همين صورت و تحت همين عنوان اقدام به سرقت پول نقد نيز مي نموده است لذا لازم به تذكر مي باشد كه شهروندان عزيز بخصوص تاكسيرانان و رانندگان آژانس از تحويل گوشي موبايل خود به مسافراني كه ناشناس مي باشند خودداري نموده و از گذاشتن پول نقد زياد در داخل اتومبيل بخصوص داشبورت به شدت پرهيز نمايند.
فرمانده انتظامي شهرستان گلپايگان - اجتماعي و ارشاد

»آموزش همگاني پليس«
با توجه به اينكه يكي از عوامل مهم در موفقيت پليس در پيشگيري و كشف انواع جرايم و دستگيري مجرمين و خلافكاران، همكاري و تعامل شهروندان در زمينه ي اطلاع رساني و دادن اخبار صحيح به پليس مي باشد لذا لازم مي باشد شهروندان، ارتباط گرم و نزديكي با پليس شهر خود داشته باشند و همواره اين نيروي خدمتگذار را در اجراي وظايف پشتيباني نمايند، شايد بسياري از شهروندان بگويند آخر چگونه؟؟ شما شهروندان عزيز در هنگام مشاهده و اطلاع در موارد ذكر شده ذيل مي توانيد سريعاً با شماره تلفن 110 تماس بگيريد و به پليس اطلاع دهيد:
1- در صورتي كه مشاهده مي كنيد در محل، فردي غريبه و مشكوك اقدام به اسباب كشي منزل و انتقال اسباب منزل به بيرون از محل مي نمايد.
2- هنگامي كه مشاهده مي كنيد افرادي غريبه در محل شما بي دليل رفت و آمد مي نمايند و به بهانه هاي مختلف مثل پرسيدن آدرس، زنگ منازل را مي زنند.
3- در صورت مشاهده فرد يا افراد غريبه اي كه در محل اقدام به دستكاري اتومبيل و با موتورسيكلت پارك شده مي نمايند و بي جهت اطراف اتومبيل ها پرسه مي زنند.
4- در صورت مشاهده افراد غريبه و مشكوكي كه تحت عنوان دست فروش، فالگير، نان خشكي و ... به منازل مراجعه مي نمايند.
5- در صورت هر گونه اطلاع از خريد و فروش و استعمال مواد مخدر در محل و يا مكان خاص.
6- اطلاع از محل فروش و اختفاي قرص هاي روانگردان و شادي آور (اكستازي)
7- هر گونه اخبار و اطلاعات از برپايي مراسم لهو و لعب و پارتي هاي شبانه و روابط نامشروع و اعمال خلاف شرع.
8- هر گونه اطلاع از پاتوق و مخفيگاه پخش كنندگان و فروشندگان مشروبات الكلي و سي دي هاي مبتذل و غير مجاز.
9- هر گونه اطلاع از خريد و فروش اجناس و اقلام دست دوم و كار كرده مثل قالي، لوازم صوتي و تصويري در محل و خيابانها.
10- هر گونه اطلاع از مزاحمت اراذل و اوباش و افراد ولگرد و مزاحمين خياباني.
11- هر گونه اطلاع از اتومبيل هاي مشكوك كه فاقد پلاك و يا داراي پلاك مخدوش مي باشند كه در محل رفت و آمد مي نمايند.
»فرماندهي انتظامي شهرستان گلپايگان - اجتماعي و ارشاد«

شرح مختصري از زندگي استاد عباس سرمدي
تولد 1318 گلپايگان. تحصيلات ابتدايي و متوسطه در اين شهر تحصيلات ابتدا در دانشسراي عالي        رشته روانشناسي و ادبيات از سالهاي او دبيرستاني نوشتن مطالب را در نشريات آغاز كرد از سال 1340 جزو گروه شعراي محله پرداز راديو بود و به اتفاق اخوان ثالث و اسدالله شهرياري و نواب صفا و بخشي خوانساري در اين برنامه شركت داشت. در سال 1343 اولين اثر شعري خود را به نام يادگار فراهم كرد و نمونه هاي شعر نو را انتشارات آسيا از وي منتشر كرد از سال 1342 دبير دبيرستان ها و مراكز عالي كرمانشاه شد و از سال 1342 به اتفاق اصغر واقدي دست به انتشار روزنامه ادبي زد كه شماره دوم آن توقيف شد وي از همين سال كار روي شاهنامه را شروع كرد كه اين مجموعه پس از 24 سال در هشت جلد فراهم شد و در سال 1369 به مناسبت هزار شاهنامه توسط انتشارات آستان قدس بخشي از آن منتشر شد و اكنون ناياب است تصحيح ديوان خواجه و خمسه نظامي كه يكي توسط مركز كرمان شناسي و يكي انجمن خوشنويسان منتشر شده از كارهاي وي است. علاوه بر آن از سال 1350 كه براي ادامه تحصيل كارشناسي ارشد آمده بود فعاليت خود را با نشريات بيشتر كرد و مقالات وي در فصلنامه پيام و بعداً فصلنامه پيمان و فصلنامه هنر به چاپ مي رسيد و پس از آن فصلنامه چليپا را منتشر كرد و انتشار نشريه در آستانه فردانه نيز از كارهاي وي است. از كارهاي بزرگ وي دانشنامه هنرمندان ايراني و جهاني اسلام است كه برنده كتاب سال معلم بوده است ديگر مجموعه شعر شورستان است. از نمايشنامه هاي وي غمنامه ي فرود و تهمينه و نوشدارو درباره ي شاهنامه است. از طرفي مجموعه شعرهاي محلي گلپايگاني و اصفهاني از آثار وي است كه موجب زنده شدن و ماندگاري گويش هاي محلي است. وي در قصه ي كودكان نيز از پيشگامان شيوه ي خاصي است كه از اين نوع آثار كتبي چند به چاپ رسيده است از جمله آثار تحقيقي  زير چاپ وي مي توان كتاب احمد ني ريزي بدايع نگار خط نسخ فارسي را نام برد. كتاب عرب زاده از تحقيقات وي است كه به دو زبان فارسي و انگليسي منتشر شده است. از كارهاي ماندگار كه نوزده سال عمر صرف آن شده است كتاب بزرگ دايره‌ المعارف ميراث داران هنر است و كار بسيار سهم وي تاريخ هنر ايرانيان است كه به زودي چاپ و وارد بازار مي شود مجموعه مقالات وي اثر ديگري است كه به چاپ مي رسد و فيلمنامه اسكندر هخامنشي و فيلمنامه »ايرانيان در زير سايه سيمرغ« از آثار ديگر وي است.            

