آزادي جريان  اطلاعات:
دسترس آزاد به اطلاعات شرط تحقق اقتصاد بازار است. ما در عصري زندگي مي كنيم كه هر سال حجم اطلاعات بشر چند برابر ميشود در چنين دنيايي دسترسي به اطلاعات با توجه به وجود شبكه هاي اينترنتي و پيچيده ديگر چندان مشكل نيست و به آساني ميسر ميباشد. آنچه در عصر انفجار اطلاعات با اهميت است طبقه بندي و تجزيه و تحليل آن است.
آزاد سازي بخش خدمات:
كشور عضو سازمان تجارت جهاني نمي تواند محدوديتي فراتر از آنچه براي شركتهاي خدماتي داخلي دارد وضع نمايد. كليه شركتها خدماتي داخلي بايد بتوانند با شركتهاي خارجي رقابت كنند و در صورتيكه خدماتي با نرخ بالاتر از شركت خارجي ارائه كنند از چرخه خدمات حذف ميشوند. اين موضوع در مورد بانكها نيز مصداق دارد. بانك ايراني بايستي بتوانند با بانك خارجي رقابت كنند در صورتيكه نرخ كارمزد و يا كيفيت ارائه خدمات بانكهاي خارجي بهتر باشد شهروند ايراني ترجيح ميدهد كه از خدمات آنها استفاده كند و آن بخش از خدمات ما كه نتواند خود را با اين اوضاع وفق دهد و بعبارت ديگر بهترين خدمات را با ارزانترين قيمت ارائه كند خودبخود از چرخه اقتصاد حذف ميشود
مذاكره براي عقد قرارداد عضويت:
شرايط عضويت كه در ابتدا به آن اشاره شد قابل مذاكره و مصالحه و چانه زني است هر چند آزاد سازي خارجي و لغو كليه محدوديت ها بر صادرات و واردات جزء اصول كلي عضويت تلقي ميشود ليكن هر كشور متقاضي در تناسب با شرايط خود ميتواند با مذاكره و چانه زني به امتيازات ويژه اي دست يابد. گر چه اين موضوع با روح حاكم بر ضوابط عضويت مغايرت دارد ليكن سازمان تجارت جهاني اگر در مورد عضويت براي يك كشور دشواريهاي جدي اقتصادي و عدم توازن هاي بزرگ اجتماعي ايجاد كند گرايش به انعطاف و مدارا دارد و در چارچوب عقد قراردادي براي هر كشوري استثناهاي ويژه در عدول از ضوابط كلي قائل ميگردد. اين محدوديت درحدي نيست كه قاعده كلي را دچار اغراق شود و  اين تصور ايجاد شود كه هر كشوري بتواند با كسب امتياز از اصول كلي فاصله بگيرد و در مجموع درحدي است كه اصول كلي آسيب نبيند. اما واقعيت نيز اين است كه هر كشوري شرايط خاص خود را دارد و به هنگام عقد قرارداد براي عضويت در قلمروهاي مشخص دچار يكسري مشكلات جدي و ساختاري ميگردد سازمان تلاش كرده است با حفظ اصول در مواردي كه عضويت با مشكلات ساختاري جدي براي يك كشور ايجاد كند. در يك يا چند مورد به آن كشور امتياز ويژه اعطا نمايد.
پيامد منفي عدم عضويت:
هر كشوري كه به عضويت سازمان تجارت جهاني درنيايد صادرات تقريباً برايش غيرممكن خواهد بود و سازمان تجارت جهاني براي واردات از كشورهاي غير عضو تعرفه سنگين وضع مي كند كه بعضاً تا 500% خواهد بود كه عملاً صادرات براي اين كشور غيرممكن ميگردد و دچار انزواي اقتصادي در جهان خواهد شد و به عبارت ديگر از اقتصاد دنيا بريده خواهد شد و اين هزينه را كشوري كه گرايش به عضويت ندارد بايستي بپرازد.