در باره خط و خوش نويسي
خفيف: وقتي كه  قلم به باريكي و لاغري گراييده.
توقيع و رقاع: اين خط پس ازثلث به وجود آمد.
رقاع خطي است نرم كه حركت قلم  در گردش آن آزادتر از ثلث است در توقيع تقريباً تمام آن دور است.
غبار: اين خط را بدان جهت غبار گويند كه بسيار ريز و ضعيف نوشته مي شود.
از خط غبار در نامه اي كه مي نوشتند و بال كبوتران مي بستند استفاده مي كردند به همين دليل آن را قلم الجناح هم مي گفته اند.
مسلسل: سيماي اين خط نشانگر اين است كه پايه و اساس آن خط ثلث يا توقيع است.
خط نسخ: پس از گسترش فتوحات توسط اعراب، بغداد پايتخت اسلام و مركز دولت عرب قرار گرفت و خط بديع و منسوب آن شهر به سوي شرق و غرب انتشار يافت.
به مرور زمان خط به صورت فن و هنر درآمد كه نهاد و حقيقت آن جمال و زيبايي است و خطاط را هنرمند و فنان مي دانسته اند.
به همين دليل براي خط قواعدي وضع شد و اسلوبها شكل گرفت كه هدف از تمام آنها وصول به حد كامل زيبايي است.
در حدود قرن هفتم ايرانيان نوعي خوشنويسي براي خط پارسي بوجود آورند كه نام آن را تعليق گذاشتند.
تعليق: خط تعليق بر اساس حروف عربي به وجود آمده است. در حدود قرن 6 و7 هجري رواج داشته.
در طي قرون 7 و8  باز هم  بنا به احتياج به سهولت و تند نويسي در نوشتن و كثرت كتابت د ردربارها سبب گرديد قلمي جديدتر به وجود بيايد كه به صورت شكسته تعليق درآيد. كه ترسل ناميده شده است.
ديواني: خط ديواني صورتي از خط تعليق است كه چون مخصوص ديوان ها بوده آنرا خط ديواني ناميده اند.
اين خط تا سال 1342 ه.ق و انقراض آل عثمان بر اوج كمال بود و پس از آنكه خط تركي به لاتين تبديل شد مانند ساير خطوط اسلامي متروك شد ولي امروز در تمام ممالك عربي متداول مي باشد
ولي در ايران هيچگاه رونق نيافته است.
رقعه: سابقه اين خط با نمونه هاي موجود به سال 886 هجري مي رسد.
رقعه در حقيقت شكسته اي از خط نسخ است.
در ايران اين خط استعمال نمي شود فقط گاهي براي تنوع و تفنن به رشته تحرير درآمده است.     
 


عنواين مهم خبري در هفته گذشته
- رئيس جمهور در ادامه ي نطق دفاعيه از وزراي خويش گفت: توهين و افترا به رئيس جمهور جرمي محرز است.
- صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اولين نشست خود با خبرنگاران به انتخابات نهم رياست جمهوري نيز اشاره اي داشت وزير ارشاد به انتقادهايي كه به دولت احمدي نژاد مي شود نيز اشاره كرد:»...... به عنوان يك هشدار و توجه و تنبه عرض مي كنم به كساني كه به صورت بي گدار براي تخريب وجهه رئيس جمهور و دولتش از هر تلاش فروگذار نمي كنند مراقب باشند مبادا كه روزي ببينند رئيس جمهور و توده هاي ميليوني مردم قرارهايي را در جايي مي گذارند كه خبري از اين افراد نيست.«

- تأكيد مقام معظم رهبري بر حمايت از دولت و رئيس جمهور
- اولين سفر اروپايي خاتمي پس از رياست جمهوري براي شركت در كنفرانس در خصوص »اسلام در جهان چند قطبي « به وين شكل گرفت
- كنسرت شجريان در تهران از تاريخ 8 آذر تا 11 آذر براي 4 شب در تالار وزارت كشور
منابع: روزنامه هاي كثيرالانتشار


سلطنت رضاشاه (1305- 1320)
در شماره قبل به آنجا رسيديم كه سياستهاي رضاشاه در برابر عشاير چندان منطقي و قابل قبول نبوده چنان كه ايل بختياري را به همراه حكومت با ساير قوم هاي لر، عرب، قشقائيها و.... به جنگ و نفاق   واداشت و سپس خوانين و سرشناسان ايل بختياري را به وزارت جنگ و حكومت خراسان منصوب نمود.ولي اين پايان راه نبود چنانكه در سالهاي 1306- 1308 وقتي كه ارتش ديگر نيازي به افراد بختياري نداشت، رضاشاه رو در روي ياران پيشين خود ايستاد. و بين دو شاخه ايل بختياري يعني هفت لنگ و چهار لنگ تفرقه و دشمني افكند و سپس  به خلع سلاح هفت لنگ پرداخت و بعضي از آنها را اسكان داد، سركرده هايشان را به فروش اراضي به تجار محلي واداشت و سهم نفت آنان را مصادره كرد و هفده نفر از خوانين شان را از جمله سردار اسعد، اسير جنگ و سردار محتشم را به زندان انداخت. سپس رضاشاه از هفت لنگ كه فارغ گشت به خلع سلاح چهارلنگ مشغول گشته و آنها را تحت نظر ارتش قرار داد.
سياستي كه در برابر عشاير اتخاذ شد، با هدفي بلندمدت تبديل امپراتوري كثيرالملّه به دولتي يكپارچه با مردمان واحد، ملت واحد، زبان واحد، فرهنگ واحد، و اقتدار سياسي واحد ارتباط نزديك داشت. سواد فارسي با توسعه مدارس دولتي، بوروكراسي دولتي، دادگاههاي مدني، و ارتباطات جمعي، توسط حكومت افزايش يافت. رضاشاه، كاپيتولاسيون قرن سيزدهم را كه اروپاييان را خارج از حوزه ي قضايي كشور قرار مي داد، ملغي ساخت. امتياز چاپ اسكناس را از بانك شاهي كه در مالكيت انگليس بود، به بانك ملي ايران كه جديداً تأسيس كرده بود، انتقال داد. با اين حال، او در يك زمينه ي مهم، يعني كاستن از نفوذ شديد شركت نفت ايران و انگليس توفيق نيافت. اگر چه وي در سال 1932(1311) ناگهان امتياز نامطلوب دارسي را لغو كرد، يك سال بعد عقب نشست و براي جلوگيري از مصادره ي دارايي هاي خارجي ايران، قراردادي همان قدر نامطلوب را امضاء كرد.
رضاشاه پس از سفر به تركيه و آشنايي و ديدار مصطفي كمال در آنجا به مبارزه اي مشابه مشغول شد، مؤسسات آموزشي بويژه دانشگاه تهران درهاي خود را به روي مرد و زن گشودند.
مهمتر از همه اين كه، رضاشاه حجاب به ويژه چادر سنتي را كه از فرق سر تا نوك پا را مي پوشاند. ممنوع كرد. پس از سال 1314 مقامات عاليمرتبه با خطر بركناري روبرو بودند مگر آنكه زنان خود را بدون حجاب به جشنهاي اداري مي بردند و كارمندان رده ي پاييني مثل رفتگرها جريمه مي شدند مگر آنكه زنان آنها بي حجاب از خيابانهاي اصلي رژه مي رفتند. جاي تعجب نيست كه بسياري اين را نه آزادي زنان بلكه سركوب پليس دانستند. علاوه بر اين، زنان همچنان از حق رأي دادن و انتخاب شدن در انتخابات عمومي محروم بودند.
در شماره آينده به پاره اي از اقدامات يا اصلاحات آموزشي و اقتصادي رضاشاه خواهيم پرداخت و به مزايا و معايب آن خواهيم پرداخت.
تهيه كننده: حسينعلي مرادي
منابع: ايران بين دو اتقلاب »از مشروطه تا انقلاب اسلامي«   يرواندآبراهاميان

 


(برداشت هجده هزار تن چغندرقند در شهرستان گلپايگان)
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان در سال جاري حدود 366 هكتار از اراضي زراعي اين شهرستان به كشت چغندرقند اختصاص يافته است كه از اين سطح زير كشتحدود پنجاه درصد آن برداشت گرديده و بقيه اين محصول در دست برداشت ميباشد، پيش بيني مي گردد بيش از هجده هزار تن (18000) چغندرقند با متوسط عملكرد 48 تن در هكتار برداشت شود، لازم به ذكر است كشت اين محصول نسبت به سال گذشته 22% درصد افزايش سطح زير كشت و 35%درصد افزايش عملكرد را نشان مي دهد. از دلايل اين افزايش عملكرد ، مي توان استفاده از بذور مناسب، توصيه هاي لازم كارشناسان زراعت اين مديريت در خصوص نحوه كاشت و داشت و برداشت در كلاسهاي آموزشي و ترويجي كه توسط اداره ترويج و نظامهاي بهره برداري اين مديريت در سطح منطقه برگزار گرديده و حضور كارشناسان در مزرعه را نام برد.

(آموزش رايگان طبخ ماهي با اساتيد مجرب ويژه بانوان در شهرستان گلپايگان)
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان به منظور جلوگيري از افزايش بيماريهاي قلبي و عروقي و بالا بردن فرهنگ مصرف ماهي و تغذيه سالم و در نتيجه جامعه اي سالم بخش امور زنان اداره ترويج و نظامهاي بهره برداري اين مديريت در نظر دارد آموزشهاي يك روزه طبخ ماهي را بطور رايگان اجرا نمايد، لذا كليه خانمهاي شاغل و خانه دار و غيره جهت ثبت نام مي توانند همه روزه در وقت اداري حداكثر تا 20 آذر ماه سال جاري با تلفنهاي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان 4-3221650 داخلي 15 و يا 45 اداره ترويج و نظامهاي بهره برداري و يا روابط عمومي تماس حاصل و ثبت نام نمايند.


(تشكيل دوره آموزشي پرورش ماهيان گرمابي و سردابي در شهرستان گلپايگان)
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان به منظور استفاده بهينه از آب و خاك (استخرهاي ذخيره آب كشاورزي، قنوات، رودخانه ها و غيره) و ايجاد اشتغال و توليد گوشت سفيد بخش آموزش روستائيان اداره ترويج و نظامهاي بهره برداري اين مديريت در نظر دارد يك دوره 5 روزه آموزش پرورش ماهيان گرمابي و سردابي را در اين شهرستان در آذرماه 84 به طور رايگان برگزار نمايد لذا علاقه مندان به شركت در اين دوره آموزشي (خانمها و آقايان) مي توانند جهت ثبت نام همه روزه در وقت اداري حداكثر تا 10 آذرماه با تلفنهاي مديريت جهاد كشاورزي گلپايگان اداره ترويج و نظامهاي بهره برداري و يا روابط عمومي 3221650 داخلي 45 يا 15 تماس حاصل و ثبت نام نمايند.


بنام خدا
شناخت و ويژگيهاي شخصيتي انسانها
در شماره قبل اهميت و لزوم مسئله شناخت براي انسانها در رابطه با اجتماعي بودن انسان به عرض خوانندگان محترم رسيد و اينك ادامه - من عرف نفسه فقد عرف ربه
بسياري از ما در مورد ارتباط پيامبران و بزرگان دين و عارفان حقيقي با خداوند سوالات و ابهاماتي داريم كه چرا آنان با خالق جهان آنگونه راز و نياز مي كردند و چرا ايمان آنها با ايمان ما نسبت به خداوند اينقدر تفاوت دارد؟ جواب اين سئوال و ابهام فقط در يك كلمه»شناخت« خلاصه مي شود
 شناخت آنان از خداوند، حقيقي بوده و خواهد بود. اين اهميت شناخت در بعد معنوي و تكاملي انسان است اگر طبيب از درد بيمارش شناخت حاصل كند مشكل درمان آسان است
اگر قاضي از اتّهام متّهم شناخت پيدا كند مشكل قضاوت آسان است
امّا ابزار و علمِ شناخت هم به آساني بدست نمي آيد مگر با تحصيل علم و ادب و عرفان و هنر گاهي بعضي از ما به راحتي در مورد ديگران قضاوت مي كنيم كه فلاني چنين و چنان است وقتي سئوال مي شود شما چگونه به اين نتيجه رسيدي اظهار مي دارد كه: اگر من يك نگاه به شخصي بياندازم شخصيت و ظاهر و باطن او را حدس مي زنم!! يا العجب. مگر مي شود بدون تحقيق و تخصّص انسانها را فهميد. كتاب»انسان موجود ناشناخته« نوشته الكيس كارل پيچيدگي شخصيت انسان را بخوبي تبيين كرده كه مطالعه آن به خوانندگان توصيه مي شود بنابراين شناخت ناقص نيز گاهي انسانها را به انحراف كشيده و مي كشاند.
وقتي مولا علي عليه السلام در دوران زمامداريش به يكي از ولايات رفته بودند عدهّ اي كه درباره شخصيت او به اغراق افتاده بودند حركات و كلماتي از آن مردم ديدند و شنيدند كه ابتدا آنها را نهي كردند امّا وقتي ديدند آن مردم جاهل و كج فهم همچنان به عقايد خرافي خود اصرار دارند بنا به روايت آنان را به درك واصل كردند.
شناخت صحيح وظيفه واجب انسان است كه زندگي خوب و موفقّيت قطعي را در پي خواهد داشت چه وقت مي گوييم فلاني بي معرفت است؟ وقتي درك و شناخت صحيحي از ما و وظيفه اش ندارد!
حتي در زمينه عبادات و عقايد فقط آنهايي مورد قبول حق قرار مي گيرد كه از روي شناخت و معرفت باشد يا آن نمازي مقبول حق است كه انسان بداند و بفهمد چه مي كند و چه مي گويد (معرفت) اين جمله را يادمان نرفته كه هميشه مي گفتند قبر امام سوم يا هشتم يا ... را با معرفت زيارت كنيد (به محمّد و آل محمّدصلوات قرائت كنيد). كلمه معرفت يعني اينكه ابتدا امام را بشناس يا خداوند را بشناس بعد عبادت و مكّه و زيارت و ...
امّا اينكه چگونه و از چه راهي بايد شناخت خود را نسبت به خود و محيط اطراف و ديگران تقويت كرد بايد منتظر شماره هاي بعدي انشاءالله باشيد.
موضوعي كه در اين شماره در باب ويژگيهاي شخصيت انسان انتخاب گرديد.
آدمهاي مثبت و منفي
فرق آدمهاي مثبت و منفي در اين است كه اين دو دسته در طرز تلقي كارهاي روزمره با هم فرق دارند
آدمهاي منفي پيوسته از مشكلات و مسايل و گرفتاريهاي اجتماعي دم مي زنند. حال آنكه آدم مثبت انديش تمام تلاش خود را صرف اسباب و وسايلي مي كند كه براي موفقّيت در آن كار بدان نياز دارد و پيوسته از توفيق حرف مي زند نه از اشكال تراشي
مشكل آدمهاي منفي اين است كه قادر نيستند به سرعت تصميم بگيرند و هزار جور فكر و خيال آنان را هنگام تصميم و كار احاطه مي كند ولي مثبت انديش حقايق را با دقت وارسي مي كند و به افكاري كه ترس و وحشت از آنان مي بارد پشت مي كند آدم هاي منفي هميشه قسمت خالي ليوان را مي بينند و معمولاً كلمه »نه« را ده ها بار بيشتر از بله بكار مي برند اضطراب - تنهايي - عدم اعتماد به نفس - شك و ترديد از ويژگيهاي آدم منفي است و در آسيب شناسي بايد مسائل ارث - سختيهاي گذشته - محدوديتهاي قبلي و محروميتهاي دوران كودكي و نوجواني را دخيل دانست. راه درمان - روانكاوي - مطالعه - كارهاي جمعي و تقويت اراده اين قبيل آدمهاست
  حسن ربيعي - بازنشسته آموزش و پرورش                              