نتيجه، جمع بندي و تصميم گيري:
سازمان تجارت جهاني يك دفعه و به صورت ناگهاني شكل نگرفت و عرب ميسر صنعتي شدن خود را طي دوران 400 ساله بصورت بسيار آرام طي كرد جامعه ما در اين دوران نسبت به گذشته چندان تحولي نداشت در اين مدت كه غرب بصورت آرام شكل گرفت ايرانيان يا خواب بودند و يا در جا زدند. حال ما مي خواهيم مسيري را غرب در طي 400 سال طي كرده است. در دو دهه طي كنيم و اين سرعت توسعه در كشور زياد ميكند. ما هر چه بخواهيم بدست آورديم بايستي براي آن هزينه بپردازيم هيچ چيز رايگان بدست نمي آيد توسعه هزينه دارد اختلاف ايران و اروپا در اين است كه هزينه توسعه در اروپا طي 400 سال بين دهها نسل تقسيم شد و در ايران ما مي خواهيم اين هزينه را بين دو نسل تقسيم و سرشكن كنيم كه مشكلات عديده اي را براي جامعه و نسل فعلي خواهد داشت و اينها هزينه هايي است كه حكام گذشته بر اين مملكت بابي تدبيري امروز تحميل كرده اند گر چه آنها نيستند اما هزينه توسعه اي كه در آن بايستي پرداخت ميكردند امروز به حساب اين نسل گذاشته شده است و از آنها مي خواهيم تا آنرا بپردازند كه مشاهده ميشود اين نسل در پرداخت آن هزينه كاملاً  ناخرسند و ناراضي اند حال با جميع جهات و مطالب اشاره شده و اينكه هم اكنون به غير چند كشور انگشت شمار كه يا دولت متمركز ندارند يا دچار جنگ داخلي اند بقيه كشورها يا عضوند يا متقاضي عضويت در اين سازمان مي باشند و در حال مذاكره براي عضويت هستند اين اجماع جهاني چند كشور باقيمانده را در حد امكان تحت فشار قرار خواهند داد (لذا خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو). بدين لحاظ كشور نيز در اين وادي ناگزير به پذيرش عضويت و فراهم نمودن مقدمات اوليه و همچنين هموار كردن اين راه مي باشد و همانگونه طي چند سال گذشته دوران رياست آقايان رفسنجاني و خاتمي شاهد تعديل سياستهاي اقتصادي و حذف تدريجي سوبسيد و يكنواختي نرخ ارز و يكنواخت كردن بهره و ايجاد وزارت رفاه در جهت حمايت از اقشار آسيب پذير بوده ايم با ادامه اين روند و فراهم نمودن ساير شرايط حال كه پس از سالهاي متمادي تقاضاي ايران پذيرفته شده است با اهميت دادن موضوع در تعيين كار و گروه قوي، خبره و متعهد و گرفتن امتيازات لازم و در نظر گرفتن كمترين لطمات زمينه انجام اينكار را در جهت منافع مملكت اسلامي فراهم كنيم. انشا ا...

در  رابطه با حادثه سقوط اعضاء رسانه هاي گروهي
»يا حي و يا قيوم«
گفتا خبر سُوگ عزيزان ز سَما   جاري شُهره اَشك ز حادثه ديده ما
تنها و به جمع هموطنان در سوگند     از حادثه و نيك عزيزان گويند
گفت سعديِ شيرين سُخن و خوش گفتار    حَك گشته به سازمان ملل اين پندار
انسان همه يك عضو و هم از يك پيكر   ايوان همه واحدند و اين كُن باور
ما در غم هم شريك و هستيم واحد   بَس حادثه تلخ بود كه بوديم شاهد
بودند همه اعضاء رسانه ملّت  آرند خبري ز شبه رزم با شوكت
يكباره ز آسمان سقوط كرد به زمين  آن مركب عاشقان ملّت به پسين
صد عضو ز اعضاء شهره قطع از پيكر   محشور شوند در آخرت با حيدر
غمها همه تكسين بشود تا هست صبر  آخر همه مَسكن است بشر را در قبر     
اين پيكر زخمي كه شده قطع اعضاء  ترميم شود به عضوها در فردا
اي ملّت بيدار، شويم واحد و تك   اين گفته نيكان، و زين پس كن حك
هر عضو كه به درد آيد و درد است اعضاء   رفع گشته به اتحاد و صبر، در هر جا
امروز يكي رود وَ فردا ديگر    اين رَسم زمانه بُود ز اوّل تآخر
گر بار سبك بوده و بودي از عضو    خوشنام برفتي و به درد آمد عضو
اين غم كه مرتضي چنين مي بيني    از عشقِ به عاشقان گُلي مي چيني
مرتضي فياّض

آقاي عباسي در پاسخ به اين سؤال كه در صورت تزريق نكردن سم به برادرتان كه گفتيد به علت درد دندان بوده، قاتل در اعترافات خود اعلام نكرده قصد داشته به چه طريق ديگري اين سم را به او بدهد گفت: موردي كه بوده همين كه احمد (مقتول) زماني كه از گلپايگان به تهران مي رسد و به منزل مي رود دندان درد شديدي داشته است كه اين فرصت را به زنش مي دهد تا او را بدين شيوه از بين ببرد و به هر ترتيب شايد اگر با تزريق اين كار را نمي كرد با روش هاي ديگر مثل ريختن در غذا و شربت و غيره... اين كار را انجام مي داد و اين فرصت خوبي بوده كه اين زن بدست آورده و با تزريق كه خيلي سريعتر از خوراندن آن عمل مي كند به اين كار دست زده است وي در ادامه گفت: اين زن در جائي ديگر ادعا كرده است كه با آمپول هوا احمد (مقتول) را كشته در صورتي كه آمپول هوا تا مقدار 25 سي سي هم مشكل زيادي ايجاد نمي كند.