»كشفيات اخير پليس«
شناسايي و دستگيري سارقين كليه سيمهاي برق و كابلهاي مسي: طي تحقيقات و بررسي هاي گسترده پليس شهرستان بخصوص عوامل آگاهي، موفق به شناسايي و دستگيري سارقين كليه ي سيمهاي برق و كابلهاي مسي گرديدند، طي بازجويي هاي پليسي و علمي روشن گرديد كه يكي از سارقين پيمانكار برق در اراك بوده كه به نحوه بريدن سيمها آشنايي كامل داشته است، لازم به ذكر مي باشد سيمهاي برق سرقتي جهت فروش به شهر اراك انتقال مي يافته است. سارقان مزبور علاوه بر اعتراف بر 10 فقره سرقت سيمهاي برق به سرقت 3 دستگاه موتورسيكلت نيز اعتراف نمودند مكانهايي كه سرقت سيمها برابر اعتراف سارقين صورت گرفته به شرح ذيل مي باشد:
1- روبروي دانشگاه صنعتي شريف
2- سعيدآباد روبروي مدرسه
3- گلزار شهداي سعيدآباد
4- چاه آب روستاي فرج آباد
5- دانشگاه آ زاد فقستان
6- كمربندي گوگد
7- كمربندي گوگد
8- جاده قلعه موتور
9- گلزار شهداي گلپايگان
10- پُل واقع در جاده كمربندي
(فرمانده انتظامي شهرستان گلپايگان - اجتماعي و ارشاد)

هوالعادل                تهيه گزارش از مرضيه شهابي
اندر خم و پيچ دادگاه (اگر شوهرم غربيه بود دلم نمي سوخت)
با خواهرش دادگاه آمده بود و مرتب به ساعتش نگاه مي كرد و زيرلب ناسزا ميگفت و آشفتگي بر تمام وجودش مستولي گشته بود. مانند تمام مراجعين به سراغش رفتم و علت اين همه اضطراب را از او جويا شدم. او چنين شروع كرد: ساعت 9 صبح امروز با شوهرم وقت دادگاهي داشتيم الان اين دومين جلسه ي دادگاهي است كه او حاضر نشده بيايد.
درخواست طلاق داده ايد؟ بله
 مشكلتان چيست؟
من در سال 75 به اجبار برادرهايم به عقد پسرعمويم كه 15 سال از خودم بزرگتر است درآمدم. من در سن كودكي پدرم را از دست دادم و با مادرم زندگي ميكنم و برادرهايم همگي معتادند و علت مخالفت من و مادرم نيز همين بود ولي او يك سال متوالي آمد و رفت تا برادرهايم را به هر نحوي كه بود راضي به عقد كرد. بعد از عقد مرا كه بچه ي تهران و بزرگ شده با آن فرهنگ و رسوم بودم به روستا آورد و شغلش به ظاهر كشاورزي بود ولي در اصل فروشنده ي موادمخدر بود خيلي مرا اذيت ميكرد به علت دهن بيني كه از خانواده اش داشت بسيار مرا مورد آزار روحي جنسي قرار مي داد بعد از سه سال زندگي در روستا و دارا شدن يك فرزند پسر به تهران رفتيم آنجا نيز او قاچاقچي بود و به همين جرم او روانه ي زندان شد بعد از آزادي از زندان ديگر پولي برايمان باقي نمانده بود به همين خاطر تمام اسبابهاي مرا به خانه ي خواهرش برد و خودمان نيز مانند كولي هاي آواره هر شب خانه يكي بوديم او آنقدر گستاخ بود كه مرا پيش خواهر و برادرش نيز در خانه ايشان كتك ميزد به خانه مادرم كه رفتيم گفتم ديگر نمي خواهم با تو زندگي كنم و در خانه ي مادرم آشوب كرد و مرا به باد كتك گرفت دريغ از اينكه برادرهاي بي غيرتم كاري بكنند. خودم از دست او شاكي شدم و در دادگاه تهران (شهيد محلاتي) پرونده ي طلاق تشكيل دادم و از طرف دادگاه تهران دوباره مرا به زندگي با او برگرداندند و به گلپايگان برگشتيم ولي دريغ از آن كه كوچكترين تحولي در زندگي ام پيش آمده باشد باز هم كتك و باز هم دود. سال گذشته (83) پسرم را نزدش گذاشتم و به خانه ي مادرم برگشتم درخواست طلاق دادم و به علت ضرب و شطمي كه داشت از دست وي شاكي شدم كه سر هيچ كدام از جلسات حاضر نشده. من در اين شهر جز خواهرم كسي را ندارم و هر بار به خاطر جلسات دادگاهي كه داريم به خانه ي خواهرم مي آيم او در محل آنها مي آيد و با ايجاد سر و صدا ، آبرو ريزي مي كند .  برادرهايم نيز روز گذشته آمدند و به قصد كشتن مرا به باد كتك گرفتند.
با گفتن اين جمله بغض خفيفي درونش ظاهر گرديد و قطرات اشك از ديدگانش هويدا شد و با بالا كشيدن مقنعه اش آثار كتكي كه خورده بود ظاهر گرديد و  با اشك ادامه داد من جز خدا هيچ حامي اي ندارم و اين چند سال زجر را به خاطر پسرم تحمل كردم تا ببيند كه من از سر هوس و خوشي از زندگي پدرش بيرون نيامده ام مي خواستم بزرگ شود تا خودش شاهد باشد و او مثل برادرهاي احمق و نامرد من نباشد كه بگويد بايد بروي و زندگي كني (هق هق گريه او را در گفتن ياري ميكرد)
براي خوانندگان هفته نامه چه پيامي داريد؟ خانواده هاي دختر آنقدر به داماد رو ندهند كه گستاخي را از حد بگذراند اگر من خانواده ام يك بار جواب كتكهاي شوهرم را ميدادند شايد من الان اينجا و در اين وضعيت نبودم. تو را به خدا به دختران خود بها بدهيد.
براي همسرت چه پيامي داري؟ خيلي نامرد است اگر همسرم غريبه بود دلم نمي سوخت مي گفتم غريبه است ولي او كه مرا مي شناسد و ميدانست كه من به يتيمي بزرگ شده ام چرا با سرنوشت من چنين بازي كرد و با تشكر از شما كه مطالب ما را چاپ ميكنيد تا عبرتي براي پدر و مادرها و دختران و پسران جوان باشد.
  بهشت دنيايي
گذشت ماهي و چشمم هنوز بر راه است
 كه كوه عشق به نزد وجودتان كاه است
تويي معلم عشق و ز دوريت اين دل
نگر كه جايگاه رفيعش سياهي چاه است
ز كودكي چو گرفتم سراغت از هر كس
بگفت بر سر انسان هميشه چون شاه است
كجاست كوي تو اي بهشت دنيايي؟
ز غيبت رويت حيات جانكاه است
بيا و رخ بنما غصه ها فزون گشته
دعاي نيمه شب و ذكر مردمان آه است
من فقير، براي كه عقده بگشايم
كه سنگ صبورم به جاي تو ماه است
به ماه مبارك،غبار از دل رفت
بيا بِنِگر توبه ها به همراه است
بيا و رخ بنما و جهان گلستان كن
ببين صبا ز نبودت چگونه گمراه است./
حميد اميدواري (پيك صبا)

چكيده:
توسعه پايدار و حفظ محيط زيست حوضه رودخانه گلپايگان
گلپايگان يكي از شهرستانهاي استان اصفهان و در فاصله 191 كيلومتري شمال غرب شهر اصفهان و 350 كيلومتري جنوب تهران واقع شده است.
رودخانه گلپايگان كه از ارتفاعات زاگرس در مجاورت سرشاخه هاي زاينده رود و دز سرچشمه مي گيرد اصلي ترين شبكه زهكش منطقه را تشكيل مي دهد. اين رودخانه علاوه بر اينكه مهمترين منبع تأمين آب شهرستان گلپايگان محسوب مي گردد وظيفه تخليه سيلابهاي حوضه را نيز به عهده دارد. همچنين حجم زياد از منابع شن و ماسه را براي منطقه فراهم مي كند.
بيشه زارهاي اطراف رودخانه از در بند كوچري تا انتهاي دربند در دراز  به فاصله بيش از 25 كيلومتر اكوسيستمي بي همتا و اصلي ترين مركز طبيعي گردشگري را براي گذران اوقات فراغت مردم شهرستان گلپايگان ايجاد نموده است. اين قسمت از حوضه رودخانه يكي از بنيادترين اجزاي مناطق طبيعي و مهمترين بستر اكو توريسم شهرستان را ايجاد نموده و هر روزه پذيراي تعداد زيادي از مردم خسته از زندگي يكنواخت شهرهاي اطراف مي باشد.
احداث سد كوچري محيط زيست مذكور را در زير آب غرق نموده و وحدت و يكپارچگي حوضه رودخانه گلپايگان را از بين مي برد و دسترسي راحت مردم گلپايگان به مواهب طبيعي زيست محيطي غرب منطقه را كه يك اكوسيستم منحصر به فرد است را از بين برده و امنيت زيست محيطي شهرستان را مختل مي سازد. حال آنكه توسعه پايدار در گرو حفظ اكوسيستم طبيعي و محيط زيست منطقه است.
جريان 2 الي 3 مترمكعب آب در زير سد كوچري، احياء و بازسازي ديواره هاي رودخانه، كاشت درخت و چمن، ايجاد آب نما و فضاي سبز در حاشيه رودخانه از كوچري تا قشلاق، علاوه بر آنكه بخشي از خسارتهاي زيست محيطي سد را جبران مي كند منابع آبهاي زيرزميني را تقويت نموده و امكان توسعه پايدار در منطقه را فراهم مي آورد.
مقدمه
عالم طبيعت به عنوان كتابي سرشار از رموز و اسرار الهي است. كه حقايق الهي در آن تجلي يافته است. وحدت يا پيوستگي جميع كائنات هدف نهايي علوم اسلامي است. از نظر حكمت اسلامي، موفقيت علوم طبيعي تا حدي است كه بتواند وحدت و پيوستگي موجود را نمايان سازد. قرآن مجيد دائماً انسان را متوجه پديده هاي طبيعي مي كند و آنها را آيات خداوند مي خواند
اسلام، نمونه درخشاني از آگاهيهاي اكولوژيك بدست مي دهد. در ديدگاههاي اسلامي، انسان جانشين خداوند در روي زمين است. در تعاليم قرآن مجيد، كيهان، طبيعت و محيط همگي آياتي از آفريدگار جهان هستند. در جهان هيچ ديني، برضد تخريب محيط زيست، حيات جانوران و نابودي منابع و ثروت طبيعي اعطايي خداوند، چنين ندايي روشن در نداده است.
يكي از عوامل عمده و مؤثر در طبيعت كه سبب ايجاد سازمندي بين عوامل متعدد يك منطقه مي شود شبكه آبراهه اي است. به عبارت ديگر وسعت يك حوضه آبريز را شبكه آبراهه اي آن شكل مي دهد. اين مرز حد پايان يك ارتباط سازمند در حوضه و  مرز طبيعي تزريق ماده و انرژي (مثلاً برف و باران) به درون سيستم و محدوده خروج و جابجايي مواد ديگر چون رسوب و آب در امتداد جريان اصلي تلقي مي شود.
يكي از ابعاد اين ارتباط پيچيده، تفكيك ارتباط بين پديده هاي درون حوضه از نواحي مجاور است شهرستان گلپايگان كه در محدوده شبكه آبراهه اي رودخانه اي به همين نام قرار دارد. نمونه بارزي از چنين سازمندي عوامل طبيعي و سازمان يابي نيروهاي انساني و اجتماعي است. رودخانه گلپايگان كه اصلي ترين شبكه زهكش منطقه است. بزرگترين فضاي سبز طبيعي و اكوتوريسم را در حاشيه خود ايجاد نموده است. بيشه زارهاي اطراف رودخانه علاوه بر اينكه اكوسيستم ارزشمندي را در بستر و حاشيه خود به وجود آورده است تنها مركز گردشگري اوقات فراغت و تفريح مردم خطه گلپايگان است. فضاي مزبور با احداث كوچري از دست خواهد رفت. اين مقاله سعي دارد راه حل منطقي و مناسبي براي جبران اين نقيصه ارائه دهد.
موقعيت، حدود و وسعت
شهرستان گلپايگان در شمال غرب استان اصفهان، بين 49 درجه و 57 دقيقه تا 50 درجه و 45 دقيقه طول شرقي و 33 درجه و 14 دقيقه تا 33 درجه و 28 دقيقه عرض شمالي در محدوده اي به مساحت 1597/66 كيلومتر مربع واقع شده است.
اين شهرستان از سمت شمال به شهرستان خمين، از جانب جنوب به شهرستان خوانسار، از طرف شرق به شهرستان برخوار و ميمه و از سوي غرب به شهرستان اليگودرز محدود مي گردد و براساس آخرين تقسيمات كشوري داراي يك بخش و سه دهستان به نامهاي جلگه، كنار رودخانه و نيوان مي باشد. شهرستان مذكور داراي سه شهر به نامهاي گلپايگان، گوگد و گلشهر است و از مركز استان حدود 191 كيلومتر فاصله دارد.
شهرستان گلپايگان در دامنه شرقي رشته كوه زاگرس شمالي در منطقه سنندج- سيرجان قرار دارد. ارتفاع شهر گلپايگان از سطح دريا حدود 1818 متر است. شهرستان مزبور از لحاظ هيدرولوژيكي جزو حوضه آبريز قم به شمار مي آيد و مساحت حوضه آبريز تا نقطه خروجي تنگ غرقاب حدود 3233 كيلومتر مربع مي باشد. اين حوضه از سمت غرب و جنوب غرب با حوضه خليج فارس (دز و كارون) و از جنوب و جنوب شرق با حوضه گاو خوني همسايه است.
جمعيت شهرستان گلپايگان براساس 1375 برابر 79370 نفر بوده است و در سال 1382 اين تعداد 82377 نفر برآورد شده است. شهرستان مذكور در سال 1382 داراي 70 آبادي داراي سكنه و 46 آبادي خالي از سكنه است.