برادر مقتول در ادامه در خصوص برادرش گفت: احمد در زمان قتل 38 سال سن داشت همسرش نيز 33 ساله بوده و حدود 15 سال از ازدواج آنها مي گذشت و در اين مدت هيچ اختلافي هم با هم نداشتند و اوائل ازدواجشان در گلپايگان زندگي مي كردند و حدود 9 سال است كه به تهران رفته بودند و منزل مسكوني نيز متعلق به خودش بود شغل او تعميرات لوازم برقي بود و درآمد نسبتاً خوبي داشت و اخلاق خوبي هم در خانه داشت و حتي همسرش در اعترافات خود گفته است كه هيچ انگيزه اي از اين قتل نداشته است.
يكي از دوستان مقتول (احمد عباسي) نيز در ادامه اين سخنان گفت: من فكر مي كنم يكي از اختلافات و مسئله اي كه باعث و انگيزه اين عمل شده است اظهار تمايل احمد (مقتول) به آمدن به گلپايگان براي زندگي بوده و طي سفر آخري هم كه به گلپايگان داشت از نارضايتي زندگي در تهران صحبت كرده و گفته بود قصد دارد زندگي اش را به گلپايگان انتقال بدهد و آنطور كه ما شنيديم اين همسر وي با آمدن به گلپايگان مخالف بوده است.
در ادامه آقاي محسن عباسي توضيح داد كه: احمد قبل از به قتل رسيدن و زماني كه به گلپايگان آمده بود اظهار خستگي از زندگي در تهران مي كرد و گفته بود مي خواهم خانه ام را در تهران بفروشم و با وامي كه گرفته ام (5ميليون تومان) و با فروش اجناس مغازه به گلپايگان بيايم و با ساختن يك آپارتمان در خانه مادريمان و يا جاي ديگر بسازم و احتمالاً سر منشاء اختلافات از همين جا شروع شده باشد. و اين صحبت ها كه احمد قصد داشت زندگي اش را به گلپايگان انتقال دهد 3 الي 4 ماه قبل از حادثه هم بود و به خاله ام نيز كه در تهران در نزديكي آنها بود گفته بود كه قصد دارد به گلپايگان بيايد و اين صحبتها قبلاً شده بود ولي اين باعث نشده بود كه اختلاف شديدي بين آنها بوجود بياورد كه ما متوجه آن بشويم آقاي محسن عباسي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا قاتل همدست داشته است يا خير گفت: تا آنجا كه ما اطلاع داريم و اين زن به آن اعتراف نموده اين بوده كه قتل را به تنهائي انجام داده اما ما فكر مي كنيم ابن قتل و اقدامات بعدي آن در دفن كردن و غيره... با همكاري فردي است بنام امير هوشنگ... ن كه قبل از كشف جسد، رابطه آنها و همچنين موتورسيكلت برادرم نزد اين فرد كشف شد و اين فرد هيچ آشنائي با برادرم نداشته و آنطور كه ما متوجه شديم ايشان مسئول انجمن اولياء مدارسي بوده كه فرزند برادر ما هم در آن مدرسه بوده است و احتمال مي دهيم آشنائي اين زن با اين فرد از همان مكان و مجرا بوده است!
وي در پايان در پاسخ به سؤال اينكه درخواست شما از دادگاه در خصوص اين ماجرا چه بوده و سرنوشت فرزندان برادرتان چه خواهد شد گفت: درخواست ما جملگي از دادگاه قصاص بوده است و در صورت همدست داشتن در قتل و موارد ديگر نيز اشد مجازات را براي مجرمين خواستاريم و به نظر ما ايشان (زن برادر) صد در صد همدست داشته و امكان اينكه به تنهائي بتواند اين كارها را انجام داده باشد، نيست به نظر ما يك زن نمي تواند همه اين كارها را هم فكري و هم عملي به تنهائي انجام دهد و پس از ارتكاب اين جنايت و دفن آن در منزل حدود 8 ماه بر روي اين جنازه زندگي كند و اكنون كه 19 ماه از قتل برادرمان مي گذرد و حدود 8 الي 9 ماه اين زن ما را به هر طريقي چرخاند و ما هم به خاطر اينكه زن برادرمان و ناموس ما بود نمي توانستيم خود مختار اقدامي بكنيم و بايد مداركي بدست مي آوريم و ثابت شد كه ما در تاريخ 84/3/3 شكايت كرديم و يك ماه هم اين زن بطور آزاد به دادگاه و آگاهي مي رفت و مي آمد و همدست وي نيز به اين طريق بود كه ما با استقرار مادرمان در منزل احمد از او خواستيم در صورتي كه احمد آنطور كه زنش ادعا مي كرد تلفن زد تو با گرفتن نشاني از او از زنده بودن و