هفته نامه محترم صداي گلپايگان
باسلام
احتراماً در پاسخ به انتقاد و پيشنهاد جمعي از شهروندان عزيز مندرج در هفته نامه شماره 27 مورخ پنجشنبه 84/8/15 جوابيه ذيل جهت استحضار و درج در هفته نامه مذكور ايفا ميگردد خواهشمند است متن ذيل را در اولين نشريه آماده چاپ مندرج نمايند.
احتراماً با توجه به اينكه پنج راهي تيكن طبق طرحهاي وزارت راه و ترابري و با استانداردهاي لازم احداث گرديده و با عنايت به اينكه در محورهاي برون شهري احداث ميدان هاي دايره اي ممنوع مي باشد و تابلوهاي نصب شده در آن گوياي حركت صحيح است متأسفانه برخي از رانندگان بدون توجه به موارد مذكور نبودن ترافيك در مسير خلاف حركت مي نمايند.
در مورد اتصال محور نيوان به نقطه مذكور اعلام مي دارد طرح اين اتصال در دست تهيه مي باشد كه انشاءالله پس از پايان فصل زمستان اجراء خواهد شد.
در خاتمه ضمن تشكر از عزيزاني كه با انتقادات و پيشنهادات خود ما را در امر خدمت رساني هر چه بهتر راهنمائي مي نمايند از همشهريان عزيز تقاضا داريم به علائم نصب شده در طول راهها توجه داشته باشند تا همواره بدون تخلف مسير بهينه را انتخاب نمايند.
اداره راه و ترابري گلپايكان و خوانسار
عليرضا اختري         