در خارج از كشور او بودن او مطمئن شو كه پس از گذشت حدود 10 شب يكنفر حدود 1/5 شب به منزل احمد زنگ مي زند احمد است و پس از احوال پرسي ناگهان تلفن قطع مي گردد و جالب اينكه زماني كه تلفن زنگ مي خورد زن احمد بدون اينكه خودش گوشي تلفن را بردارد از مادرمان مي خواهد تلفن را جواب بدهد و به او مي گويد احمد است كه تلفن زده است! و ما با رديابي تلفن توسط اداره آگاهي كه مشخص شد تلفن همراه متعلق به همين آقاي امير هوشنگ-ن بوده است كه پس از آن اين فرد به همه موارد اعتراف كرد. همسر برادرم مقدمات كار را چيده بود كه پس از آزاد شدن از زندان (قبل از پيدا شدن جنازه) با گذرنامه اي كه گرفته بود به خارج از كشور برود وي در ادامه اين گفتگو تصريح كرد: ما يكي ديگر از كساني كه مطمئنيم در اين ماجرا نقش داشته خواهر زن برادرمان مي دانيم كه با اقداماتي از قبيل جمع آوري وسائلي و از جمله يكسري عكس از منزل برادرمان قصد رد گم كني در اين قضيه را داشته است ما خواستار اجراي قانون در خصوص مجرمين اين واقعه هستيم تا درس عبرتي براي اشخاص ديگر كه خداي نكرده قصد چنين اقداماتي را دارند هستيم و همين براي ما كافي است و حتي پدر اين زن (قاتل) نيز گفته است كه اگر دختر من عامل اين كار است هيچ تخفيفي در مجازات ندهيد. درخصوص فرزندان برادر هم منتظر هستيم ببينيم قانون چه تصميمي مي گيرد و بايد منتظر باشيم ببينيم در آينده چه مي شود و بعد يك تصميمي در مورد آنها مي گيريم.

گفتگو با يك دختر ورزشكار
هفته گذشته خانم الهام خداپرست ورزشكار نوجوان رزمي كار گلپايگاني كه تاكنون به موفقيتهاي بزرگي در رشته رزمي خود در مسابقات استاني و كشوري نائل آمده است ميهمان دفتر هفته نامه بود وي كه تصميم دارد با برپا نمودن مكاني جهت آموزش ويژه خواهران علاقمند به رشته هاي رزمي در گلپايگان ايجاد نمايد. هدف خود را از اين اقدام آمادگي جسماني و آموزش دفاع شخصي خواهران عنوان نمود در ذيل متن مصاحبه وي با خبرنگار ما مي باشد.
بنام خدا الهام خداپرست هستم 15 سال دارم و در رشته هاي ورزشي كاراته و دفاع شخصي كار كرده ام از سن 10 سالگي ورزش را بطور جدي شروع كردم.
وي انگيزه خود از گرايش به ورزش رزمي را كار كردن عمويش با برادر وي در منزل دانست و ادامه داد: وقتي به آموزش اين ورزش نگاه مي كردم علاقه به آن پيدا نمودم و به اين لحاظ با آموزش هائي كه توسط عمويم داده مي شد آموزش ديدم و چون ساكن اصفهان بوديم و يك آموزشگاه در نزديكي منزل ما اين ورزش را آموزش مي دادند در آنجا ثبت نام نمودم و به اين ورزش ادامه دادم وي مشوق خود در گرايش به ورزش را خانواده خود ذكر كرد وي در ادامه مصاحبه خود به ذكر مقامهاي كسب نموده در مسابقات مختلف استاني و انتخابي كشور پرداخت كه عبارتند از:
مقام سوم كاتاي انفرادي در مسابقات استاني آموزش و پرورش  سال 81
مقام اول كوميته در مسابقات سبكي كشوري  سال 82
       مقام دوم كاتاي انفرادي در مسابقات سبكي كشوري    سال 82
مقام دوم كاتاي انفرادي در مسابقات استاني     سال 82
مقام سوم كوميته در مسابقات انتخابي مسكو  سال 83
مقام اول كاتاي انفرادي در مسابقات بسيج  سال 84
مقام اول كاتاي انفرادي در مسابقات ناحيه اي آموزش و پرورش    سال 84
   مقام دوم كاتاي انفرادي در مسابقات استاني آموزش و پرورش    سال 83
حكم گواهي شركت در مسابقات كشوري آموزش و پرورش و كسب مقام پنجم    سال 84
مقام اول كاتاي انفرادي در مسابقات استاني و انتخابي كشوري    سال 84
خانم خداپرست كه علاوه بر كسب موفقيتهاي ورزشي در تحصيل نيز موفق بوده و هم اكنون در سال اول متوسطه مشغول تحصيل بوده و قصد دارد در رشته رياضي و تجربي ادامه تحصيل دهد وي همچنين در حفظ قرآن نيز تاكنون به موفقيتهائي دست پيدا كرده است.