جلسه تقدير از خيرين مدرسه ساز
در ابتداي اين جلسه آقاي عباس خرمي مديريت آموزش و پرورش گلپايگان ضمن عرض خيرمقدم به مدعوين، ميهمانان و خيرين گفت: جلسه با شكوهي است مزين به چهره هاي ارزشمند خيرين بلندنظر و با انديشه الهي، مردان و زناني كه همت به توسعه تعليم و تربيت شهرستان داشتند و گامهاي بلند و اساسي در توسعه همه جانبه عرصه هاي مختلف برداشتند فلسفه وجودي اين جلسه باشكوه و ارزشمند خيرين عزيزي هستند كه 5 پروژه عمراني به همت والا و نيك انديشي اين عزيزان امروز به بهره برداري مي رسد در اين جلسه باشكوه به مصداق جمله بزرگي كه اگر مخلوق از بندگان خدا تشكر نكنند، خدا هم تشكر نمي كند اگر آنها تشكر بكنند خالق هم تشكر ميكند تجليلي از بزرگواراني كه نگاه بزرگشان فقط به آموزش و پرورش خلاصه نشده و به آب و نان و معيشت آنها نيز توجه دارند و ثمره اقدامات مخلصانه شان در مدرسه و دانشگاه و صنعت و كشاورزي و خدمات عمومي مشهود است از جمله خدمات جناب آقاي رادنيا و جناب آقاي ابراهيمي در ايجاد شهرك بزرگ سايپا و اشتغال هزاران نفر از جوانان بيكار و جوياي كار، اقدامات ايشان باتفاق مسئولين محترم بويژه جناب آقاي فرقاني در توسعه دانشكده صنعتي شريف اتفاق كمي نيست كه در اين شهرستان رخ داده است و روزانه و ماهانه ميلياردها ريال و يا تومان به اقتصاد اين شهرستان تزريق مي شود امّا عزيزان در اين جمع خوب متأسفانه جاي يكي از گلهاي بوستان خيرين خالي است مرحوم حاج حسين قاسم زاده كه به آرزوي ديدن افتتاح مدرسه اش از بين ما رفت امّا روح بلند او امروز در اين جلسه حضور دارد و هميشه شاهد آموزش رشد دانش آموزان در مدرسه اش اين بهشت زميني و بهره مند از اثرات معنوي اين عمل خير در بهشت برين است مرحوم حاج حسين قاسم زاده از بين ما و بستگان از دار دنيا رفت امّا نام نيكش براي هميشه تاريخ بربلنداي مدرسه اش مانده است و خواهد ماند و بنده يقين دارم كه امروز هم مثل ديروز كلنگ زني كه عزيزان در آن مراسم حضور داشتند اشكهاي آن مرد بزرگ از شوق و سرور افتتاح مدرسه اش جاري است و دستان پر از خير و پر از مهر جناب آقاي حاج علي اصغر عباسي كه مدرسه را براي محروم ترين دانش آموزان روستائي ساختند هديه الهي است و مهر مادرانه حاجيه خانم فاطمه نيكنامي اين خانم بزرگوار ارزشمند، متدين، اين همسر باوفا در اهداء همه دارائي و مايملك همسرش مرحوم آقاي محمد حسين پور و ساخت مدرسه براي فرزندان اين ديار نشانه اين است كه اي پسران و اي دختران ايراني و گلپايگاني اگر چه بنده فرزندي ندارم امّا همه شما دختران و پسران من هستيد و چقدر هم اين پيرزن آگاه در آرزوي چنين روزي و در آرزوي افتتاح مدرسه اش و همچنين بستگان آقاي حاج محمد نيكنامي آقاي حاج حيدر نيكنامي همچنين سعي و تلاش دوست عزيز جناب آقاي منعمي و اعضاء هيأت مديره فروشگاه فرهنگيان براي ساخت فضاي آبرومند براي كليه فرهنگيان همگي شان از عشق و صفا و صميميت و اخلاص و فداكاري و هماهنگي با مردم خوب گلپايگاني و آموزش و پرورش گلپايگان همه با هم يد واحدند و براي هم زندگي مي كنند پس درودتان باد اي خيرين سلام و درود بي پايان بر شما خيرين سلام و صلوات خدا بر شما خيرين نيكو انديش 
عزيزان تبيين جايگاه آموزش و پرورش گلپايگان كه با تلاش همه معلمين دلسوز  و كارآمد و همت خيرين و حمايت هاي بي دريغ مسئولين محترم استان و شهرستان در همه زمينه ها بخصوص در زمينه ها علمي  فرهنگي ورزشي رفاهي با توجه به برنامه هاي توسعه ي دولت مي درخشد . آموزش و پرورش گلپايگان با قدمت 85 ساله و با داشتن  بدنه ي علمي همواره در طول تاريخ درخشيده و به دليل همين قدمت زياد اكثر مدارس و فضاها فرسوده و تقريباً حدود 55 درصد مدارس ما عمر بالاي متوسط 40 سال دارند و براي نوسازي آنها اعتباري بالغ  بر 15 ميليارد تومان پيش بيني مي شود كه از توان دولت خارج و همچنان نيازمند مشاركت مردمي است در طول 8 سال گذشته با مشي مناسبي كه دولت توانمند جناب آقاي خاتمي در خصوص مشاركت مردمي اتخاذ نمودند تيم كاري ما هم در آموزش و پرورش گلپايگان موفق شد با مدد و لطف و بزرگواري خيرين 23 پروژه آموزشي و رفاهي و فرهنگي را كلنگ زني كنيم كه تا امروز با خانه معلم مشهد مقدس 13 واحد به بهره برداري رسيده و امروز با افتتاح 5 واحد كه نزديك به يك ميليارد تومان با احتساب زمين هزينه اين 5 پروژه شده كه امروز با حضور شما عزيزان افتتاح مي شود . مزيد اطلاعتان عرض كنم كه مدرسه ي مرحوم آقا قاسم زاده در زميني به مساحت 1600 متر 12 كلاسه  بنا 1400 متر در دوطبقه كاربري فعلاً دبيرستان دخترانه ، مدرسه ي جناب آقاي عباسي مساحت زمين 5500 متر بنا 1200 متر در كلاس دو طبقه كاربري مدرسه ي راهنمايي شبانه روزي ، مدرسه ي حاجيه خانم نيكنامي 2000 متر زمين بنا 450 متر 5 كلاسه يك طبقه فعلاً كمك به دبيرستان جنتي اماكاربري ابتدايي، مجتمع ورزشي معلم 600 متر زمين بنا 500 متر 450 متر در دو طبقه كاربري ورزشي عمومي ، فروشگاه مركز فرهنگيان زمين 2000 متر بنا 720 متر در سه طبقه كاربري استفاده ي عمومي به ويژه فرهنگيان و در آينده ي نزديك 5 طرح ديگريعني سالن چند منظوره جناب آقا حاج مصطفي احمدي مدرسه ي  جناب آقاي سعادتي دو باب سالن كار و دانش قدير و همچنين خانه ي معلم انشاءالله به بهره برداري خواهد رسيد.