خانم خداپرست در ادامه اين مصاحبه همچنين گفت: قصد دارد كه پس از سكونت در گلپايگان به آموزش خواهران علاقمند به رشته هاي رزمي و دفاع شخصي بپردازم و اين آرزوي هميشگي من بوده كه در زادگاه خودم كار مربيگري را شروع نمايم وي گفت: در خصوص پذيرش مربيگري از چند باشگاه در اصفهان به من پيشنهاد هائي شده كه من اولويت اول را به گلپايگان داده ام تا در صورت مهيا بودن امكانات و ياري مسئولين ورزش شهرستان اين رشته ورزشي را در اينجا ادامه دهم.
اين مربي رزمي در پايان مصاحبه از اساتيدي كه وي را تا اين مرحله (مربيگري) رسانيده اند تشكر و قدرداني نمود وي نماينده سبك را در اصفهان خانم عليرضاپور و در كل كشور آقاي مرداني مي باشند. 

افزون بر 250 باب واحد دامي شهرستان گلپايگان بهسازي و نوسازي شده است
به گزارش روابط عمومي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان گلپايگان با توجه به رشد رو به افزون جمعيت كشور و نياز به مواد پروتئيني بهداشتي و با كيفيت و همچنين اشتغال جوانان، اداره امور دام و آبزيان مديريت جهاد كشاورزي اين شهرستان با اعمال مديريت تغذيه و بهداشت جايگاه، در واحدهاي دامي روستايي با اعطاي حدود دو ميليارد ريال تسهيلات بانكي در سال 83 و پيش بيني چهار هزار و پانصد ميليون ريال در سال جاري بالغ بر نه هزار (9000) مترمربع را بهسازي و نوسازي نموده كه از اين تعداد (180) يكصد و هشتاد واحد بهسازي و سي و دو (32) واحد نوسازي شده است و انتظار مي رود تا 30 درصد افزايش توليدات دامي و 80 درصد كاهش بيماريها را در برداشته باشد.
همچنين با اجراي اين طرحها در شهرستان گلپايگان زمينه اشتغال 250 نفر را به صورت مستقيم فراهم نموده و 50 خانوار از امتياز بيمه گري برخوردار گرديده اند.
آموزش اتفاي حريق و مقابله با خسارات ناشي از زلزله در هنرستان مهندس وكيلي شهرستان گلپايگان
 طي گزارش مديريت هنرستان دخترانه مهندس وكيلي شهرستان گلپايگان همايش سراسري مانور زلزله در روز 8 آذرماه همزمان با سراسر كشور در اين هنرستان برگزار گرديد همچنين در پايان اين همايش كليه پرسنل آموزشگاه و دانش آموزان آموزش هاي لازم را در خصوص خاموش كردن آتش با انواع خاموش كننده (كپسول ضد حريق- پتو- آب)  بصورت تئوري و عملي توسط كارشناسان و نيروهاي زحمت كش آتش نشاني آموزش داده شد.

بسمه تعالي
رئوف خراسان
السلام اي ضامن آهو سلام   بر تو دارم صد درود و احترام
اي پناه خستگان، زائرنواز       بر تمام دردمندان چاره ساز
شاه در ايران تويي مهتر تويي     در خراسان برترين گوهر تويي 
گوهر عدل خدايي يا رضا(ع)      دستگير دست هايي يا رضا(ع)
اين همه زائر تو كي هستي غريب     از وطن رفتي ولي با صد حبيب
تربت پاكت شفاي دردها       صحن زيبايت سراي گُردها
لطف تو مُشكل گشا رسمت وفا          مهر تو درمان ما اسمت دوا
گر چه نتوانم كه آيم سوي تو         هستم از دلدادگان كوي تو
مثل آن پيره زن سرمايه كم         يوسفا من هم خريدار توأم
گر چه از سگ كمترم در درگهت     راه ده ما را چه آن سگ در برت   
سيدمحمدرضا حاج نقيبي

محمد محمدي دبير آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه
قسمتي از وصيت نامه »گابريل گارسيا ماركز« نويسنده نامدار كلمبياي:
اگر خدا فراموش كند...
اگر براي لحظه اي خداوند فراموش كند كه من يك عروسك پارچه اي هستم و دوره جديدي از زندگي را به من ببخشد؛ احتمالاً همه آنچه را كه فكر مي كنم نخواهم گفت و در عوض درباره آنچه مي خواهم بگويم بيشتر فكر خواهم كرد. ارزش همه چيز را نه بر پايه قيمت آنها كه بر اعتبار مفيد بودنشان خواهم گذاشت.
كمتر خواهم خوابيد، بيشتر خواب خواهم ديد و به خود خواهم فهماند كه براي هر يك دقيقه اي كه چشمان خود را مي بندم شصت ثانيه از روشنايي محروم خواهم بود. قدم زنان به جلو خواهم رفت وقتي كه ديگران به عقب باز مي گردند، بيدار خواهم بود وقتي كه ديگران مي خوابند و گوش خواهم داد وقتي كه ديگران صحبت مي كنند. از همه چيز حتي از خوردن دارو لذت خواهم برد.
اگر خداوند عمري دوباره به من بخشد، ساده خواهم پوشيد و ابتدا خود را آزادانه در مقابل نور خورشيد رها خواهم ساخت، نه تنها بدن خود كه روح خود را نيز باز خواهم كرد.
خداي من، اگر قلبي مي داشتم تنفر خود را بر روي تكه يخي مي نوشتم و در انتظار مي ماندم تا خورشيد بر آن بتابد.
گل هاي سرخ را با اشك چشمانم آبياري مي كردم تا درد خارهاي ساقه و بوسه قرمز گونه گلبرگ هاي آن را احساس كنم.
خداي من، اگر عمري دوباره مي داشتم، نمي گذاشتم روزي بدون آنكه به مردم بگويم كه چگونه من دوست دارم كه آنها را دوست داشته باشم، غروب شود.
به هر زن و مردي تفهيم خواهم كرد كه آنها براي من بسيار عزيز هستند و من با عشق عاشقانه زندگي خواهم كرد. من به آدمي نشان خواهم داد كه چقدر در اشتباه هستند آنها كه عاشقي را با افزايش سن و پيري فراموش مي كنند و نمي دانند كه انسان وقتي واقعاً پير مي شود كه عاشقي را فراموش كرده باشد. به نوجوان بال خواهم داد اما به آنان ياد خواهم داد كه به روش خود پرواز كنند. به پيران خواهم آموخت كه مرگ نه با سن پيري بلكه با فراموشي مي آيد. چقدر من از شما آموخته ام اي مردم؛ ياد گرفته ام كه همه مي خواهند در قله كوه زندگي كنند بدون آنكه بدانند كه خوشي و خوشبختي در بالا رفتن است. ياد گرفته ام وقتي كه نوزادي براي اولين بار انگشت پدر را در دست كوچك خود مي فشارد او را براي هميشه شكار كرده است. آموخته ام كه بشر تنها وقتي حق دارد به طرف پايين به فرد ديگري نگاه كند كه بخواهد به او كمك كند تا از زمين برخيزد.

خنده درماني
تا كه بتواني در اين دار فنا هي خنده كن
گريه كمتر كن ولي اندر خفا هي خنده كن
گر كه قبض آب و برق تو فزون شد از نصاب
زين سبب گشتي تو مفلوك و گدا هي خنده كن
گر كه قبض گاز را ديدي درون خانه ات
مبلغ آنرا بخوان و بي صدا هي خنده كن
چونكه با دفترچه بيمه به داروخانه اي
رفتي و گفتند كي باشد دوا هي خنده كن  
     در فلان ارگان اگر افتد گذارت لاجرم
گر ز مسئولين بديدي بس جفا هي خنده كن
سفره ات گر خالي از مرغ و فسنجان شد چه غم
گر نبود از بهر فرزندت غذا هي خنده كن
گر كه افزون گشت پول پولداران توي بانك
غم مخور در زندگاني بينوا هي خنده كن
قسط بانك صادراتت گر عقب افتاده است
گر شنيده اي طعنه و ديدي ادا هي خنده كن
گر به خرج زندگاني مانده اي چون خر به گل
نان خالي را بخور، صبح و مسا هي خنده كن
گر كه شد آن سينه ات آماج تير روزگار
تير غم از  سينه ات بيرون نما هي خنده كن
گر كه آهنگ مخالف زد نظام زندگي
گوش كن آهنگ دشتي و نوا هي خنده كن
مشكلات زندگي هموار هرگز كي شود
بهر هر مشگل بود مشگل گشا هي خنده كن
گلپايگان طالبي

      كشته شدن 3 نفر در 2 تصادف موتورسيكلت
طي چند هفته گذشته در دو تصادف جداگانه موتورسيكلت، منجر به فوت 3 تن از شهروندان گلپايگاني شد در تصادف اول كه در بلوار شهيد قدوسي (كاظم آباد) رخ داد در برخورد يكدستگاه موتورسيكلت با يك دستگاه تراكتور، به علت شدت تصادف راكب موتورسيكلت بنام غلامرضا آخوندي فوت نمود.
در تصادف دوم كه در بلوار شهيد بهشتي (جاده خمين) رخ داد يكدستگاه موتورسيكلت كه با 2 سرنشين بنام هاي عليرضا جديدي و قربانعلي جديدالسلام در حال حركت بود به علت برخورد موتورسيكلت با تير چراغ برق، يكي از راكبين در صحنه تصادف فوت نمود و نفر دوم نيز به علت صدمه شديد و ضربه مغزي در بيمارستان امام حسين(ع) گلپايگان جان سپرد.

آلودگي هواي تهران و رونق كسب در گلپايگان!