اما در اين جلسه ي با شكوه بنده وظيفه دارم و بايد تشكر بكنم از بزرگاني كه در عرصه هاي ديگر به كمك آموزش و پرورش شتافتند از مرجع تقليد بزرگوار حضرت آيت ا ... آقاي صافي گلپايگاني و آقازاده هاي ايشان كه سالانه 40 ميليون تومان در بخش دانش آموزي و كمك به بچه هاي بي بضاعت  طبق آمار ارقام در طي اين 8 سال به ما كمك كردند . جناب آقاي مهندس لوايي در همين زمينه ، جناب آقاي مهندس رادنيا مهندس مدير عامل بانك صنعت و معدن و جناب آقاي مهندس ابراهيمي كه شهرك بزرگ سايپا را ايجاد نمودند و اشتغال هزاران نفر از جوانان بيكار را فراهم نمودند به نمايندگي از كل فرهنگيان شريف گلپايگان صميمانه تشكر ميكنم  از امام جمعه ي محترم به خاطر فعاليت هاي فراوانشان تشكر ميكنم ، از جناب آقاي فرقاني فرماندار پرتلاش دلسوز و خستگي ناپذير كه پيگيري هاي مدبرانه ايشان در رونق اقتصادي شهرستان مشهود است و به لحاظ حمايت هاي بي دريغشان از آموزش و پرورش صميمانه تشكر مي كنم يك كلام را من عرض بكنم به پاس همين مشاركت هاي خيرين عزيز امسال طبق قانون بودجه 84 تبصره  12 قانون بودجه كه طبق اين قانون ،  سازمان هايي كه در حقيقت بيشترين مشاركت مردمي را دارند 10 درصد كل اعتبار را به خودشان تخصيص مي دهند و از لطف ايشان و شوراي محترم برنامه ريزي شهرستان  ، مبلغ 90 ميليون تومان كه 30 ميليون تومان جناب آقاي مهندس سجاد لطف كردند و به عنوان پاداش 120 ميليون تومان به عنوان پاداش اعتبارات آموزش و پرورش گلپايگان اختصاص يافت و اين خارج از 40 1ميليون توماني است كه اعتبارات رسمي ماست از نماينده محترم مجلس جناب آقاي مهندس ياوري به خاطر پيگيري هاي جديشان در امور مختلف منطقه و همچنين آموزش و پرورش تشكر مي كنم از جناب آقاي دكتر منصور معظمي مؤسس هنرستان شهداي پتروشيمي و همچنين تلاش هاي ايشان در مجتمع شركت پتروشيمي  قائد بصيرگلپايگان و رونق اقتصادي صميمانه تشكر مي كنم از جناب آقاي مهندس مختاري مدير آموزش پتروشيمي كشور در ارائه ي طرح اشتغال در هنرستان هاي كارو دانش ما و همچنين همكاري در زمينه ي آموزش هاي دوگانه صميمانه تشكر مي كنم از رياست محترم سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان جناب آقاي مهندس مدنيان كه حقيقتاً مديريت و فكر و گرايش ايشان آموزش و پرورش استان را متحول نموده و نه تنها در رده ي اول كشور قرار داده بلكه برنامه ها و تدابير ايشان شاخصه هاي جهاني را هدف قراردادند.از آقاي مهندس سجاد مدير كل نوسازي مدارس استان اصفهان ، ازآقاي مهندس مولايي مجري توانمند برنامه و فرزند برادر عزيزم حاج آقا مولايي صميمانه تقدير و تشكر مي كنم
آقاي مدنيان مدير كل سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان سخنران بعدي بود كه طي سخناني گفت : بسيار خوشحال و خوشبخت هستيم كه امروز خداوند اين توفيق را نصيب ما ساخت كه در خدمت شما عزيزان و بزرگواران خير پنج پروژه ي آموزشي و ورزشي و رفاهي باشيم و همين جا بايد از همه ي كساني كه زحمت كشيدند و تلاش نمودند تا اين مجموعه ها آماده شود و امروز به بهره برداري برسد تشكر و قدرداني كنيم لازم مي دانم از جناب آقاي خرمي مدير محترم آموزش و پرورش گلپايگان كه تلاش نمودند و براي اين كه با همت عزيزان بوده است سپاسگذاري كنم به ويژه لازم مي دانم از جناب آقاي عباسي خير محترم سركار خانم نيكنامي خير گرانقدر و خانواده ي مرحوم آقاي قاسم زاده تشكر و سپاسگذاري كنم امروز همه ي عزيزان مي دانند كه آموزش و پرورش با آموزش و پرورش ديروز و سال هاي قبل بسيار متفاوت است امروز آموزش و پرورش يك كار تفنني نيست روزگاري بود در كشور ما كه آموزش و پرورش و تعليم تربيت يك تفنن بود و به همين جهت بخش هاي بسيار اندك تحت تعليم و تربيت بودند و به همين جهت مي دانيد كه ماها سطح بيسواديمان بسيار بالا بود مثلاً در زمان انقلاب مشروطيت يا سال هاي پس از آن اگر ملاحظه فرماييد درصد بيسوادي را متوجه بيشتر اين مسئله مي شويم اما امروز آموزش و پرورش به عنوان يك نياز براي هر انسان مطرح است بايد متوجه ي شخص انسان بود كه اين انسان چگونه موجودي است و ميدانيم همه اذعان كرده اند كه انسان را نتوانسته اند به صورت كامل بشناسند انسان يك موجود پيچيده است و نيازهاي بسيار متنوعي دارد و چون آموزش و پرورش امروز با ديروز متفاوت شده است بايد به همه ابعاد نيازي انسان توجه كنند آموزش و پرورش امروز بايد متوجه باشد كه در اين دنياي كنوني بايد بتواند نهايت بهره وري را داشته باشد تا انسان امروز يك انسان بهره ور و در فراض بالاي بهره وري و بهره گيري از جامعه باشد و اين وظيفه بسيار مهمي است ، هنگامي مي توانيم آموزش و پرورش با كيفيت داشته باشيم كه دانش آموزان ما از فضا و تجهيزات مناسب و متناسب با سن خود بهره مند باشند و اگر هر كسي كوتاهي كرد كه اين بعد از قضيه يعني فضا و تجهيزات مناسب و متناسب با سن دانش آموز كه بتواند بهره ور باشد و در يك طراز بالايي از بهره وري باشد نخواهد بود.
در استان اصفهان به لطف خيرين عزيز مدرسه هاي زيادي ساخته شده از اعتبار هاي دولتي مدرسه هاي زيادي ساخته شده ما خيريني را در استان داريم كه يك مدرسه را با حدود 600 ميليون تومان اعتبار ساختند. خيريني را داريم كه مدرسه ي 2 يا 3 كلاسه ساختند متأسفانه ما مدرسه هاي قديمان وضعيت نا به هنجاري دارد و بايد براي اين ها فكري بشود اگر به اين مسئله توجه نشود اگر اعتبارات عمراني به اندازه ي كافي براي آموزش و پرورش نباشد اگر توجه ي ويژه مسئولين محترم و دولت محترم روي قضيه نباشد خوب طبيعي است كه ما همين مشكلات را مي بينيم امروز ممكن است اين سقف پايين بياد فردا ممكن است مدرسه اي در برابر كوچكترين لرزه ها نامقاوم باشد. و من اميداوار هستم هم دولت هم مجلس و هم خيرين عزيز به اين مسئله ي مورد نياز جامعه ي خودشان توجه بكنند.
 رييس سازمان آموزش  و پرورش استان اصفهان در بخش ديگري از سخنان خود گفت : من امروز مي خواهم از خيرين عزيزي كه تا امروز كارهاي آنها به نتيجه رسيده است و بقيه خيرين گرامي كه در جلسه هستند و كارهاي آنها در گذشته به نتيجه رسيده است و كارهاي آنهايي كه در آينده به نتيجه مي رسد ، تشكر بكنم. گلپايگان ريشه اي در تاريخ گذشته ي ايران دارد و ما مي بينيم كه هميشه زمان اسمش مطرح بوده  ما مرجع تقليدي را در هر زمان  از گلپايگان داشتيم  كه اين نشان مي دهد كه ما در بحث حوزه آن حالت را داريم در دانشگاه و وضعيت دانشگاه ما اساتيد بزگواري داريم علماي بزرگواري داريم در صنعت همين حالت هست و اين نشان مي دهد كه گلپايگان شأن بالايي دارد و مي تواند بسيار بالاتر از اين دين خودش باشد را به كشور ادا بكند و اين حالت هنگامي ميسر است كه من و شما در مدرسه ها كار را فراهم بكنيم به هر حال اين آمادگي در گلپايگان است كه سال هاي آينده گلپايگان به اين حدي كه از رشد و توسعه و تعليم و تربيت به عنوان زيرساخت مسائل ديگر رسيده است انشاءالله در آينده وضعيت بسياربهتري از وضعيت كنوني داشته باشد .