با تشديد آلودگي هواي پايتخت و خطرناك شدن وضعيت زندگي در اين كلانشهر، كارشناسان اعلام داشتند در صورت تداوم يافتن آلودگي هوا زندگي براي شهروندان بخصوص در مركز شهر تهران خطرناك خواهد بود حتي تعطيلي مدارس كه براي سلامت دانش آموزان انجام گرفت نتوانست اين آلودگي را كاهش دهد لذا با تصميم هيئت دولت روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه هفته گذشته را دولت جهت كاهش آلودگي هواي تهران تعطيل اعلام نمود. با تعطيل شدن ادارات تهران، بسياري از مردم كه زادگاهشان در شهرهاي ديگر بود فرصت را غنيمت شمرده و براي استفاده از هواي تازه و مطلوب، به اين شهرها مسافرت نمودند از جمله شهرهائي كه طي اين دو، سه روز پذيراي تهرانيهاي دود زده بود ! شهرستان گلپايگان بود كه طي روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه با آمدن به اين شهرستان باعث رونق كسب و كار بعضي از كسبه ها شدند كه از جمله آنها مي توان به رونق مواد غذائي و خشكه بار و عطاريها و همچنين كادوئي فروشيها را نام برد به هر حال ما هر چند به آلودگي هواي تهران راضي نيستيم اما از رونق كسب و كار در شهرمان هم ناراحت نيستيم و دعا مي كنيم در ماه يكبار چنين فرصتهائي نصيب بعضي از كسبه كه در روزهاي ديگر كسب بي رونقي دارند بشود تا آنها هم مانند بعضي ها خوشحال باشند.

فيلم سينمائي حاجي واشنگتن و شبكه 4 ما!
با پخش آگهي فيلم سينمائي حاجي واشنگتن در روز چهارشنبه از شبكه 3 سيما و همچنين خبر پخش اين فيلم سينمائي در جرايد و همچنين گفتگو با بازيگران آن در شبكه 4 سيما، خوشحال از اينكه در جمعه شب اين فيلم  كه از كارهاي زيباي مرحوم علي حاتمي بود را مي بينيم اما غافل از اينكه شبكه 4 مدتي است در اين شهرستان قطع مي باشد و نه اينكه اين شبكه يك كانال فرهنگي مي باشد و مانند شبكه هاي ديگر مثل 1 و 2 و 3 طرفداران پروپاقرص مثل جوانان و خردسالان ندارد لذا مثل اينكه مسئولين صدا و سيما هم ميلي به برطرف نمودن عيب آن از خود نشان نمي دهند و اين از بد شانسي علاقمندان به هنر و فرهنگ است كه بايد به پاي ديگران بسوزند و بسازند! و بدشانسي ما گلپايگانيها كه در مواقعي كه يك برنامه مهم از يكي از شبكه ها مي خواهد پخش شود همان روز آن شبكه را در اين شهرستان نداريم اينهم از شانس ماست!
 
سلطنت رضاشاه 1305-1320
تهيه و تنظيم: حسينعلي مرادي
توسعه صنعتي طي دهه 1930(1310) كه »ركود بزرگ« قيمت كالاهاي سرمايه داري را به شدت كاهش داد، به طور جدي شروع شد. دولت با ايجاد حصارهاي بلند تعرفه اي، اِعمال انحصارات دولتي، احداث كارخانه هاي جديد توسط وزارت صنايع، و تأمين وام با بهره ي كم براي صاحبان آينده ي كارخانجات از طريق بانك ملي، وسيله صنعتي كردن كشور را فراهم ساخت. تعداد واحدهاي جديد صنعتي بدون محاسبه تأسيسات نفتي، در دوره ي سلطنت رضاشاه تا هفده برابر افزايش يافت. در سال 1304 كمتر از 20 واحد جديد صنعتي وجود داشت. از اين تعداد فقط 5 واحد، بزرگ و هر يك داراي بيش از پنجاه كارگر بودند: يك كارخانه قند در خارج از تهران (كهريزك)، يك كارخانه ي كبريت سازي در خوي، و دو كارخانه ي نساجي در تبريز بقيه، واحدهاي كوچك جديد بودند: چاپخانه، آبجو سازي، و واحدهاي الكتريكي در تهران، تبريز، رشت و مشهد. اما در سال 1320 تعداد كارخانجات جديد به 346 واحد رسيده بود. از اين تعداد 200 واحد تأسيسات كوچك- كارگاه تعمير اتومبيل، سيلو، كارگاه تقطير، دباغخانه، و نيروگاه برق در همه ي مراكز شهري- بودند اما 146 واحد ديگر شامل تأسيساتي بزرگ چون 37 واحد نساجي، 8 كارخانه ي قند، 11 كارخانه ي كبريت سازي، 8 كارخانه مواد شيميايي، دو واحد شيشه گري جديد و همچنين يك واحد توتون پاك كني و 5 كارخانه چاي بودند.
در نتيجه تعداد كارگران شاغل در كارخانه هاي بزرگ جديد كمتر از 1000 نفر در 1304 به بيش از 50000 نفر در 1320 افزايش يافت.
طي همين دوره، نيروي كار در صنعت نفت از 20000 نفر به نزديك 31000 نفر رسيد. علاوه بر اين در طول دهه ي 1310 بسياري از كارگاههاي كوچك بويژه كفاشي، نجاري و خياطي گرد هم آمدند و كارگاههاي بزرگي به وجود آوردند. بيش از 75% كارخانه هاي بزرگ در تهران، تبريز، اصفهان، گيلان و مازندران قرار داشتند.
پروژه هاي بلندپروازانه، بويژه پادگانهاي ارتش جديد، وزارتخانه ها، كارخانه هاي صنعتي، و مؤسسات جديد آموزشي، بودجه ي دولت را تا هشت برابر، كمتر از 245 ميليون ريال در 1304 به بيش از 413 ميليارد ريال در 1320 افزايش داد. هزينه اين افزايش نمايان به چند شيوه تأمين مي شد. نخست، توليد نفت افزايش يافت و حق الامتياز را ازيك ميليون پوند به تقريباً چهار ميليون پوند بالا برد. بيشتر حق الامتياز در بودجه اي ويژه منظور و به مصرف خريد سلاحهاي مدرن و ماشين آلات صنعتي مي رسيد. دوم، تعرفه هاي بالا و بهبود تجارت پس از نابسامانيهاي جنگ جهاني اول، درآمد گمركات از 91 ميليون ريال به 421 ميليون افزايش داد. سوم، ماليات بر درآمد كه ناچيز بود با دسترسي حكومت مركزي به شهرستانها افزايش يافت. چهارم، وقتي حكومت مركزي انحصار كالاهاي معرفي چون قند و شكر، چاي، توتون و سوخت را وضع كرد، عوايد حاصل از محل انحصارات از تقريباً صفر به بيش از 1/2 ميليارد ريال سالانه ارتقا يافت. سرانجام، رژيم از سال 1316 به تأمين كسر بودجه متوسل شد و بدين ترتيب حجم اسكناس در گردش را از 16 ميليون ريال در 1311 به بيش از 1/74  ميليارد ريال در 1320 افزايش داد. و به قول يك مورخ، با كمي اغراق، »نظم نوين« رضاشاه »خانه اي بنا شده بر تورم« بود.
ادامه در شماره بعد

سير صعودي و نزولي جنبش دانشجويي
تهيه و تنظيم: حسينعلي مرادي
يكي از تحولات مهم تاريخ معاصر ايران زمين بي گمان به نقش ثبت و سازنده و افتخار آفرين دانشجويان در 16 آذر 1332 مي توان اشاره كرد در آن روز كه حركت مقاومت و ايستادگي نقش آفرينان در مقابل ننگين ترين قراردادهاي حاكمان وقت شكل گرفت. ريختن خون سه تن از عزيزان و شهداي دانشگاه در ورود حاكم وقت آمريكا خود باعث گرديد كه درياي يخ زده دانشگاه با حرارت و گرماي نفسهاي آنان آب شود و اين درياي خروشان مبدأ تحولات بسياري در كشور گردد. اگر چه اين حركت در تاريخ كشورمان به عنوان نقطه عطف بشمار مي رود ولي اين خود بهانه اي شد كه اين روز (16 آذر) را به نام دانشجو نامگذاري شود. تا همه ساله به ياد آن حركت بزرگ كه در واقع نجات كشورمان بود، گرامي داشته شود و حداقل دانشجويان با اين روز اظهار وجود بكنند و يا اينكه چشم به راه مسئولين رده بالاي مملكتي بنشينند تا در جمع آنان قرار گيرند و تحولات جنبش دانشجوي را تفسير و تمجيد كنند. به صورت خيلي مختصر به تحولات چند دهه جنبش دانشجوي در كشوري پردازيم. دانشگاه مركز رشد و نمو علمي و فكري هر جامعه اي بشمار مي آيد و اين تفاوت عمده خود را با ساير مقاطع تحصيلي روشن مي سازد بدين گونه كه دانشگاه جزء تدريس كتابهاي مربوطه و آزمون و گذراندن موفقيت آميز نيست بلكه مركز تحقيق و كنجكاوي علمي و پژوهش در تمام مسائل پيرامون خود مي باشد و خلاصه اينكه به عنوان يك مركز آناليزر مسائل سياسي و اجتماعي و فرهنگي جامعه بشمار مي آيد. اينان اند كه با بررسي دقيق، علمي و واقعه گرايا نه خود مردم عزيزمان را از تحولات دروني و بيروني جامعه آگاه كنند. و اما در آغاز اين حركت تا به امروز بر جنبش دانشجوي چه گذشته است خود نياز به بحث و بررسي بسيار زيادي دارد كه مجال آن نيست.